حوزه علمیه بناب - احياگر انديشه حکومت اسلامي
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
احياگر انديشه حکومت اسلامي




صفحه: 1/5

امام خميني احياگر انديشه حکومت اسلامي


"انديشه" عنصر اساسي در ارکان اصلي هر جامعه است. اقتصاد، سياست و فرهنگ که سه ضلع در کنار هم قرار گرفته هستند و در اداره اجتماعات انساني از جايگاه بالايي برخوردارند، بدون "انديشه" ممکن نخواهند بود. با انديشه است که انسان کار مي‏کند، زندگي مي‏کند و از ميان انبوه طرق، مسيري را برمي گزيند و بر اساس آن رفتار مي‏کند. اينک اگر توجه کنيم که چهره عمده زندگي انسان، زندگي سياسي و زندگي در جامعه است، به اين نکته خواهيم رسيد که مقوم زندگي سياسي "انديشه سياسي" است.

جامعه انساني اگر از يک نوع "زندگي سياسي" ناخشنود شد، در پي ايجاد "زندگي سياسي" جديدي برمي آيد و چنانکه گفته شد، بنياد هر زندگي سياسي يک "انديشه سياسي" است. بنابراين پايگاه عمده و اصلي در تغيير و تحولات سياسي و يا به سخن ديگر در "انقلابها" و تغيير و تحولات جوامع بشري از آن "انديشه" است. مخالفين يک نظام سياسي هميشه تلاش مي‏کنند تا فلسفه سياسي جديدي را رو در روي فلسفه سياسي ارائه کنند، بديهي است که اين فلسفه سياسي جديد اگر قبول عام بيابد تغيير و تحولاتي را، و حتي انقلابي را، به ثمر خواهد رساند. طبيعي است که هر فلسفه سياسي، اقتصاد، سياست، و فرهنگ متناسب با خويش را ارائه کند. (1)

يکي از اموري که بايسته است نسبت‏به آن پژوهشها و تحقيقات گسترده و عميقي صورت گيرد، فلسفه سياسي اسلام است. فلسفه سياسي به معني اعم و انديشه سياسي بطور اخص، به ويژه از اين نظر که اگر درست عرضه شود و مورد قبول جامعه قرار گيرد، مي‏تواند موجد و موجب نظم سياسي مطلوب باشد، از اهميت‏بسيار زيادي برخوردار است. با توجه به اين نکته، مقاله حاضر عهده دار ارائه وجوهي از انديشه سياسي که توسط امام خميني (ره) احيا شده است و در سرانجام به ايجاد حکومت اسلامي منجر گشته است، خواهد بود.

فرضيه مهم نگارنده در اين مقاله آن است که بنيانگذار جمهوري اسلامي حضرت امام خميني (ره) ، قيام و نهضت اسلامي خويش را با احياي انديشه سياسي اسلام، به ويژه احياي تئوري حکومتي اسلام، آغاز کرد و اين در واقع يکي از تفاوتهاي اساسي نهضت‏بيدارگرانه و حيات بخش آن امام راحل (ره) نسبت‏به ديگر نهضتهاي اسلام خواهانه قرون اخير در جهان است و همين تفاوت اساسي يکي از عوامل مهم موفقيت و پيروزي انقلاب اسلامي شد. امام خميني (ره) علاوه بر مبارزه براي نفي استعمار و استبداد به ارائه فلسفه سياسي اسلام پرداخت و در واقع به اين دو پرسش اساسي مهم فلسفه سياسي که "چه کسي بايد حکومت کند؟ " و "چگونه بايد حکومت کند؟ "، پاسخهاي صريح و روشني داد و در عمل نيز به پياده کردن اين انديشه اهتمام ورزيد. آزمون ادعاي فوق را در ادامه اين مقاله پي مي‏گيريم.

انديشه سياسي امام خميني (ره)
با نگاهي به تاريخ انديشه سياسي اسلام به اين نتيجه مي‏رسيم که در ميان متفکران و عالمان مسلمان، که در جهت تبيين انديشه و نظام سياسي اسلام تلاش کرده اند، بطور عمده چهار گرايش و طرز فکر عمده و قابل ملاحظه است: (2)

1- انديشه سياسي فلسفي: انديشه‏اي است که توسط فلاسفه پي نهاده شده است و مانند ديگر شعب فلسفه، از نحله‏هاي قديم و از مباني کتاب و سنت، هر دو، استفاده کرده است. کتابهايي همچون "آراء اهل المدينة الفاضله"، "السياسات المدينه"، "التنبيه علي سبل السعادة" از فارابي، "سياسيات شفا" از ابن سينا، "تدبير المتوحد" از ابن باجه، نبوات و سياسات "مبدا و معاد" و "الشواهد الربوبيه" از ملاصدرا و. . . از اين قسم است. ماهيت، حقيقت و واقعيت‏سياست محور اصلي بحث و بررسي در اين گرايش است. در مرتبه بعد از زاويه حکمت عملي که همان "عمل به حکمت" است، به ارائه ويژگيهاي "انسان کامل" مي‏پردازند و چون "انسان کامل" نمي‏تواند به کمال برسد، مگر در مدينه فاضل و کامل، به ارائه ويژگيهاي مدينه فاضله و رئيس و رهبر آن و نحوه تدبير حيات بشر در آن پرداخته اند.

2- انديشه سياسي اجتماعي: اين سنخ از انديشه، عمدتا از جانب مصلحان اجتماعي معاصر ارائه شده است. از چهره‏هاي برجسته اين شعبه از انديشه مي‏توان از سيد جمال الدين اسدآبادي، سيد عبدالرحمن کواکبي، شيخ محمد عبده، سيد امير علي هندي، سيد عبدالله نديم مصري، محمد اقبال لاهوري، شيخ محمد خياباني، سيد عبدالحسين شرف الدين لبناني و شيخ محمد حسين کاشف الغطا ياد کرد. افکار اين گروه در مکتوباتي همچون مجله "العروة الوثقي" و کتابهاي "طبايع الاستبداد"، "تفسير المنار"، "ديوان اقبال"، "الفصول المهمة في تاليف الامة"، "المثل العليا في الاسلام لا في بحمدون" و. . . دريافتني است.

سيد جمال الدين اسد آبادي، به عنوان پرچمدار اين جريان، معضلات اساسي جهان اسلام را مطرح نمود و بدنبال ارائه راه حلهايي به تکاپو و تلاش، اقصي نقاط جهان اسلام و غيراسلام را زير پا گذاشت. سئوالهايي که سيد مطرح کرد از اين قبيل بود که: "چرا مسلمانان ذليل شدند؟ چرا دين اسلام ضعيف شد؟ کفار چرا غالب گرديدند؟ اين پريشاني از کجاست و خرابي از چه راه است؟ " (3) و توصيفش از جهان اسلام اين بود که: "مورد تاخت و تاز بيگانگان قرار گرفته و اموالشان غارت شده وبيگانگان به اغلب کشورهاي اين جامعه مسلط هستند و سرزمينهاي آنها را قطعه قطعه، در ميان خود تقسيم مي‏کنند. . . چنان ذليل و خوار گشته‏اند که پادشاهان و امراي باقي مانده اين امت صبح خود را با مصائب شروع مي‏کنند و روز نويش را با رنج و شقت‏به شب مي‏رسانند، ترس از بيگانگان بر وجود آنان مستولي شده و ياس بيش از اميد، بر روح آنان غلبه کرده است. " (4)

آنچه از سوي سيد، به عنوان موانع داخلي و خارجي عزت و سربلندي جهان اسلام، مطرح شد، دستمايه ديگر انديشمندان در اين گرايش گشت. اهم اين مشکلات از اين قرار بود: ترک فضايل اخلاقي و رسوخ اوصاف رذيله، فاصله گرفتن از اسلام اصيل و نفوذ خرافات و بدعتها در عقايد مسلمين، قوميت گرايي و تعصبات قومي و نژادي، تفرقه و جدايي و در نتيجه عدم همکاري ميان علما و زمامداران و مسلمين شهرهاي مختلف و عدم آشنايي نسبت‏به هم، جدايي دين از سياست و تبديل خلافت‏به سلطنت، استبداد حکام خودکامه در کشورهاي اسلامي، جهل و بي‏خبري و عقب ماندگي جوامع اسلامي از دانش و علوم بشري، نفوذ و استيلاي بيگانگان بر کشورهاي اسلامي، تهاجم گسترده فرهنگي غرب براي نابودي دين اسلام و. . . با اذعان به اين مطلب که سيد و ديگر رهروان او در شناخت مشکلات جهان اسلام توفيق شاياني کسب کردند، اما در ارائه راه حل و درمان نتوانستند نسخه‏اي موفقيت آميز ارائه دهند: و اين همان نکته‏اي است که امام خميني (ره) به آن توجه کرد، که در ادامه اين پژوهش به آن اشاره خواهد شد.

3- انديشه سياسي کلامي: از آنجا که يکي از بحثهاي اساسي کلام، بحث "امامت " است، متکلمان مسلمان قسمت عمده مباحث‏خود را به بحث درباره نياز جامعه اسلامي به امام و خصائص و شرايط وي اختصاص داده‏اند و از اين نظام سياسي مطلوب خود را ارائه کرده اند. کتابهايي از قبيل "الشافي في الامامة" از سيد مرتضي علم الهدي، "تجريد العقايد" از خواجه نصيرالدين طوسي، "التمهيد" از قاضي ابوبکر باقلاني، "الارشاد" از امام الحرمين جويني، "المغني" از قاضي عبدالجبار همداني، نمونه هايي هستند که مي‏توانند شاهدي بر اينگونه انديشه‏ها باشند. دانش کلام پيوسته در معرض مسايل جديد است، از اين رو وقتي به دوره شکوفايي علم کلام مي‏نگريم، گرايشات کلامي شيعي اثنا عشري، زيدي و. . . ، گرايشات کلامي اشعري، معتزلي، گرايشات کلامي مرجئه و. . . قابل مشاهده است اما سوگمندانه در تاريخ معاصر، که جهان اسلام و به ويژه ايران مورد تهاجم و بلکه شبيخون فرهنگي دشمنان اسلام قرار گرفته و هنوز هم قرار دارد، اين دانش و انديشمندان آن از صحنه علمي به دور بوده‏اند و پاسخگوي معارضات جديد نبوده اند. مهمترين اقدام و بلکه يگانه اقدام مؤثر از سوي حضرت امام خميني (ره) با طر ح "ولايت فقيه "صورت گرفت که به بررسي آن خواهيم پرداخت.

4- انديشه سياسي فقهي: که از آن به عنوان "فقه سياسي" نيز ياد مي‏شود، نظام ويژه‏اي است که فقهاي مسلمان در باب حکومت و سياست، در خلال ابواب فقهي عرضه کرده اند. اثر مشهور آية الله نائيني به نام "تنبيه الامة و تنزيه المله. . . " و نيز مباحث فقهي حکومتي که از سوي فقيهاني همچون شهيد اول، شهيد ثاني، محقق کرکي، شيخ محمد حسن نجفي، شيخ جعفر کاشف الغطاء و. . . مطرح شده است از اين قبيل است. گو اينکه در آثار فقها بيشتر به مباحث‏سلبي حکومت پرداخت‏شده است تا مباحث ايجابي و ايجادي و يا وجوبي و وجودي، در اين زمينه نيز امام راحل (ره) تحولات عظيم و مطابق با زمان ايجاد کرد که فرصت پرداختن مستقل به آن به عهده مقاله ديگر اين نگارنده است.

  




صفحه بعدی (2/5) صفحه بعدی