حوزه علمیه بناب - تحول مفهوم قدرت در اندیشه امام
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
تحول مفهوم قدرت در اندیشه امام




صفحه: 1/4

تحول مفهوم قدرت در اندیشه حضرت امام (ره)


1. مقدمه
بر همگان آشكار و مبرهن است كه تراوشات فكری یك نظریه‌پردازِ علوم انسانی، بسیار نشأت گرفته از جهان‌بینی و نظام ارزشی مورد پذیرش وی می‌باشد. در واقع نظریه‌پرداز را به هیچ عنوان از ارزشها و باورهای ایدئولوژیك خویش‌گریزی نیست و او هر چقدر هم كه بكوشد در تحلیل وقایع جهانِ خارج از ذهن، بی‌طرفی پیشه كند، باز می‌توان صبغه‌هایی از آن مرام و مسلكی كه بدان تعلق خاطر دارد را در پیدا و پنهان آثارش به تماشا نشست. با این حساب، قدم نهادن به آن قلمرو معرفتی و ارزشی كه یك متفكر علوم انسانی ـ علی‌الخصوص در عرصه دانش سیاسی و روابط بین‌الملل ـ با اثرپذیری از شرایط اقلیمی‌اش پرورش یافته، پیش‌نیاز فهم تولیدات فكری وی خواهد بود.

بالطبع حضرت امام خمینی نیز به عنوان یك اندیشمند برجسته دینی و سیاسی از این قاعده مستثنی نیست. امام راحل بدون تردید از زمان غیبت امام معصوم تاكنون، بی‌نظیرترین چهره دنیای اسلام می‌باشد كه چنین مُجدانه در عرصه نظریه‌پردازی سیاسی ورود كرده و به تنهایی منشأ تحولات ژرف و بلنددامنه‌ای گشته است. ایشان در حوزه علمیه نجف به تشریح، پردازش و تقریر تئوری حكومت اسلامی خود كه در رأس هرم قدرت آن فقیهی عادل قرار دارد همت گمارد و حاصل كار نظری او را می‌توان در قالب كتاب «ولایت فقیه» متجلی دید.

لكن آنچه امام را از دیگر متفكرین سیاسی مسلمانِ سلف یا هم‌عصر خویش متمایز می‌ساخت، محدود نماندن به صِرف چارچوبه‌های تئوریك و گام نهادن به پهنه سیاست عملی بود. وی با اتكال به نیروی لایزال الهی و نیز به یمن زعامت مدبرانه خود و پشتیبانی عظیم توده‌های انسانی توانست تئوری سیاسی‌‌اش را در عمل به منصه ظهور رساند و انقلابی بی‌سابقه را در دهه‌های پایانی قرن بیستم رهبری كرد كه اعجاب و حیرت سیاستمداران و اندیشمندان جهانی را برانگیخت و چونان انفجاری مهیب، ستون‌های نظام بین‌الملل را به لرزه افكند.

انقلاب امام از جهات بسیاری یك پدیده كاملاً ‌منحصر به فرد بود. اولاً در زمانه‌ای كه تحت سیطره سنگین مكاتب مادی‌گرای الحادی از جمله سرمایه‌داری لیبرال غربی و كمونیسم شرقی، جداانگاری دین از دنیا و سیاست (سكولاریزم) به مثابه ایده‌ای نهادینه تلقی می‌شد، صبغه‌های دینی فوق‌العاده پررنگی به خود گرفت و عمارت سیاسی را تماماً بر شالوده ایدئولوژی اسلامی بنا نهاد. امتزاج كامل دین و سیاست   در صحنه مدیریت جامعه سیاسی و پیدایی حكومتی كه یك رهبر دینی را در صدر خود می‌دید، تصویر بدیعی را خلق كرد كه برای جهانیان بسیار تازگی داشت لذا تحلیل‌گران مسائل سیاسی زان پس عنایت ویژه‌ای را نیز به بررسی نقش عوامل فرهنگی و ایدئولوژیك در شكل‌دهی به پدیده انقلاب مبذول نمودند.
ثانیاً این پیروزی چشمگیر در كشوری تحقق یافت كه از حد اعلای حمایت همه‌جانبه از سوی بزرگترین قدرت مادی محیط بین‌الملل یعنی ایالات متحده آمریكا سود می‌جست و لذا عجز و ناتوانی این منبع عظیم قدرت در مهار امواج خروشان انقلاب بسیار عجیب و غیرقابل باور می‌نمود.

ارائه جهان‌بینی جدید
ثالثاً در حالی كه نحله‌های مقاومت چپ پیروِ ماركسیسم از رمق افتاده بودند و جنبش غیرمتعهدها هم علی‌رغم ژست به ظاهر پرطمطراقِ عدم وامداری به قدرتهای بزرگ در حقیقت آب در هاون می‌كوفت و شعله‌های امید به ایستادگی در برابر امپریالیسم نظام سلطه در گوشه‌گوشه جهان به خاموشی می‌گرایید، انقلاب توفنده امام خمینی با ارائه یك جهان‌بینی تازه و یك الگوی نوین زندگی كه می‌توانست گزینه بدیلی برای صدور به جوامع مسلمان و غیرمسلمان خصوصاً در جهان سوم باشد، راه سومی را از میان لیبرالیسم غربی و كمونیسم شرقی گشود و تصلّب ایدئولوژیك حاكم بر محیط بین‌الملل را شكست تا روحی حیات بخش در كالبد ملتهای اسیر در یوغ استعمارِ ابرقدرتها دمیده باشد.
رابعاً نهضت امام هرگز ماهیتی ساكن، ایستا و مُضیق نداشت و به همین خاطر ابداً در حدود قلمرو جغرافیایی ایران نمی‌گنجید بلكه بسیار پویا و پرشتاب در فراسوی مرزهای موطن خود حركت می‌كرد و امواج سهمگینش كرانه‌های عالم را درمی‌نوردید. امام با افق دیدی ژرف و جهانشمول نه فقط جامعه سیاسی ایران كه سراسر ملتهای جهان را هدف قرار داد و با ورودی مقتدرانه به عرصه روابط بین‌الملل كلان ـ نظام و ایجاد یك سنگر مقاومت ایدئولوژیك، به رویارویی با عظیم‌ترین كانونهای قدرت و ثروت جهانی پرداخت. رویارویی‌هایی كه جملگی به طرز معجزه‌آسایی با پیروزی قاطع و خیره‌كننده او به پایان می‌رسید. به راستی امام كه بود؟  قدرت ناپیدای او از چه جنسی بود؟ از كدام منبع نشأت می‌گرفت و چرا ابرقدرتهای جهان از درك او و مهار دامنه نفوذش ناتوان ماندند؟

به نظر می‌رسد همانند دیگر متفكران علوم انسانی، فهم ابعاد وجودی حضرت امام بستگیِ تام و تمامی با شناخت بستر فكری و ایدئولوژیكی دارد كه اندیشه وی در دل آن پرورش یافته است. به عبارت دیگر نمی‌توان برای درك اندیشه امام از نظرگاه تئوری‌ها و رهیافت‌های رایج در علم روابط بین‌الملل نظیر واقع‌گرایی، لیبرالیسم، ماركسیسم، پست‌مدرنیسم و یا سازه‌‌انگاری به وی نگریست زیرا به دلیل وجود تفاوت و شقاق بنیادین در اصول جهان‌بینی، این تئوری‌ها قادر به هضم گفتمان حضرت امام نخواهند بود. بلكه می‌بایست ابتدائاً بر روی همان سكوی معرفتی ایستاد كه امام خمینی از فراز آن محیط بین‌الملل را نظاره می‌كرد. آراء سیاسی معمار بزرگ انقلاب، عیناً برگرفته از دستگاه فكری اسلامی بود و لذا نظریه سیاسی و روابط بین‌المللیِ اسلام كه آشكارا در سیاق آیات قرآن كریم متجلی گشته، مجرای ورود به فضای گفتمان ایشان می‌باشد.




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی