حوزه علمیه بناب - انديشه اصلاح
امروز 7 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
انديشه اصلاح




صفحه: 1/2

انديشه اصلاح


محورهاي مهم و اسا‌سي اصلاح حوزه / تاريخچه انديشه ي اصلاح / احساس تكليف رهبري / ويژگيهاي ضروري تحول 


محورهاي مهم و اسا‌سي اصلاح حوزه

برخي ازاين مسايل، عبارتند از: طبقه‌بندي مراحل تحصيلي طلاب در قم، تعيين رشته‌هاي اختصاصي و مواد درسي آن، تهيه‌ي كتب درسي مناسب و درصورت امكان، تغيير در كتب درسي كنوني، تعيين مدارسي براي رشته‌هاي مختلف كه طبق برنامه‌هاي درسيِ معيّن اداره ‌شوند، مدارس ويژه براي تربيت افرادي جهت اشتغال در مشاغل خاص يا متناسب با روحانيون، تعيين پايان نامه‌ها و شهادات مخصوص حوزه‌ي علميه براي درجات مختلف علمي، شناسايي استعدادهاي برجسته براي تحقيق يا تحصيل و تهيه‌ي امكانات براي پرورش آنها، رسيدگي به وضع معيشتي طلاب  ... تدوين مقرراتي براي كيفيت زيست عمومي طلاب، فراهم آوردن حوزه‌هاي درس اخلاق و ترويج معنويت و سلوك روحاني و روحيه‌ي زهد و عفاف و ساده‌زيستي و امثال آن درحوزه، تأسيس واحدهاي علمي با گرايشهاي نو و ابتكاري و كمك به هرآنچه از اين قبيل كه در حوزه هست، تشكيل مدارس ويژه‌ي تربيت مبلّغ و مدرّس براي داخل و خارج از كشور ... (حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱ ، ص  ۲۸۱ )

***

من گاهي كه راجع به مسايل حوزه‌ي علميه فكر مي‌كنم، حقيقتاً يك حال سراسيمگي پيدا مي‌كنم... نيايند بگويند كه بزرگان ما، همان‌طور درس خواندند، به آن جاها هم رسيدند. بزرگان ما، ابزار و وسيله‌يي نداشتند. اگر كسي مثل ابن‌ِسينا، در دنياي امروز، با امكانات امروز درس مي‌خواند، كاري مي‌كرد كه تا هزار سال ديگر، دنيا مديون او باشد ... آنها امكانات نداشتند و همان‌طور زندگي كردند؛ ولي امروز امكانات هست و پيشرفتها وجود دارد. ما نبايد از پيشرفت، فقط لامپ و مهتابيش را در اتاقمان بياوريم؛ دنبال ابزار كار هم بايستي باشيم. ( همان ص ۲۸۲ )  

***

يكي ديگر از مشكلات حوزه‌ي علميه‌ي قم و حوزه‌هاي علميه‌ي ديگر، كتابهاي درسي است. تا از اين كتابها صحبت مي‌كنيم، مي‌گويند : فلان عالم بزرگ و يا فلان آخوند هم، همين كتابها را خوانده است! حالا آنهايي كه انقلابيترند، مي‌گويند : امام هم، همين درسها را خواند كه امام شد! آيا واقعاً امام، چون همين درسها را خواند، امام شد؟ اين‌طور نيست. امام، جوهر مخصوصي بود. آنچه كه شما در عظمت امام پيدا مي‌كنيد، ناشي از اين نيست كه اين كتابهاي درسي را خواند. وانگهي، در زماني كه امام راحل (رضوان الله عليه)، اين كتابها را مي‌خواندند، تا حالا شصت و يا هفتاد سال، فاصله شده است ... ( همان ص ۲۸۳ )

تاريخچه انديشه ي اصلاح

ايشان [ مرحوم علامه‌ي اميني و مرحوم سيد حسن تهامي] مي‌گفتند كه جلسه‌يي با مرحوم آقا سيّد ابوالحسن اصفهاني برگزار كرديم و در آن جلسه مطرح شد كه طلاب، برنامه و نظام پيدا كنند و بعضي از علوم جديده را بخوانند و زبان خارجي ياد بگيرند. ايشان هم اجمالاً موافقت كردند و بنا‌شد طرحي فراهم بكنيم. جلسه‌ي دوم كه خدمت ايشان رفتيم، در اتاق بيروني به انتظار نشستيم. ايشان از اتاق شخصي خود تشريف آوردند و در چارچوبِ در ظاهر شدند. ما بلند شديم و احترام كرديم. ايشان در حالي كه قباي دگمه نبسته بر تن داشتند، گفتند كه من نمي‌خواهم بيايم بنشينم؛ فقط خواستم نكته‌يي را به آقايان بگويم و آن، اين است كه اين پول و شهريه‌يي كه من به طلا‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ب مي‌دهم، ملك شخصي من است. به اين صورت كه آن را قرض مي‌كنم، بعد كه وجوهات آمد، قرض خودم را ادا مي‌كنم. بنابراين، شهريه‌يي كه من مي‌دهم، ملك من است و من راضي نيستم كه كسي اين سهم امام و شهريه را مصرف كند؛ در حالي كه غير از فقه و اصول، چيز ديگري را در حوزه بخواند. ايشان، اين مطلب را گفتند و در را بستند و رفتند. ( همان ص  ۲۸۴

***

تقريباً در اين ده، دوازده ساله، ما فرصت خوبي را از دست داديم و آن، فرصت حضور امام (ره) بود. در زمان حضور امام، اگرچه ايشان نسبت به مسايل حوزه، يك نوع امساك داشتند ـ يعني خيلي مايل نبودند كه در مسايل حوزه دخالت كنند ـ ولي چيزهايي در ذهن شريفشان بود و ما طلبه‌ها و عناصر علاقه‌مند به مسايل حوزه، بايد از آن فرصت به نحوي استفاده مي‌كرديم. اين كار، نشده است. حالا هركسي، يك طور گرفتار بوده است... نبايد بگذاريم كه اين فرصت از دست رفته، بيشتر از دست برود. ( همان ص ۲۸۵ )

احساس تكليف رهبري

من نسبت به مسايل روحانيت، علاقه‌ي عميقي، از نوع علاقه‌ي انسان به نفس و متعلقات خودش دارم. ( همان ص ۲۸۶ )

***

البته در اين مورد، من براي خودم احساس مسؤوليت مي‌كنم و در حيطه‌ي خاصي، آنچه را هم كه احساس كنم تكليف من است، ان‌شاءالله انجام خواهم داد و منتظر نمي‌مانم كه شرايط خاصي پيش بيايد. اگر واقعاً در اين زمينه، تكليف شرعي فعلي منجزي را احساس كنم، در آن حدي كه به من مربوط خواهد شد، به فضل پروردگار معطل نخواهم ماند؛ ليكن تكاليف عمده‌يي بر دوش شما آقايان فضلاي حوزه و مدرّسان و عامه‌ي طلاب و حضرات مراجع عظام است. ( همان ص ۲۸۶ )  




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی