حوزه علمیه بناب - جايگاه روحانیت از منظر شهيد بهشتي
امروز 4 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
جايگاه روحانیت از منظر شهيد بهشتي




صفحه: 1/4

 جايگاه روحانیت در نظام اسلامي از منظر شهيد بهشتي


نقش روحانیت در شكل گيري و پيروزي انقلاب اسلامي غير قابل انكار است. روحانيون شيعه بر خلاف روحانيان اهل سنت توانستند با كسب قدرتي ويژه، نقشي حساس و مهم، در حركت هاي سياسي اجتماعي يك قرن اخير و در تحولات خاورميانه از جمله در فلسطين، لبنان، ايران و عراق امروز ايفا نمايند. هر زمان روحانيان شيعه ايران با قدرت سياسي حاكم به مبارزه پرداخته اند، قدرت سياسي نبرد را باخته است. قدرت روحانيان به دليل پايگاه اجتماعي و معنوي آنان در ميان توده مردم، قابل قياس و برابري با قدرت رهبران سياسي غيرمذهبي نيست و همين امر موجب برانگيختن رشك و حسد سياستمداران به آنها شده است و در عين نيازي كه به آنها داشته اند. هر زمان كه توانسته اند، از حذف آنها و خيانت به آن ها دريغ نكرده اند. همين قدرت و نفوذ روحانیت شيعه در ميان توده مردم باعث شد كه دشمنان روحانیت شيعه بعد از ورود آيت الله سيدمحمدباقر حكيم به عراق، او را ترور و از صحنه تحولات سياسي و اجتماعي عراق حذف كردند. در ايران نيز روحانیت همواره با مردم بوده و با آنها زندگي كرده است. اين امر موجب پيوند و ارتباط عميق ميان ملت و روحانیت شده است. سرانجام اين پيوند و حضور قدرتمند و موثر ايدئولوژي اسلامي موجب وقوع انقلاب اسلامي شده است. همين پيوند نيز اين انقلاب را از سال 1357 تا به امروز، حفظ و پايه هاي آن را تحكيم كرده است. هر چند تلاش هايي در سال هاي اخير به عمل آمده است تا با جدا كردن روحانیت از زندگي با مردم و ايجاد فاصله ميان آنها، بحران اعتماد و بدبيني را ميان روحانیت و مردم ايجاد كنند و به اهداف خود كه همان تضعيف پايگاه روحانیت در ميان ملت و نيز ضربه به انقلاب اسلامي است دست يابند.

 نقش روحانیت در پيروزي انقلاب اسلامي

 سه ركن اساسي در پيروزي انقلاب اسلامي نقش اساسي داشت. رهبري، يكي از اين سه عنصر مهم در پيروزي اين انقلاب اسلامي به عهده حضرت امام خميني (ره) بود. ايشان از متن روحانیت برخاسته بود. پايگاه وسيع اجتماعي و سياسي حضرت امام راحل در ميان توده مردم غيرقابل انكار است. در كنار رهبري قدرتمند و متنفذ سياسي و معنوي، روحانیت نيز نقش بسيار مهمي در پيروزي انقلاب اسلامي داشته است. در قرن اخير، رهبران ملي ايران كه عموما ليبرال بودند، هم به اين نتيجه رسيدند كه بدون حمايت روحانيان و علما نمي توان با توده هاي مردم ارتباط برقرار نمود و آنها را به حركت درآورد. لذا با آنها نوعي تفاهم تاكتيكي برقرار كردند تا شايد روحانيان، توده هاي مردم را در جهت نيل به اهداف ملي، تحريك و فعال نمايند. (1) نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت از جمله مواردي بود كه روحانيان نقش رهبري مردم را در آنها برعهده داشتند، اما رهبران غيرروحاني و ليبرال ها تنها ميوه چينان آن جنبش ها بوده اند. از طرف ديگر روحانيان براي رژيم هاي سياسي از همه مخالفين ديگر خطرناك تر بوده اند، زيرا آن ها كمتر اهل سازش و تسليم بودند و نه تنها با زد و بندهاي سياسي آشنايي نداشتند، بلكه اصولا در مفهوم و معناي ماكياولي سياست، تربيت نيافته بودند و اگر هم وارد ميدان سياست مي شدند، صرفا به اين دليل بود كه ملت و مذهب را در خطر مي ديدند.

 در سيستم روحانیت ايران، سلسله مراتب رسمي وجود ندارد و بر خلاف سيستم هاي متمركز سياسي مانند احزاب، رابطه خشك مافوق و مادون بر آن حكومت نمي كند، بلكه صرفا رابطه اي قلبي و معنوي بر اساس اجتهاد و تقليد، گروه هاي اجتماعي را با روحانيان و در نهايت با رهبران مذهبي در چارچوب مكتب پيوند مي دهد.

در اين سيستم، اطاعت كوركورانه و اجبار، مفهومي ندارد. مكانيسم عضوگيري مطرح نيست و ورود به گروه هاي فعال، شرايط و ويژگي هاي خاص لازم ندارد. تنها قبول اهداف و چارچوب كلي مبارزه براي مشاركت در حركت هاي سياسي - مذهبي مردم كفايت مي نمايد و از ميان همين روحانيان است كه رهبران مذهبي - سياسي بزرگي همچون امام خميني (ره) ظهور مي كند.

 «رايت گرادم» در رابطه با نقش روحانیت و مسجد در مبارزه مردم ايران چنين مي نويسد:

 «واقعيت امر اين است كه روحانیت در ميان مردم زندگي نموده و ارتباط بسيار نزديك تري با آنها داشته است و نتيجتا از احساسات توده ها آگاهي بيشتر دارد. مسجد جزء لاينفك زندگي توده هاي مردم و بازار است و بازار، مركز زندگي عادي مردم. زماني كه روحانیت با سياست هاي دولت مخالفت مي كند، نظرات آنها داراي چنان مشروعيتي است كه حتي در سخت ترين شرايط استبدادي نيز مورد توجه قرار گيرد. از طرف ديگر شبكه ارتباطي روحانیت و سيستم مسجد، قدرت تماس با همه اقشار مردم را براي آنها فراهم مي كند». (2)

 امام خميني (ره) با مطالعه و تجربه نهضت مشروطه و ملي شدن صنعت نفت، وقتي رهبري را به دست گرفت، اجازه نداد ديگران از جمله ليبرال ها، در رهبري و بهره برداري از ثمره مبارزات مردم شريك شوند. او از ابتدا هدف خودرا نه در پيروزي و تحقق خواسته هاي خود و مردم، بلكه در اجرا و اداي تكليف شرعي قرار داد. امام خميني (ره) با توجه به پايگاه روحانیت در ميان مردم و تكيه بر شعارها و معيارهاي روشن اسلامي و قاطعيت خاص خود، تاكتيك هاي لازم را براي رسيدن به يك جامعه ايده آل اسلامي به كار گرفت و سرانجام نيز موجب پيروزي انقلاب اسلامي شد.




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی