حوزه علمیه بناب - اندیشه سیاسی امام خمینی
امروز 7 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
اندیشه سیاسی امام خمینی




صفحه: 1/4

اندیشه سیاسی امام خمینی


چکيده:
انديشه سياسي امام خميني(ره) به عنوان معمار و بنيانگذار انقلاب شکوهمند اسلامي ايران، همواره به مثابه يکي از مهمترين منابع يا شاخص شناخت تفکر انقلاب اسلامي، مورد توجه محققان داخلي و خارجي بوده است؛ از اين رو، بررسي و تحليل انديشه سياسي ايشان به عنوان نخستين ولي فقيه و رهبر سياسي مبسوط اليد در جهان اسلام در عصر غيبت، حائز اهميت و اولويت است.

بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران، قيام و نهضت اسلامي خويش را از نظر فکري، با احياي انديشه سياسي اسلام، به ويژه احياي تئوري حکومتي اسلام، آغاز کرد و اين در حقيقت، يکي از تفاوت‌هاي اساسي نهضت بيدارگرانه و حيات بخش امام راحل(ره) با ديگر نهضت‌هاي اسلامي سده‌هاي اخير بوده است و همين تفاوت اساسي، يکي از عوامل مهم موفقيت و پيروزي انقلاب اسلامي بوده است.

در حالي که از نظر رفتار سياسي، ايشان در آغاز مبارزات، بر اساس عمل به قدر مقدور، در قالب و چارچوب اصلاح رژيم عمل مي‌کرد و از اواخر دهه چهل شمسي بود که وارد گفتمان انقلابي شد و به اين نتيجه رسيد که لازم است در جهت نفي رژيم سلطنتي و استقرار نظام اسلامي عمل کند. در اين مرحله، امام خميني(ره)، علاوه بر مبارزه براي نفي استعمار و استبداد، به ارائه نظام مند فلسفه سياسي اسلام پرداخت و به اين دو پرسش اساسي و مهم فلسفه سياسي که چه کسي بايد حکومت کند؟ و چگونه بايد حکومت کرد؟ پاسخ‌هاي صريح و روشني داد و در عمل نيز پس از پيروزي انقلاب اسلامي، براي جاري کردن اين انديشه، اهتمام ورزيد.
اين نوشتار در جهت تبيين مدعاي مذکور، سازماندهي شده است.

مقدمه:
دلايل چندي سبب شده است تا موضوع تطور انديشه سياسي حضرت امام خميني(ره)، مورد توجه پژوهشگران قرار گيرد. تمسک به بخش‌هايي از تفکر سياسي امام، به سائقه تحکيم ديدگاه‌هاي جناحي و يا توجهاتي که از سر نقد و احياناً تأثيرپذيري از ديدگاهها و نظريات رئاليستي به‌انديشه سياسي ايشان شده است، از مهم ترين اين دلايل است. ديدگاه اول،‌ عمدتاً از سوي جناح‌ها و گروههاي داخل نظام جمهوري اسلامي و ديدگاه دوم، عمدتاً از سوي کساني که خارج از نظام قرار دارند، مطرح شده است. البته‌اندک افرادي نيز هستند که گرچه درون نظام قرار دارند، اما در شمار گروه دوم قرار مي‌گيرند. گروه سومي هم هستند که سعي دارند منصفانه و با بي طرفي و از سر علم و با تکيه بر روش معتبر به توضيح موضوع ثبات و تحول در انديشه حضرت امام خميني(ره) بپردازند.
اما ادعاي نگارنده، اين است که هيچ کدام از ديدگاههاي اول و دوم تاکنون موفق به ارائه توضيح معتبري از انديشه سياسي امام و بررسي ميزان ثبات يا تحول آن نشده‌اند؛ چنان که تلاش گروه سوم نيز ناکافي بوده است.

فرضيه اين نوشتار، اين است که اولاً، انديشه سياسي امام، دچار تحول شده است؛ ثانياً، ين تحول، مبتني بر اصول ثابتي بوده است. برخي از آنها عبارتند از: توجه به مقتضيات زمان و مکان و مفاهيمي همچون مصلحت، تکليف و مکانيزمي چون اجتهاد؛ ثالثاً، اين تحول، نه تنها نقطه ضعف انديشه سياسي ايشان نيست، بلکه يکي از مهم ترين نقاط قوت آن بوده و نيز سبب شده که حضرت امام در هر زمان، رفتار سياسي خويش را به درستي هدايت نمايد. انديشه سياسي امام در کشف الاسرار و حدود يک دهه بعد از آن، اصلاحي است، اما تحليل انديشه و عمل سياسي امام از دهه چهل به بعد در ذيل انديشه‌هاي سياسي انقلابي، قابل تفسير است.

فرضيه مذکور، بر پيش فرض‌هايي استوار است. مهم ترين اين پيش فرض‌ها عبارتند از:
1. مشکلات بشر در حوزه سياست، در بستر زمان نو مي‌شود. مشکلات جديد، پاسخ‌هاي جديدي نيز مي‌طلبند؛
2. انديشه سياسي کارآمد، پاسخي است به مشکلات، نيازها، بحران‌ها و معضلات عصر خويش؛
3. انديشه سياسي امام خميني(ره) نيز تلاشي بوده است براي پاسخگويي به مشکلات مردم ايران در درجه اول و مشکلات جهان اسلام و نجات مظلومان و مستضعفان عالم در درجه دوم.




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی