حوزه علمیه بناب - فقر ستيزي و حمايت از محرومان
امروز 7 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
فقر ستيزي و حمايت از محرومان




صفحه: 1/2

فقر ستيزي و حمايت از محرومان


علماي اسلام موظفند با انحصارطلبي و استفاده‌هاي نامشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثيري گرسنه و محروم باشند و در كنار آنها ستمگران غارتگر و حرامخوار در ناز و نعمت بسر ببرند. اميرالمؤمنين (ع) مي‌فرمايد من حكومت را به اين علت قبول كردم كه خداوند تبارك و تعالي از علماي اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم كرده كه در مقابل پرخوري و غارتگري ستمگران و گرسنگي و محروميت ستمديدگان ساكت ننشينند و بيكار نايستند: « اما والذي فلق الحبه و برأالنسمه لولا حضور الحاضر و قيام الحجه بوجود الناصر و ما اخذ الله علي العلماء ان لا يقّاروا علي كظّه ظالم و لا سغب مظلوم لالقيت حبلها علي غاربها و سقيت آخرها بكأس اولها و لا لفيتم دنياكم هذه ازهد عندي من عفطه عنز » [ نهج البلاغه، خطبه 3.] سوگند به آنكه بذر را بشكافت و جان را بيافريد اگر حضور يافتن بيعت‌كنندگان نبود و حجت بر لزوم تصدي من با وجود يافتن نيروي مددكار تمام نمي‌شد و اگر نبود كه خدا از علماي اسلام پيمان گرفته كه بر پرخوري و غارتگري ستمگران و گرسنگي جانگاه و محروميت ستمديدگان خاموش نمانند زمام حكومت را رها مي‌ساختم و از پي آن نمي‌گشتم و مي‌ديديد كه اين دنياتان و مقام دنياييتان در نظرم از نمي كه از عطسه بزي بيرون مي‌پرد ناچيزتر است! (روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني ص ۲۷۴ )

***

يكي از مسائل بسيار مهمي كه به عهده علما و فقها و روحانيت است، مقابله جدي با دو فرهنگ ظالمانه و منحط اقتصادي شرق و غرب و مبارزه با سياستهاي اقتصاد سرمايه‌داري و اشتراكي در جامعه است ... اين به عهده علماي اسلام و محققين و كارشناسان اسلامي است كه براي جايگزين كردن سيستم ناصحيح اقتصاد حاكم بر جهان اسلام، طرحها و برنامه‌هاي سازنده و در برگيرنده منافع محرومين و پابرهنه‌ها را ارائه دهند و جهان مستضعفين و مسلمين را از تنگنا و فقر معيشت به در آورند. البته پياده كردن مقاصد اسلام در جهان و خصوصاً برنامه‌هاي اقتصادي آن و مقابله با اقتصاد بيمار سرمايه‌داري غرب و اشتراكي شرق، بدون حاكميت همه جانبه اسلام ميسر نيست و ريشه كن شدن آثار سوء و مخرب آن چه بسا بعد از استقرار نظام عدل و حكومت اسلامي همچون جمهوري اسلامي ايران نيازمند به زمان باشد، ولي ارائه طرحها و اصولاً تبيين جهتگيري اقتصاد اسلام در راستاي حفظ منافع محرومين و گسترش مشاركت عمومي آنان و مبارزه اسلام با زراندوزان، بزرگترين هديه و بشارت آزادي انسان از اسارت فقر  و تهيدستي به شمار مي‌رود و بيان اين حقيقت كه صاحبان مال و منال در حكومت اسلامي هيچ امتياز و برتري‌اي از اين جهت بر فقرا ندارند و ابداً اولويتي به آنان تعلق نخواهد گرفت، مسلم راه شكوفايي و پرورش استعدادهاي خفته و سركوب شده پابرهنگان را فراهم مي‌كند. و تذكر اين مطلب كه ثروتنمندان هرگز به خاطر تمكن مالي خود نبايد در حكومت و حكمرانان و اداره كنندگان كشور اسلامي نفوذ كنند و مال و ثروت خود را به بهانه فخر فروشي و مباهات قرار بدهند و به فقرا و مستمندان و زحمتكشان افكار و خواسته‌هاي خود را تحميل كنند، اين خود بزگترين عامل تعاون و دخالت دادن مردم در امور و گرايش آنان به اخلاق كريمه و ارزشهاي متعالي و فرار از تملق‌گوييها مي‌گردد و حتي بعض ثروتمندان را از اينكه تصور كنند كه مال و امكاناتشان دليل اعتبار آنان در پيشگاه خداست متنبه مي‌كند.

خلاصه كلام اين كه بيان اين واقعيت كه در حكومت اسلامي بهاي بيشتر و فزونتر از آن كسي است تقوا داشته باشد، نه ثروت و مال و قدرت و همه مديران و كارگزاران و رهبران و روحانيون نظام و حكومت عدل موظفند كه با فقرا و مستمندان و پابرهنه‌ها بيشتر حشر و نشر و جلسه و مراوده و معارفه و رفاقت داشته باشند تا متمكنين و مرفهين، و در كنار مستمندان و پابرهنه‌ها  بودن و خود را در عرض آنان دانستن و قرار دادن، افتخار بزرگي است كه نصيب اوليا شده و عملاً به شبهات و القائات خاتمه مي‌دهد، كه بحمدالله در جمهوري اسلامي ايران، اساس اين تفكر و بينش در حال پياده شدن است. (همان صص ۲۷۵-۲۷۶  ) تاريخ 6/5/66

 

***

خدا نياورد آن روزي را كه سياست ما و سياست مسؤولين كشور ما پشت كردن به دفاع از محرومين و روآوردن به حمايت از سرمايه‌دارها گردد و اغنيا و ثروتمندان از اعتبار و عنايت بيشتري برخوردار بشوند. معاذالله كه اين با سيره و روش انبيا و اميرالمؤمنين و ائمه معصومين ـ علهيم السلام ـ سازگار نيست، دامن حرمت و پاك روحانيت از آن منزه است، تا ابد هم بايد منزه باشد و اين از افتخارات و بركات كشور و انقلاب و روحانيت ماست كه به حمايت از پابرهنگان برخاسته است و شعار دفاع از حقوق مستضعفان را زنده كرده است...و مسلم هر قدر كشور ما به طرف فقرزدايي و دفاع از محرومان حركت كند، اميد جهانخواران از ما منقطع و گرايش ملتهاي جهان به اسلام زيادتر مي‌شود و روحانيت عزيز بايد به اين اصل توجه عميق داشته باشند و افتخار تاريخي و بيش از هزارساله پناهگاهي محرومان را براي خود حفظ كنند و به ساير مسؤولين و مردم توصيه نمايند كه ما نبايد گرايش و توجه بي‌شائبه محرومين را به انقلاب و حمايت بي‌دريغ آنان را از اسلام فراموش كنيم و بدون جواب بگذاريم. (همان ص ۲۷۶ ) تاريخ 6/5/66




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی