حوزه علمیه بناب - نيروى سوم روشن‏فكرى
امروز 3 خرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
نيروى سوم روشن‏فكرى




صفحه: 1/5

نيروى سوم روشن‏فكرى


پيدايش و گسترش روحانيت / جريان‏شناسى روحانيت  / پايگاه و كاركرد اجتماعى روحانيت / پيدايش و گسترش روشن‏فكرى  


جريان‏شناسى روشن‏فكرى / پايگاه و كاركرد روشن‏فكرى / رابطه روحانيت و روشن‏فكرى


 اشاره

سازمان روحانيت از زمان معصومان عليهم‏السلام شكل گرفت و در فراز و نشيب‏هاى تاريخ اسلامى و جريان‏هاى مختلف درونى، با پى‏گيرى كاركردهاى اساسى و ايفاى نقش اصلى كه در تعليم و تربيت مردم داشت، ملت ايران را به انقلاب اسلامى رساند.

جريان روشن‏فكرى نيز با سفرهاى شاهزادگان دربار قاجار به اروپا آغاز شد و با روند تأ‌‌سيس و توسعه دانشگاه‏ها در متن جامعه گسترش يافت و به فرهنگ و تاريخ ملى نزديك‏تر شد. از اين‏رو، پس از جريان روشن‏فكرى غربزده، روشن‏فكرى دينى پديد آمد و امروز در پيوند علمى حوزه و دانشگاه جريان نوينى، كه شامل طيفى از نخبگان حوزوى و دانشگاهى است، پديد آمده و مسير بالندگى را مى‏پويد. اين جريان جديد، روشن‏فكرى متدين است كه با تكيه و تأكيد بر مبانى دينى، روش‏ها و يافته‏هاى دانش نوين را مورد تأمّل قرار داده و به توليد دانش همّت نهاده است.

مقدّمه

 

1. با مطالعه جامعه‏شناسانه گروه‏ها و نيروى‏هاى اجتماعى، مى‏توان منشأ پيدايش انديشه‏ها و مسير روند جريان‏هاى اجتماعى را شناخت و منظرهاى تازه‏اى را در تحولات اجتماعى كشف كرد.

در اين‏گونه پژوهش‏هاى توصيفى عوامل پيش‏برنده و اصلاح‏كننده جامعه شناسايى شده و در طراحى برنامه‏ها و چشم‏اندازهاى مديريت جامعه توصيه‏هاى كارامدى به دست مى‏دهد.( بروس كوئن، مبانى جامعه‏شناسى، ترجمه غلامعباس توسلى و رضا فاضل، چاپ سيزدهم، سمت، 1381، ص 16)

2. اساس دين مبين اسلام، كه در مذهب تشيع ناب‏ترين و بى‏پيرايه‏ترين چهره خود را مى‏نمايد، بر تعليم و تربيت و تفكر و دانايى نهاده شده است. تعليم و تربيت، لايه‏هاى ژرف وجود انسان را مى‏كاود و مى‏سازد. تا اين مرحله به نصاب معينى نرسد، امكانات تمدّن‏سازى اسلام تأمين نشده و در ساختن ساختارهاى رويين اجتماعى كاميابى حاصل نخواهد شد. اين سنّت الهى در همه ملت‏ها و بر همه انبيا جارى بود كه با كتاب به سوى مردم مى‏آمدند تا عدالت را بر پا سازند.( حديد/ 25)

با سير شكوفاى تاريخى نهاد تعليم و تربيت به دست روحانيت، پس از چهارده قرن، انقلاب اسلامى ايران بر نهال مكتب امامان به ثمر نشست و صد البته اين نهال كه امروز درختى تنومند و تواناست، در طوفان اين دوران، نياز فزون‏ترى به تحكيم و تقويت دارد.

در دو سده اخير، كه شاخه‏هاى نهاد تعليم و تربيت از غرب به ايران رسيد و عده‏اى از ميوه آن چشيدند، خط سير جديدى در تعليم و تربيت و تفكر پيدا شد كه ـ به اصطلاح ـ روشن‏فكرى را پديد آورد. تعليم و تربيت بستر تحولات، اصلاحات و انقلاب‏ها را در جامعه فراهم مى‏كند و زايش فرهنگى بسيار و البته ديرياب دارد. بنابراين، دو پايگاه اجتماعى روحانيت و روشن‏فكرى با كاركردهاى بعضا همانند، مسئوليت‏هاى خطيرى بر عهده دارند؛ مطالعه نسبت اين دو از اهميت بسزايى برخوردار است.( ر.ك : جلال آل احمد، در خدمت و خيانت روشن‏فكران، چاپ سوم، انتشارات فردوسى، 1376، فصل چهارم. )

در اين تحقيق، نيروى سوم روشن‏فكرى در ايران پس از انقلاب شناسايى شده و به عنوان روشن‏فكرى متدين معرفى مى‏گردد. اين نيرو كه از هم‏نهادى انديشه دينى و دانش بشرى با مبناگروى در حوزه تفكر دينى در دو نهاد حوزه و دانشگاه برمى‏آيد، در زمينه توليد دانش و نظريه‏پردازى مى‏تواند نقش اصلاح‏گرى و هدايت نظام اسلامى را در تحقق اهداف والاى آن به شايستگى ايفا كند.




صفحه بعدی (2/5) صفحه بعدی