حوزه علمیه بناب - بالندگی حوزه
امروز 4 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
بالندگی حوزه





از آن مهمتر، مسأله بالندگی است. بالندگی به معنای پیشرفت و یک قدم جلو رفتن و آفاق تازه‌ای را کشف کردن است. بالندگی به این نیست که ما در یک بحث، دقت بیشتری به خرج دهیم. فرض کنید مسأله‌ای را که ملای قرن ششم به گونه‌ای استدلال می‌کرد، ما حالا دقت بیشتری به خرج بدهیم و بعضی از استدلالهای او را تحکیم و بعضی را رد کنیم و مسأله را استوارتر از آب در آوریم. کار، فقط این نیست، بلکه باز شدن آفاق نویی، هم در خود علم، یعنی فقاهت و هم در محصول علم، یعنی مباحث فقهی است. اصول و کلام و دیگر مباحث نیز همین طور است همه اینها به بالندگی احتیاج دارد.

حوزه‌های علمیه، وقتی می‌توانند خود را ترمیم نمایند و رشد و بالندگی پیدا کنند که زنده باشند. حوزه مرده، قادر بر چنین کاری نیست. واقعیتهای بشری، مثل خود انسانند و حیات و مرگ و ضعف و قوت و بیماری و صحت دارند.

حوزه علمیه هم همین‌طور است. حوزه بیمار و سالم و ضعیف و قوی و زنده و مرده، وجود دارد.

حوزه، باید زنده و سالم و قوی باشد تا بتواند رشد کند و آفاق جدیدی را باز نماید و منطقه جدیدی را در اختیار مستفیدان از فواید خود، قرار بدهد.

وقتی سابقه حوزه علمیه قم را توضیح می‌دهیم، نخواستیم فقط بگوییم از لحاظ زمانی و تاریخی، آنها سلف این حوزه هستند، بلکه از لحاظ محتوایی هم همین طور است. تحقیقات « شیخ طوسی » و بعد ابداعات « ابن ادریس » و « محقق حلی » و آن فعالیت فقهی وسیع « علامه » و دیگر کارهایی که دیگران کردند، امروز همه اینها در این حوزه متبلور است. هر کسی در طول این دوازده قرن، در فقه و اصول، فعالیتی کرده و هنری را بروز داده است، امروز در درس و بحث و تألیف و کتاب این حوزه علمیه متبلور است.

حوزه‌ای که این، سابقه و ریشه و شجره و نسب علمی آن است، الان در چه وضعی است؟ این، آن چیزی است که ما باید دایماً به آن بپردازیم.

واقعاً اگر کسی به سرنوشت اسلام و مسلمین علاقه‌مند است، باید به این قضیه بپردازد. این از آن قضایایی نیست که بشود آن را به دست اهمال بسپاریم و بگوییم حالا چه کار داریم! نه، این از  آن مسائلی نیست که بشود گفت چه کار داریم! هم شما آقایانی که خودتان از بزرگان و اعاظم و فضلا و طلاب اینجا هستید و هم هر طلبه‌ای که در هر گوشه‌ای از این دنیای بزرگ، خودش را وامدار اینجا می‌داند و دوش خود را زیر بار منت این حوزه بزرگ می‌بیند و هم هر مسلمانی که از برکات این حوزه استفاده کرده است یا می‌خواهد بکند، باید به این موضوع فکر کنند.

البته اگر غیر روحانی به این قضیه فکر کند، راه به جایی نخواهد برد؛ همچنان که اگر کار کارستانی بخواهد انجام بگیرد، باید در خود این حوزه انجام بگیرد. کار بزرگ و اساسی و ریشه‌ای و موفق، کاری است که شما در این حوزه بکنید. حالا ممکن است هوادارانی هم، امثال من در بیرون داشته باشید که اینها هم باید از شما پشتیبانی کنند و کمک کارتان باشند. در عین حال، کار را خود حوزه باید انجام بدهد؛ لذا ما از اول بحث تا اینجا و از اینجا تا آخر، همواره بر روی ترمیم حوزه و ساختن آن توسط خودش، تکیه می‌کنیم. کس دیگری از بیرون نمی‌تواند این کار را بکند.

امروز، حوزه چگونه است؟‍ فردا چگونه خواهد بود و یا چگونه باید باشد؟ امروز، حوزه نسبت به گذشته خیلی پیشرفت کرده است و هیچ کس نمی‌تواند این حقیقت را منکر بشود. یعنی اگر ما قدر مطلق را حساب کنیم، قابل مقایسه با گذشته نیست. همان طور که حضرت آیت الله مشکینی فرمودند : این حوزه کماً و کیفاً پیش رفته است. آن روز، چهارصد نفر طلبه داشت، ولی امروز هزاران طلبه و فاضل مشغول تحصیل هستند. فضلای امروز از فضلای آن روز کمتر نیستند. بعضی از طلاب امروز از طلاب آن روز کم شوق‌تر نیستند.

کاری که فضلا و طلاب امروز می‌کنند، بعضی اوقات دهها برابر کاری که آن روز طلاب و فضلا می‌کردند، اهمیت عملی و بعضاً علمی دارد.

کسی نمی‌تواند بگوید که حوزه دچار عقبگرد است. نه، از این جهتی که بررسی می‌کنیم، حوزه پیشرفت کرده است. حرفهای گذشتگان هم دست علمای امروز است. امروز این کتاب مکاسبی که شما می‌خوانید، درس خارج « شیخ » است، عالیترین تحقیقات « شیخ »، همینهاست. کفایه‌ای که شما می‌خوانید، اوج افکار اصولی « محقق خراسانی » است. اگر امروز طلبه کفایه خوان ما، کفایه را که می‌خواند، آن را بفهمد، مثل اکابر شاگردان « آخوند » که آن روز آن حرفها را بلد شدند، فهمیده است؛ منتها باید بداند که امروز پله آخر نیست؛ ولی آن روز، پله آخر بود. بنابر این، حوزه در فقه و اصول و در کارهای کمّی حوزه‌ای و در تبلیغات و گسترش خود و توسعه در اطراف عالم و مسؤولیتهایی که بر عهده گرفته است، با گذشته تفاوت زیادی دارد و پیشرفت زیادی کرده است.









نوشته شده در تاریخ: 14 آذر ماه ، 1388 (1875 مشاهده)

[ بازگشت ]