حوزه علمیه بناب - روحانیت و اهتمام به اخلاق
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
روحانیت و اهتمام به اخلاق




صفحه: 1/2

روحانیت و اهتمام به اخلاق


  «اخلاق» در «حوزه» و براي «حوزويان» از جمله موضوعات مسائل و دغدغه هاي راهبردي است چنانكه كار آمدترين راهكار براي «طلبه شدن» و «طلبه ماندن» نيز هست. اخلاق همانگونه كه از گذشته و همواره محور تاكيدات مربيان و معلمان علوم الهي بوده است براي هميشه سزاوار توجه كردن و توجه دادن اهل علم به آن است چرا كه آراستگي و تخلق طلبه و عالم ديني به زيور اخلاق موثرترين شيوه براي تبليغ و دعوت است. اخلاق سرمايه و دستمايه اصلي و اساسي انبيا الهي و اوصيا آنان (عليهم السلام ) بوده است كه تحصيل آن براي وارثان علوم و آموزه هاي آنها كه عالمان دين هستند از ضرورت بالايي برخوردار است.

 

براستي اگر رسول اكرم (ص ) چنانكه خداوند در قرآن مي فرمايد به مرتبه «وانك لعلي خلق عظيم» نمي رسيد مي توانست دريافت كننده «قولا ثقيلا» باشد آن حضرت پس از آنكه «رحمه للعالمين» گرديد به سوي همه جهانيان برانگيخته شد و براي آنان مائده اي از آسمان آورد كه براي همه ساكنان پهنه زمين در درازي زمان بسنده و پاسخگو و كافي است.

 

گر چه سفيران الهي «ولايت» و «امامت» را توام با يكديگر دارا بودند ولي باطن امامت آنها نيل به مقام ولايت الهي تشكيل مي داد كه همان مقام عصمت و طهارت از آلودگي ها و آراستگي كامل به اخلاق الهي بوده است يعني چون بر خويش و ديگران ستمي روا نداشتند مخاطب به خطاب «اني جاعلك للناس اماما» گرديدند.

 

  

عالمان وارثان پيامبران

 

عالمان دين وارث مكتب و مرام پيام آوران الهي مي باشند پيام آوراني كه در قرآن كريم به انواع صفات و خلقيات عاليه توصيف و معرفي شدند و پيامبر عزيز اسلام كه خلق عظيم داشت و در عالي ترين مراتب آقائي و بزرگواري پيش از رسالت هم در زندگي چهل ساله خود در ميان قريش به «امين» و «صادق» شناخته مي شد و كسي كار و صفت خلاف اخلاقي از او سراغ نداشت چنانكه جانشينان آن حضرت به صادق رضا جواد تقي نقي و... متصف و شناخته مي شدند.

 

اين وارثان انبيا در صورتي واقعا سزار عنوان وارث مي باشند كه سهم لازم خود از اخلاق و علوم الهي و وحياني را دارا باشند يعني همان گونه كه رسول گرامي (ص ) براي اتمام مكارم اخلاق مبعوث شد و خود پيشاپيش همه كامل ترين نمونه اخلاق بود عالمان دين و طلاب و روحانيان در كنار دعوت جامعه به اخلاق خود بايد به اخلاق اسلامي آراسته و از زشتي هاي اخلاقي پيراسته باشند تا در دلها نفوذ داشته باشند و دعوتشان شنيده و پذيرفته گردد.

 

اميرالمومنين علي (عليه السلام ) در كلامي نوراني مي فرمايد:

 

«آن كس كه خويشتن را در جايگاه امام و پيشواي مردم قرار دهد بر او لازم است نخست خويش را پيش از ديگران تعليم دهد و معلم و آموزگار خويشتن باشند و نيز بايد پيش از اينكه بازبان ديگران را با ادب سازد با سيره و رفتار خود آنها را به ادب فرا خواند زيرا آن كس كه به تعليم و تاديب خود اقدام مي كند برتر از كسي است كه معلم و مودب مردم است.» 1

 

گام هاي آغازين طلبه بايد اخلاقي و بر پايه تقوي باشد تا بار امانت را سالم و بي كم و كاست حمل كند و سيره سلف صالح اينگونه بود كه از چه استادي درس بياموزند برايشان مهم و تعيين كننده بود.

 

حضرت آيت الله جوادي آملي از آغاز طلبگي خود اينگونه ياد مي كند:

 

«پدرم معتقد بود كه درس نخست را بايد استاد بزرگواري بگويد كه خودش تزكيه شده باشد از اين رو مرا خدمت مرحوم آيت الله فرسيو رضوان الله عليه ) برد كه مردم شهر بويژه علما درباره قداست تنفس آن مرحوم تعابير خاصي داشتند. وقتي پدرم مطلب را با ايشان در ميان گذاشتند او نيز كاملا استقبال كرد و با بياني گرم براي ما درس امثله و شرح امثله گفت:» 2

 

آن استاد وارسته با جان مهذب خود چنان سروشي در گوش شاگرد خواند كه شاگرد بزرگوار پس از دهها سال و پيمودن مدارج عالي علمي و عملي در يادكرد آن درس مي گويد: «هنوز مديون سروش غيبي آن بزرگ استاد هستم و هنوز شيريني آن را در ذائقه ام احساس مي كنم.» 3

 

  

اخلاق تعيين كننده است

 

طلبه براي آموختن علوم و دانش هاي ديني رهسپار حوزه هاي علميه مي شود اما مقدمه لازم و زمينه واجب اهتمام به اخلاق و تربيت خويشتن و رام كردن نفس سركش و اصلاح جان است. بلكه تخلق به اخلاق الهي «غايت» و ذي المقدمه علم آموزي به حساب مي آيد. مرحوم حاج شيخ عبدالكريم حائري (رضوان الله عليه ) كه از مقام عالي علمي برخوردار و موافق به تعليم و تربيت چند تن از مراجع دوره اخير شده بود در كنار شئون علمي به اخلاق طلاب توجه ويژه اي داشت به گونه اي كه «به مسائل اخلاقي حساسيت فراوان داشت و بسيار در تهذيب اخلاق طلاب سعي و كوشش مي نمود و به محض اينكه سواخلاقي از طلاب علمي ديده مي شد شهريه او را قطع مي نمود و مي فرمود: به درد من نمي خورد و مايل نيستم در حوزه باشد ولو خوب هم تحصيل نمايد.» 4

 

  

معلم اخلاق

 

حضرت آيت الله بروجردي «قدس سره ) در كنار توجه جدي به جنبه رشد علمي طلاب به اخلاق و معنويت آنها نيز اهتمام مي ورزيد چنانكه يكي از شاگردان آن استاد الفقها مي گويد آن مرحوم «براي اصلاح حال طلاب خيلي مي كوشيد. برخي از روزهاي چهارشنبه و آغاز تعطيلات طلاب را نصيحت مي كرد و اين نصايح خيلي موثر واقع مي شد. آن مرحوم مي فرمود اي كاش كسي مثل حاج ميرزا علي آقاي شيرازي در قم مي بود و طلاب را موعظه مي كرد. البته گاهي از وي دعوت مي كرد كه به قم بيايند و طلاب را نصيحت كنند با اين كه حاج ميرزاعلي آقا شيرازي در اصفهان شاگردش بوده است.» 5 اين استاد اخلاق همان است كه شهيد مطهري (قدس سره ) درباره درس اخلاق او مي گويد: «مواعظ و اندرزهايش چون از جان بر مي آمد لاجرم بر دل مي نشست هر وقت به قم مي آمد علما طراز اول قم با اصرار از او مي خواستند كه منبر برود و موعظه نمايد. منبرش بيش از آنكه «قال» باشد «حال» بود» 6 اين شهيد مطهر و مهذب كه از نعمت مجالست و موانست آن عبد صالح بهره مند شده بود در بياني ديگر اين معلم اخلاق را اينگونه معرفي مي كند:

 

«از بزرگترين مرداني بود كه من در عمر خود ديده ام و به راستي نمونه اي از زهاد و عباد و اهل يقين و يادگاري از سلف صالح بود.» 7

 

   




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی