حوزه علمیه بناب - پيشينه سازمان روحانيت
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
پيشينه سازمان روحانيت




صفحه: 1/2

پيشينه سازمان روحانيت


نهاد روحانيت شيعه

آنچه هم اكنون به عنوان دستگاه روحانيت شيعه مرجعيت مذهبي جامعه شيعه ايران را عهده‌دار است خاستگاهي ديرينه دارد. توجه به اين خاستگاه ريشه‌دار و اصيل مي‌تواند ما را در شناختن هويت جامعه ديني ايران كه پيوندي سترگ با جريان تفكر اسلامي و بالاخص شيعي دارد ياري ‌رساند.
اطلاق«روحانيت» و «روحاني» بر حوزه علمي مسلمانان و بر دانشمندان اسلامي، يك اصطلاح جديد است كه ظاهراً محصول سده‌هاي جديد است.

روحاني و روحانيت

فرد روحاني و تشكيلاتي به نام روحانيت در دستگاه كليساي مسيحيت وجود داشته و ابتدائاً آنان به اين اسم موسوم بوده‌اند.
بعيد نيست، نامگذاري مذكور حاصل برخورد علوم انساني جديد با انديشه‌هاي جوامع اسلامي است. پيش از آن، كلمه عالم، علما، اهل علم و... به جاي روحاني و روحانيت استفاده مي‌شده است. البته در انديشه اسلامي نسبت بين علم و دانش با معنويت و روحانيت دقيقاً يكسان و يكطراز بوده است. تصور مباينت و اختلاف بين ساحت علم با ساحت معني نيز از دستاوردهاي نهضت اومانيسم در مغرب زمين است.

از آنجا كه در دين اسلام و فرهنگ شيعي نيز اعتلاي روح و جان بشري غايت موجوديت عالمان دانسته شده است، نامگذاري مذكور از سوي روحانيت اسلامي و شيعي به رسميت شناخته شد.

نهاد روحانيت مركز انحصاري توليد علم تا قبل از تأسيس مدارس جديد

تا قبل از تأسيس مدارس جديد كه مي‌توان سرآغاز آن را تأسيس مدرسه دارالفنون توسط اميركبير دانست، نهاد روحانيت، مركز انحصاري علم و دانش در جوامع اسلامي و جامعه ايران بود. مراكز علمي شيعه به حوزه‌هاي علميه موسوم بوده‌اند.

مي‌توان گفت: تا حدود صدسال پيش از اين هركس مي‌خواسته است از جرگه عوام خارج ‌شود و به حلق دانايان و عالمان و فرهيختگان درآيد تنها و تنها مي‌بايست در مدارس قديم كه از مكتب يا مكتبخانه در دوران كودكي آغاز مي‌شده است شروع مي‌كرد. در مكتبخانه علوم مقدماتي و آشنايي‌هاي مقدماتي با قرآن و مسائل بنيادين اخلاقي و مذهبي به كودكان آموزش داده مي‌شد. از آنجا كه دانش در گذشته فقط به خاطر خود دانش فضيلت شمرده مي‌شد، برخلاف جوامع امروزي كه دانش و تحصيلات موقعيت شغلي و اجتماعي او را تعيين مي‌كند از خيل دانش‌آموختگاني كه مكتب را تمام مي‌كردند تنها افراد انگشت شماري به حلقه درس مدارس عالي آن روزگاران (حوزه‌هاي علميه) وارد مي‌شدند. يعني آنان كه حقيقتاً تشنه دانش و معرفت بودند.

ظهور و شكوفايي فكر شيعي

ظهور، شكوفايي و بالندگي سازمان روحانيت شيعه به دوره دو تن از امامان شيعه(امام باقر و امام صادق عليهم‌‌السلام ) برمي‌گردد. در پي ضعف پايه‌هاي حكومت بني‌اميه و انتقال قدرت سياسي جهان اسلام به عباسيان، فضايي به وجود آمد كه اين فرصت را در اختيار امام باقر داد تا با تشكيل محافل علمي شاگرداني را در اين راه تربيت نمايد. فرصت يادشده پس از شهادت امام باقر عليه‌السلام به شكلي بهتر در اختيار فرزندش امام ششم شيعيان قرار گرفت. رونق بازار دانش و فقاهت در دوره امام صادق عليه‌السلام با تربيت چهار هزار شاگرد به اوج خود رسيد. جريان‌هاي ماديگرا و الحادي كه به زنادقه معروف بودند و نيز بسياري از جريان‌هاي اعتقادي مسلمان غيرشيعه از جمله دو مذهب كلامي اعتزال و اشعري در زمان امام صادق عليه‌السلام با آزادي كامل در جامعه اسلامي به نشر عقايد خود مي‌پرداختند و بازار بحث و مناظره علمي و اعتقادي به شدت داغ بود. البته پس از امام صادق عليه‌السلام و با محكم شدن پايه‌هاي حكومت عباسيان، آنان نيز راه بني‌اميه را در پيش گرفتند و عرصه را بر گسترش معارف اهل‌بيت از طريق رهبران معنوي و ائمه معصومين تنگ كردند. و لذا، آن رونق علمي سابق را در زمان ائمه ديگر تا شروع عصر غيبت مشاهده نمي‌كنيم. هرچند فقيهان، عالمان و محدثان عديده‌اي در اين دوره نيز به وجود آمدند. آغاز غيبت كبري كه ارتباط عموم مردم از دسترسي مستقيم به شخص امام معصوم و علم و دانش او قطع شد را مي‌توان سرآغاز گشوده شدن باب حوزه‌هاي علمي شيعه به شكل جديد دانست. حال، ديگر فقيهان و عالمان مي‌بايست به تنهايي دستاورد فكري و علمي تفكر شيعي را غني مي‌ساختند و آن را از معرض تحريف و تعرض مصون نگاه مي‌داشتند.

در اين قسمت مطالبي را درباره تاريخ فقهاء شيعه از زبان استاد مطهري نقل مي‌كنيم:

«...تاريخ فقهاي شيعه را از زمان غيبت صغرا(260-320 هجري) آغاز مي‌كنيم به دو دليل، يكي اينكه، عصر قبل از غيبت صغرا عصر حضور ائمه اطهار است و در عصر حضور، هرچند فقها و به معني صحيح كلمه، مجتهدين و ارباب فتوا كه ائمه اطهار آنها را به فتوا دادن تشويق مي‌كرده‌اند بوده‌اند، ولي خواه ناخواه فقها به علت حضور ائمه اطهار عليهم‌‌السلام تحت الشعاع بوده‌اند، يعني مرجعيت آنها در زمينه دست‌نارسي به ائمه بوده است و مردم حتي‌الامكان سعي مي‌كردند به منبع اصلي دست يابند و خود آن فقها نيز مشكلات خود را تا حد مقدور و ممكن با توجه به بعد مسافت‌ها و ساير مشكلات، با ائمه اطهار درميان مي‌گذاشتند. ديگر اين كه علي‌الظاهر فقه مدون ما منتهي مي‌شود به زمان غيبت صغرا، يعني تأليف و اثري فقهي قبل از آن دوره از فقهاي شيعه فعلاً در دست نداريم يا اين بنده اطلاع ندارد.

ولي به هر حال در شيعه نيز فقهاي بزرگي در عصر ائمه اطهار وجود داشته‌اند كه با مقايسه با فقهاي معاصر آنها از ساير مذاهب، ارزش آنها معلوم و مشخص مي‌شود. ابن‌النديم فن پنجم از مقاله ششم كتاب بسيار نفيس خود را كه به نام فهرست ابن النديم شهرت و اعتبار جهاني دارد اختصاص داده به فقهاء الشيعه و در ذيل نام‌هاي آنها از كتاب‌هاي آنها در حديث يا فقه ياد مي‌كند.




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی