حوزه علمیه بناب - روحانيت از ميدان مبارزه تا اداره جامعه
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
روحانيت از ميدان مبارزه تا اداره جامعه




صفحه: 1/3

روحانیت از میدان مبارزه تا اداره جامعه


به روايت رساي امام خميني (س ) « روحانيت اسلام ... در هر عصري از اعصار براي دفاع از مقدسات ديني و ميهني خود مرارتها و تلخي هاي متحمل شده اند و همراه با تحمل اسارتها و تبعيدها زندانها و اذيت و آزارها و زخم زبانها شهداي گرانقدر را به پيشگاه مقدس حق تقديم نموده اند » و « در هر نهضت و انقلاب الهي و مردمي علماي اسلام اولين كساني بوده اند كه بر تارك جبين شان خون و شهادت نقش بسته است . » (1 ) پيدا است كه با توجه به اين نكته عرصه سخن گفتن از « روحانيت » بويژه گروه ممتاز مبارزين و مجاهدين از آنها ميدان وسيعي است كه مجال واسعي مي طلبد ولي عنواني كه براي اين مكتوب مختصر برگزيده شد بررسي را محدود و مختص به روحانيون مجاهدي مي سازد كه در جريان نهضت روحانيت و انقلاب اسلامي ايران ايمان و استواري در ميدان مبارزه و سپس مسئوليت شناسي و بصيرت بر عهده گيري مديريت هاي گوناگون در نظام جمهوري اسلامي را دارا بودند و كارنامه درخشان و افتخارآميزي را از خود به نمايش گذاردند. اين حقيقت نيز برهمگان روشن است كه سخن گفتن از سلسله جنبان مجاهدان روحاني يعني امام خميني (س ) نيازمند تامل و نگارش هايي است . پيشاپيش بر اين واقعيت تاكيد مي نمائيم كه هدف از پرداختن به نقش و كارنامه روحانيت در مبارزات آزادي خواهانه و استقلال طلبانه و نيز خدمات فراوانشان در مديريت ايران اسلامي ـ كه گرفتار طوفان هاي سهمگين توطئه و دشمني بودـ به معناي ناديده گرفتن مجاهدت و مشاركت ديگر اقشار و گروههاي مبارز و صادق نمي باشد چرا كه انقلاب اسلامي ايران با رهبري هاي پيامبر گونه رهبر كبير انقلاب و بيداري و پايداري ملت مسلمان ايران عليه استبداد و استعمار بود كه همه اقشار و گروهها در آن رستاخيز عمومي به ايفاي نقش سازنده پرداختند. ولي اين واقعيت را نمي شود انكار كرد كه رهبري اين قيام و انقلاب و ياران نزديك تر و موثرتر رهبري تربيت يافتگان حوزه هاي علميه شيعه بوده اند كه به همين خاطر يكي از نام هاي نهضت اسلامي « نهضت روحانيت » و نام انقلاب هم انقلاب اسلامي گذارده شده است . بنابراين در حادثه بزرگ انقلاب اسلامي ايران خدمات و مجاهدات شاگردان مكتب امام صادق (عليه السلام ) و سربازان امام عصر مهدي موعود (ارواحنا فداه ) بي بديل و ممتاز مي باشد.

روحانيت در ميدان مبارزه

 تعاليم حياتبخش اسلام پيروان خود را به حريت و زندگي عزت مندانه فرا مي خواند و حتي بالاتر تن به ذلت دادن و ظلم پذير شدن را براي آنها ممنوع ساخته است و از آنجائي كه زلال ترين معارف اسلامي توسط ائمه اطهار (عليهم السلام ) تبيين و تفسير گرديده است شيعيان از اين نظر از وضعيت ممتازي برخوردار مي باشند. پيروان اهل بيت در طول تاريخ با رهبري و روشنگري عالمان راستين و با درس آموزي از منبع پايان ناپذير و شعله هاي هماره نوراني قيام سيد الشهدا (عليه السلام ) باظلم و ظالمين سرناسازگاري داشتند و عزت را جستجو مي كردند. و اين كارنامه با ورود دولتهاي استعماري و سلطه گر به ممالك اسلامي رنگ و جلائي خاص گرفت و بويژه در ايران اسلامي از نهضت تحريم تنباكو توسط ميرزاي شيرازي (ره ) به اين طرف به موازات پيچيده تر شدن توطئه هاي سلطه گران پرچم مبارزه برافراشته تر گرديد چه در انقلاب مشروطه و چه مبارزات استقلال خواهانه شمال و جنوب و... ايران اسلامي كه رهبراني در كسوت روحانيت داشتند و چه نهضت ملي كردن صنعت نفت كه باز ركني مهم از آن روحاني بزرگوار و مبارز آيت الله كاشاني (ره ) بود تا قيام پانزده خرداد 1342 كه با رهبري امام خميني (س ) و ميدان داري روحانيت مبارز آغاز و ادامه يافت و به انقلاب اسلامي منتهي شد و شاهد پيروزي را در 22 بهمن 1357 در آغوش گرفت . در همه اين قيام ها و مبارزات نه تنها روحانيت رهبري فكري و ايدئولوژيك را برعهده داشت كه رهبري ميدان مبارزه و جهاد نيز برعهده آنان بود كه شهداي بزرگ و فراوان روحانيت در اين مبارزات اسناد زنده و ماندگار براي اين ادعا مي باشند. « كدام انقلاب مردمي اسلامي را سراغ كنيم كه در آن حوزه و روحانيت پيش كسوت شهادت نبوده اند و بر بالاي دار نرفته اند و اجساد مطهرشان بر سنگفرشهاي حوادث خونين به شهادت نايستاده است در 15 خرداد و در حوادث قبل و بعد از پيروزي شهداي اولين از كدام قشر بوده اند خدا را سپاس مي گزاريم كه از ديوارهاي فيضيه گرفته تا سلولهاي مخوف و انفرادي رژيم شاه و ... خون پاك شهداي حوزه و روحانيت افق فقاهت را گلگون كرده است . » (2 ) تلاش روحانيت مبارز تنها در مقابله با نيروهاي اهريمني و سينه سپر كردن در برابر گلوله و سرنيزه نبود بلكه همانها در ميدان جهاد و نبرد فكري با منطق قوي و تعاليم غني اسلامي به مصاف ديگر مدعيان مي رفتند و با روشنگري فكري انگيزه مبارزه با باطل و باطل گرايان را صد چندان مي كردند. آنها در برابر سلطه سياه و وحشت انگيز كمونيستي و هجمه هاي سازمان يافته حزب توده « اصول فلسفه و روش رئاليسم » را تحكيم و تفسير كردند و براي هميشه شرننگ تلخ ناكامي را به سران مرام مادي چشاندند. چنانكه با روشن بيني و اميدواري واز سرايمان به وعده الهي « آينده را در قلمرو اسلام » ديدند و به نسل تشنه و سرگشته راه را نشان دادند. همان طوري كه با پرده برداري از « كارنامه سياه استعمار » « سرگذشت فلسطين « مظلوم و اشغال شده را براي مبارزين مسلمان روايت كردند گرچه به قيمت زندگي مخفي و گرفتار آمدن در زندان هاي حكومت آمريكايي ـ اسرائيلي پهلوي و تحمل شكنجه هاي باور نكردني و قرون وسطايي ! آري به درستي بايد گفت : « در ترويج روحانيت و فقاهت نه زور سرنيزه بوده است نه سرمايه پول پرستان و ثروتمندان بلكه هنر و صداقت و تعهد خود آنان بوده است كه مردم آنان را برگزيده اند . (3 ) همان گونه كه متفكر عاليقدر و مبارز ميدان هاي گوناگون علامه شهيد مطهري (قدس سره ) گفته است « منصف ها نقش روحانيت را در نهضت انقلابي ايران انكار نمي كنند و قابل انكار نيست » . (4 ) او خود قهرمان مبارزه اي علمي و فكري با ماترياليسم و اعوجاج و انحراف پديد آمده از سوي التقاطيون و نيز كج فكري هاي متحجرين عقب مانده بود و با اخلاص و جهاد علمي منظومه اي با جامعيت گسترده و متنوع براي نسل حاضر و آينده گان پديد آورد و از دستگيري و زندان و فشار ساواك هم بي نصيب نبود.




صفحه بعدی (2/3) صفحه بعدی