حوزه علمیه بناب - حوزه و نظام
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
حوزه و نظام




صفحه: 1/10

حوزه و نظام


واقعيتهاي موجود / تئوري حذف / نياز نظام به حوزه


موضع حوزه در برابر نظام / وظايف حوزه در برابر نظام / آينده نظام / برخوردهاي مغرضانه


واقعيتهاي موجود

خيليها مايل بودند كه حكومت اسلامي و جمهوري اسلامي را، حكومت روحانيون ... ـ به معناي حكومت يك قشر ـ قلمداد كنند ... حكومت روحانيون، معنايش اين است كه شرط تصدي مشاغل، روحاني بودن است؛ مثل حكومت كشيشان در واتيكان. اصلاً در آن‌جا، حكومت، حكومت روحانيت است...

در جمهوري ما، اين‌طوري نيست. رئيس جمهور، نخست‌وزير، وزرا و وكلاي مجلس، هيچ‌كدام از اينها، شرطشان اين نيست كه روحاني باشند. تنها منصبي كه حتماً در آن، فقاهت شرط است، اول منصب وليّ فقيه و بعد، منصب قضاست ...

به هيچ‌وجه، حكومت يك قشر نيست. قشر روحاني، امتيازات ويژه‌يي در اين حكومت ندارد. (حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱ ، ص  ۲۳۵)

***

آنچه كه به طور كلي مي‌شود گفت و بدان مطمئن بود، اين است كه روحانيون به صورت يك قشر واحد، شامل بخشها و قشرها و قسمتها و طبقات مختلف، به طور طبيعي طرفدار اين انقلابند و اين انقلاب را از خود مي‌دانند و لذا در خدمت اين انقلاب قرار مي‌گيرند.

ممكن است يك روحاني، يك نارضايي هم از چيزي پيدا كند، ليكن اين نارضايي، هرگز به احساس غريبگي منتهي نخواهد شد و خودش را غريبه نمي‌داند؛ انقلاب را متعلق به خودش مي‌داند. (همان ص   ۲۳۶)

همان علما و همان جامعه‌ي روحانيت و همان عده‌يي كه نزديكي به سلطه‌هاي زمان را، گناه و جرم و تخلف از اصول مي‌دانستند واصل اين بود كه نكنند و نروند و اگر يك وقت كسي بر اساس ضرورت، وارد دستگاه مي‌شد، پيش خودش ناراحت و پيش ديگران شرمنده بود و به عنوان اكل ميته به آن نگاه مي‌كرد؛ امروز همان روحانيت، جزيي از اجزاي دولت شده است. البته، نه آن افراد روحاني كه مثل من عضو دولتند؛ بلكه همان روحانيت آزادي كه در مسجد و محراب و نماز جمعه و نماز جماعت و شؤون روحاني و امثال اينها، مشغول كار است، خودش را جزيي از اجزاي اين دولت مي‌داند. (همان )

***

از نظر ما و با تحليل ما، اين حضور، بيشتر انجام وظيفه است، تا احراز پُست يا مقام. حقيقت قضيه، اين است. بين خود ما طلبه‌ها، اين مسأله كاملاً واضح و مشهود است. ما احساسات يكديگر را خوب درك مي‌كنيم و مي‌دانيم كه يك طلبه، علاقه‌يي كه به كار علمي و تحصيلي خودش دارد، باعلاقه‌ي به هيچ كار ديگري، معادل و برابر نيست. آن‌كسي كه امروز در سياسي ـ عقيدتي، يا در فلان دستگاه اجرايي، يا در ارگانهاي نظامي، يا در رأس مسؤوليتهاي گوناگون است و مشغول خدمت مي‌باشد، برايش شيرينتر و دلپذيرتر اين است كه به حوزه‌ي علميه برگردد و مشغول كار و تحصيلش بشود. (همان ص   ۲۳۷)




صفحه بعدی (2/10) صفحه بعدی