حوزه علمیه بناب - دخالت در سياست و حضور در صحنه
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
دخالت در سياست و حضور در صحنه




صفحه: 1/4

دخالت در سياست و حضور در صحنه


اين را كه « ديانت بايد از سياست جدا باشد و علماي اسلام در امور اجتماعي و سياسي دخالت نكنند » استعمارگران گفته و شايع كرده‌اند. اين را بي‌دينها مي‌گويند. مگر زمان پيغمبر اكرم(ص) سياست از ديانت جدا بود؟ مگر در آن دوره، عده‌اي روحاني بودند و عده ديگر سياستمدار و زمامدار؟! مگر زمان خلفاي حق يا ناحق، زمان خلافت حضرت امير(ع) سياست از ديانت جدا بود؟ دو دستگاه بود؟ اين حرفها را استعمارگران و عمال سياسي آنها درست كرده‌اند تا دين را از تصرف امور دنيا و ازتنظيم جامعه مسلمانان بركنار سازند و ضمناً علماي اسلام را از مردم و مبارزان راه آزادي و استقلال جدا كنند. در اين صورت مي‌توانند بر مردم مسلط شده و ثروتهاي ما را غارت كنند. منظور آنها همين است. (روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني ص ۲۲۹ )

 ***

از اول تاريخ بشر تا حالا، دولتهاي جائر را مقابلشان انبيا ايستاده بودند و علما ايستاده بودند، آنها عقلشان نمي‌رسيد؟! خداي تبارك وتعالي كه موسي را مي‌فرستد كه اين شاهنشاه را از بين ببر، خداي تبارك وتعالي مثل من و شما نمي‌دانست قضيه را كه نبايد با شاه مخالفت كرد؟! در روايت است كه، طبري نقل مي‌كند كه ملك الملوك را پيغمبر فرموده است كه منفورترين كلمات است پيش من [صحيح مسلم، ج3، ص 1688.] ، يعني شاهنشاه، اين جزو كلمات منفور است كه به كسي از بشر نسبت داده شد، اين مال خداست. (همان ص  ۲۳۲) تاريخ 6/3/50

 ***

البته در اذهان بسياري، بلكه اكثري، بيشتر از مردم، بيشتري از اهل علم، بيشتري از مقدسين اين است كه اسلام به سياست چه كار دارد، اسلام و سياست جداست از هم. همين چيزي كه حكومتها نمي‌گذارند، همين كه از اول القا كرده‌اند اين اجانب در اذهان ما و حكومتها در اذهان ما كه ـ اسلام به سياست ـ آخوند چه كار دارد به سياست. فلان آخوند را وقتي عيبش را مي‌گيرند مي‌گويند: آخوند سياسي است، اسلام مي‌گويند از سياست كنار است، دين علي حده است، سياست علي حده است، اينها اسلام را نشناخته‌اند. اسلامي كه حكومتش تشكيل شد در زمان رسول الله و باقي ماند اين حكومت به عدل يا به غير عدل و در زمان حضرت امير باز حكومت عادله اسلامي بود، يك حكومتي بود با سياست، با همه جهاتي كه بود. مگر سياست چي است؟! روابط ما بين حاكم و ملت، روابط ما بين حاكم با ساير حكومتها، ـ عرض مي‌كنم كه ـ جلوگيري از مفاسدي كه هست، همه اينها سياست است. احكام سياسي اسلام بيشتر از احكام عبادي آن هست. كتابهايي كه اسلام در سياست دارد بيشتر از كتابهايي است كه در عبادت دارد. اين غلط را در ذهن ما جاي‌گير كرده‌اند و حتي حال باورشان آمده است آقايان به اينكه اسلام با سياست جداست، يك احكام عبادي است مابين خود و خدا، برويد توي مسجدتان و هر چه ميخواهيد دعا كنيد، هرچه مي‌خواهيد قرآن بخوانيد ما هم با شما كاري نداريم. اما اين اسلام نيست، اسلام در مقابل ظلمه ايستاده است، حكم به قتال داده است، حكم به كشتن داده است، در مقابل كفار و در مقابل متجاسرين و كساني كه چيز هستند احكام دارد، اينهمه احكام در اسلام نسبت به اينها هست، اينهمه احكام حكم به قتال و حكم به جهاد و حكم به اينها هست، اسلام از سياست دور است؟! اسلام فقط اين مسجد رفتن و قرآن خواندن و نماز خواندن است؟! اين نيست، اين احكام را دارد و بايد اين احكام هم اجرا بشود. (همان ص ۲۳۴ ) تاريخ 6/7/56

 ***

حرف ما اين ست كه نه روحاني تنها، همه قشرها بايد در سياست دخالت بكنند. سياست يك ارثي نيست كه مال دولت باشد يا مال مجلس باشد يا مال افراد خاصي باشد، سياست معنايش همين وضع آن چيزهايي كه در يك كشوري مي‌گذرد از حيث اداره آن كشور، همه اهالي اين كشور در اين معنا حق دارند. خانمها حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليفشان اين است، روحانيون هم حق دارند در سياست دخالت بكنند، تكليف آنهاست دين اسلام يك دين سياسي است كه همه چيزش سياست است حتي عبادتش. (همان ص ۲۴۳ ) تاريخ 25/6/58




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی