حوزه علمیه بناب - خاطرات
امروز 6 خرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
خاطرات




صفحه: 1/10

خاطرات


مصلحت‌انديشي عزيزانه و حكيمانه‌

آخرين سفر خارجي مقام معظم رهبري در دوران رياست جمهوري، سفر به كشور چين بود. قبل از نشستن هواپيما در فرودگاه پكن، خبر دادند كه رهبر چين به شدت مريض است و امكان ملاقات او با حضرت آيت‌الله خامنه‌اي وجود ندارد. آيت‌الله خامنه‌اي نيز تصميم گرفتند متقابلاً يكي دو ملاقات تنظيم شده را لغو كنند، چون ملاقات با رهبر چين بسيار مهم بود و مي‌بايست انجام پذيرد.

نزديك ساعت 6عصر، وقت ملاقات با نخست وزير چين بود و آقا فرمودند: من به اين ملاقات نمي‌روم! براي من به عنوان يك سفير، اين خبر بسيار تلخ بود. نگران بودم كه چه اتفاقي رخ خواهد داد. ما موضوع را به اطلاع چيني‌ها رسانديم. ساعت مقرر فرا رسيد. همه افراد آماده مذاكره بودند. خبرنگارها ايستاده بودند، اما از ورود هيأت ايراني خبري نشد! خبرنگارها مخابره كردند كه در رابطه ايران و چين مشكل جدي ايجاد شده است. مدتي گذشت، ساعت6/5 عصر، نخست وزير چين از محل كنگره خلق به محل اقامت  رئيس جمهور ايران آمد و از همان دور، با صداي بلند گفت: كوچكتر به ديدار بزرگتر آمده است! بعد وارد اتاق شد. حدود يك ربع با آقا صحبت كرد و گفت: ما نهايت احترام به مهمان را، به خصوص شخصيتي مثل جناب عالي، وظيفه خود مي‌دانيم. مشكل بيماري رهبر چين جدي است و پزشكان ايشان را ممنوع‌الملاقات كرده‌اند. با اين حال، ما موضوع ملاقات را بررسي مي‌كنيم تا حل شود.

با توجه به وعده نخست وزير چين، آيت الله خامنه‌اي پذيرفتند كه در جلسه شركت كنند و با يك ساعت تأخير در كنگره حاضر شدند و مذاكره انجام شد. روز بعد به آقا گفته شد: با توجه به نامساعد بودن حال رهبر چين، فقط ده دقيقه ملاقات صورت بگيرد كه ملاقات در بيست دقيقه انجام شد.

علاءالدين بروجردي، نماينده مجلس‌

در منزل شهيد ارمني‌

در دوران رياست جمهوري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، روزي ايشان براي ديدار خانواده‌هاي شهدا به منطقه مجيديه تهران تشريف بردند. پس از ديدار با چند خانواده شهيد، پرسيدند: آيا باز خانواده شهيدي در اين محله وجود دارد؟ دوستان گفتند: تنها يك خانواده مسيحي باقي مانده است-كه فرزندشان درجنگ ايران و عراق شهيد شده است- آيا به خانه آن‌ها هم تشريف مي‌بريد؟ مقام عظيم الشأن ولايت جواب مثبت دادند.

هنگامي كه خبر را به اهل خانه دادند، از فرط خوشحالي در پوست خود نمي‌گنجيدند. خانم‌ها سراسيمه براي حفظ حجاب به دنبال پوششي رفتند. حضرت آيت‌الله خامنه‌اي به منزل آن خانواده مسيحي وارد شدند و به گرمي با آنان برخورد كردند. در زمان پذيرايي نيز-  طبق فتواي اجتهادي خود كه مسيحيان و اهل كتاب را پاك مي‌دانند- از ميوه‌هايي كه براي ايشان آورده بودند تناول كردند وبه ديگران نيز با اشاره فرمودند: شما نيز ميل كنيد تا آنان بدانند كه ما آن‌ها را از خودمان مي‌دانيم.

حجت الاسلام و المسلمين موسوي كاشاني، از اعضاي بيت مقام معظم رهبري‌

زندگي الگو

خداي متعال براي ما رهبراني قرار داده كه با زندگي ساده خود براي ما الگو بوده‌اند. يكي از آنان حضرت امام خميني (رحمه‌الله عليه) بود. پس از وي حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نيز چون اوست. ايشان مي‌‌فرمودند كه:
« من وقتي ازدواج كردم همسرم از پدرش، كه فرش فروش بوده، فرشي به عنوان جهيزيه به همراه داشته است كه هنوز نيز، با وجود فرسودگي آن، در منزل ما از آن استفاده مي‌‌‌شود و بجز آن، قالي ديگري در منزل نداريم. چند مرتبه اخوالزوجه‌ها گفته‌اند كه اين قالي نخ نما شده و خواسته‌اند كه آن را عوض كند ولي من اجازه نداده‌ام. اصلا در طول زندگي خود، نه قاليچه‌اي خريده‌ام و نه فرشي به خانه اضافه كرده‌ام، حتي آنها را تبديل به احسن نيز نكرده‌ام.

من در طول اين دوران يك مرتبه گوشت تازه نخريده‌ام، كوپن گوشت سردي كه همه مردم از آن استفاده مي‌‌‌كردند ما نيز از آن استفاده مي‌كرديم، مگر آنكه گوشت نذري مي‌‌‌آوردند. ساير مايحتاج زندگي مثل پنير، نفت و كره نيز به همين صورت تهيه مي‌شود».

اين زندگي رهبر ماست كه در بالاترين مقامات اين كشور قرار دارد و در طول زندگي خود، زندان، شكنجه، تبعيد و بسياري گرفتاريهاي ديگر را به جان خريده و براي خدمت به اسلام به عنوان فردي شايسته مشغول انجام وظيفه است.

آيت‌الله مصباح يزدي، كتاب مباحثي درباره حوزه، ص: 215

خانه‌اي مانند همه‌

ايشان با خانواده تا مدتها در يك اتاق درون مجموعه اداري زندگي مي‌‌‌كردند. همسر رئيس جمهور وقتي از خانه بيرون مي‌‌‌آمدند در واقع وارد قسمت اداري مي‌شدند. حتي بعد كه رياست جمهوري به ساختمان سفيد منتقل شد، ايشان در اتاقي چسبيده به دفترشان زندگي مي‌كردند و فرزندان آقا واقعا حالت زنداني داشتند؛ اما بعدها يعني 4سال پس از شروع رياست جمهوري پشت ساختمان نخست وزير 2خانه هر يك به مساحت حدود 100 مترمربع پيش‌بيني شد كه در يكي رئيس جمهور و ديگري نخست وزير با خانواده زندگي مي‌كردند.

تا آن موقع آقا اجازه نداده بودند منزلشان مفروش باشد و آن اتاق پوشيده از موكت بود، اما دوستان تلاش كردند آن منزل را مفروش كنند كه همچنان آقا اجازه ندادند و فرشها جمع شد.

هاشم طالب، مسئول خبرنگاران حوزه دولت نهاد رياست جمهوري‌




صفحه بعدی (2/10) صفحه بعدی