حوزه علمیه بناب - مفسران دینی در جامعه
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
مفسران دینی در جامعه




صفحه: 1/9

مفسران دینی در جامعه (روحانیان و روشنفکران)


مقدمه  

بررسی نقش مفسران دین در جامعه یکی از محورهای جامعه شناسی دین است. در هر جامعه ای از دو گروه روحانیان و روشنفکران با عنوان مفسران یاد می شود. مقصود ما از مفسران دین در این مقال، روحانیان و روشنفکرانی است که به تفسیر و تبیین معارف دینی در زمان غیبت می پردازند. براین اساس به بررسی مساله در دو بخش می پردازیم:

الف - روحانیان  

پیش از پرداختن به نقش روحانیان به عنوان مفسران دین ضرورت دارد دو مساله اساسی در باب روحانیان بررسی شود: نخست دلیل نیاز دین به روحانیت و دوم جایگاه اجتماعی روحانیت و چگونگی شکل گیری آن. بررسی این دو مساله زمینه را برای روشنتر شدن نقش ایده آل و نقش بالفعل روحانیت فراهم می سازد.

نیاز دین به روحانیت 

این نیاز، که گروهی برای دفاع از دین تربیت شوند، اختصاص به دین اسلام ندارد. در ادیان آسمانی دیگر نیز، از جمله مسیحیت و یهودیت، علما و دانایان دینی وجود داشته و دارند که به بیان و نشر حقایق دینی می پردازند. شهید مطهری رحمه الله وجود گروهی به عنوان عالم دین را در اسلام و دیگر ادیان آسمانی ضروری می داند: «هر دین و از جمله اسلام، خواه ناخواه، به یک فرقه و دسته و گروهی نیازمند است که آنها علما و دانایان و متخصصان آن دین باشند. همه ادیان دنیا یک فرقه و طبقه ای دارند که آن را به نام های مختلف می خوانند. اینها را یک وقتی "کهنه" می گفتند، مسیحیان "کشیش" می گویند، که در قرآن "قسیس" معرب آن است، یهودی ها در عصر قرآن علمای خود را "احبار" می گفتند. آیا اسلام وجود صنفی را که آنها عالم دین باشند پذیرفته است؟... بله، البته پذیرفته است. دین کارشناس می خواهد. اگر دینی عالم دینی نداشته باشد، جاهل ها چیزی از آن دین باقی نمی گذارند. خصوصا در اسلام، از آن جهت که دین خاتم است، علما و دانشمندان رکن بزرگی به شمار می روند. بسیاری از وظایف انبیا را در این عصر علما باید انجام دهند.» (1)

به دلیل انحرافاتی که در کتب آسمانی ادیان الهی بجز اسلام رخ داده و با توجه به این نکته که اسلام، آخرین و کامل ترین دین آسمانی و از این رو، نیازمند حفظ، مراقبت و پاسداری از خطر انحراف است و نیز به دلیل اینکه ائمه علیهم السلام در زمان حیات خویش با همه توان، پاسدار دین بوده اند و به نشر حقایق دینی و تفسیر آن می پرداختند و هم ایشان سفارش نموده اند که گروهی در«حوادث واقعه » به کسب معارف وحقایق دینی وسپس نشر آن بپردازند، بنابراین، دین همچون دری ناب نیازمند حفاظت، نگاهبانی و پاسداری است. شهید مطهری رحمه الله در این زمینه می فرماید:

«با تغییراتی که در وضع زندگی مردم نسبت به صدر اسلام پیدا شده و با توسعه روزافزون علوم و احتیاجات، ضرورت دارد که گروهی همه عمر ممحض باشند برای تحصیل و اداره شؤون دینی مردم. در صدر اسلام احتیاج این قدر نبوده، عقده ها، شبهه ها و همچنین معاندین و دشمنان اسلام این قدر نبوده اند. حتما ضرورت دارد همیشه گروهی ممحض برای دفاع از اسلام و جوابگوی به احتیاجات دینی مردم بوده باشند.» (2)

ضرورت پاسداری از دین، که برای همه ادیان آسمانی مطرح می باشد، ضرورتی عقلی است; زیرا هر شی ء ناب و ارزشمند همیشه دشمنانی دارد که در کمین آن هستند. بنابراین، پاسداری و پاسبانی از دین ضروری است. «برای اینکه جامعه در مسیر خود، جهت صحیحی داشته باشد، دچار انحراف نشود، ضرورت دارد که همواره کارشناسان دینی و مذهبی در جامعه وجود داشته باشند تا بتوانند مسیر جامعه را تصحیح کنند و معارف صحیح را در دسترس اجتماع قرار دهند و مردم را از نعمت های عظیم معنوی، تحفه ای که خدای متعال به وسیله انبیا در دسترس بشر قرار داده است، بهره مند کند.» (3)

بنابراین، می توان نیاز دین به روحانیت و فلسفه وجودی روحانیت در دین، بویژه اسلام، را چنین ترسیم کرد:

در هر دینی، ضروری است که همواره عده ای به تعالیم آن وقوف و آگاهی کامل داشته باشند و در طول زمان از ارزش ها و تعالیم آن نگهبانی کنند. در این دین «روحانیت » و عالمان عهده دار این کار خطیرند; زیرا همزمان با ظهور و تولد دین اسلام، این گروه همزاد آن بوده است. در زمان پیامبر بزرگ اسلام(ص) افرادی بودند، که هر چند بسیاری از آنها دارای شغل دیگری بودند، دقیقا وظایف روحانیت امروزی را عهده دار بودند; از پیامبر اسلام(ص) آیات قرآن را فرا می گرفتند و احکام اسلام را می آموختند و جهان بینی و ایدئولوژی اسلام را کسب می کردند و با سفر به مناطق دوردست، مردم را با حقایق دینی آشنا می کردند.

از سوی دیگر، از آنجا که دین تحفه ای الهی است و برای همه اعصار نازل شده، برای حفظ و طراوت آن و مطابقت اش با موقعیت زمان، ضروری است گروهی، عمیقا دین را مورد مطالعه قرار دهند، از سرچشمه زلال، آن را دریافت دارند و با عنایت به تفسیر مفسران وحی، آن را مطابق نیازهای زمان تفسیر نمایند. و این دلیلی مضاعف برای ضرورت اجتهاد در دین است، که به عنوان بخش مهمی از وظایف روحانیت قلمداد می شود، و تلاشی مضاعف است که تنها به وسیله خامه پرتلاش کسانی میسور است که همه عمر خویش را وقف فهم عمیق دین نموده اند. بنابراین، فهم عمیق و صحیح دین از عهده افراد عادی، که تنها بخشی از عمرشان را مصروف مطالعه سطحی دین می نمایند، خارج است.

همچنین به دلیل اینکه علم دین، تخصصی است، مانند همه تخصصهای موجود، محتاج تلاش مضاعف است، بنابراین، با هیچ شغل دیگری قابل جمع نیست. اگر کسی در سلک روحانیت بوده و دارای شغل دیگری باشد، بازده کارش به شدت افت می کند و قادر به مطالعه دین - کما هو حقه - نخواهد بود.

البته، تذکار این نکته ضروری است که فهم دین در حد اجتهاد تنها یکی از وظایف مهم روحانیت می باشد. در جامعه دینی، بویژه در عصر حاضر، علاوه بر کسب مدارج عالی در حد اجتهاد، که ضرورتی قطعی در همه تاریخ اسلام بوده و هست، برعهده گرفتن امر قضا، تدوین اقتصاداسلامی، تنظیم روابط با دیگر کشورهای اسلامی بر اساس اصول اسلامی و... و نیز مطالعه مستمر، تحقیق و تفکر در علوم دینی و علوم مرتبط با دین، همزمان و پا به پای نیازهای جامعه و کشف گره های کور مشکلات جوامع معاصر و ارائه راه حل های آن براساس دستورات دینی از وظایف قطعی و ضروری روحانیت می باشد.




صفحه بعدی (2/9) صفحه بعدی