حوزه علمیه بناب - خطر روحاني نمايان
امروز 7 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
خطر روحاني نمايان




صفحه: 1/4

خطر روحاني نمايان


آن آخوندهايي که در آن زمان با دستگاه بودند، از مذهب ما نبودند. فقهاي اسلام نه تنها اطاعت آنها را نکردند، بلکه مخالفت کردند؛ حبسها رفتند؛ زجرها کشيدند، و اطاعت نکردند. کسي خيال نکند که علماي اسلام در اين دستگاهها وارد بوده يا هستند. البته بعضي مواقع براي کنترل يا منقلب ساختن دستگاه وارد مي‌شدند؛ که اکنون هم اگر چنين کاري از ما ساخته باشد، واجب است که وارد شويم. اين موضوع مورد صحبت نيست. اشکال سر آنهاست که عمامه برسر گذاشته و چهار کلمه هم اينجا يا جاي ديگر خوانده يا نخوانده، و براي شکم يا بسط رياست به اين دستگاهها پيوسته اند. با اينها بايد چه کنيم؟

اينها از فقهاي اسلام نيستند و بسياري از اينها را سازمان امنيت ايران معمم کرده تا دعا کنند. اگر در اعياد و ديگر مراسم نتوانست به زور و جبر ائمه جماعت را وادار کند که حضور يابند از خودشان داشته باشند تا « جل جلاله » بگويند! اخيراً لقب « جل جلاله » به او (شاه) داده اند! اينها فقها نيستند، شناخته شده اند، مردم اينها را مي‌شناسند در اين روايت [ قال رسول الله (ص): الفقهاء امناء الرسل ما لم يدخلوا في الدنيا. قيل يا رسول الله و ما دخولهم في الدنيا؟ قال: اتباع السلطان. فاذا فعلوا ذلک، فاحذرو هم علي دينکم] است که از اين اشخاص بر دين بترسيد، اينها دين شما را از بين مي‌برند. اينها را بايد رسوا کرد، تا اگر آبرو دارند در بين مردم رسوا شوند، ساقط شوند. (روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني ص ۴۲۳) 

***

  ما علاوه بر اينکه گرفتار امريکا هستيم و گرفتار شوروي هستيم، گرفتار بعضي اشخاصي که دعوي اسلامي ‌مي‌کنند، بعضي ها که در رأس روحانيت بعضي ممالک واقع هستند، گرفتار آنها هم هستيم، آنها هم ما را تکفير مي‌کنند. اينها را اگر چنانچه واقعاً خطاکار هستند، خوب است که مطالعه کنند، بفهمند دارند چه مي‌گويند و به نفع چه کسي کار مي‌کنند و اگر معتمد هستند و در مقابل يک کشور اسلامي، در مقابل يک کشوري که کوشش مي‌کند که بين همه برادرها را متصل کند و همه را با هم آشتي بدهد و ما قبل از بيست سال به اين طرف، دنبال اين معني بوديم که ممالک اسلامي ‌هم با هم برادر باشند، اين او را تکفير نکند، او، او را تکفير نکند، اينهايي که اينطور سمپاشي مي‌کنند و مع الاسف در لباس مفتي هستند و يا مفتي اعظم هستند، اينها نمي‌دانند که اين کارها بر ضد اسلام و بر وفاق ميل ابرقدرتهاست؟ اينها نمي‌دانند که دانسته يا ندانسته براي ابرقدرتها دارند خدمت مي‌کنند؟ چطور اينها در مقابل سادات و آنهمه جناياتي که سادات کرده است اينقدرها نمي‌ايستند و تکفيري ما نشنيديم از آنها ؟ اما، ما که از امام مهدي که قوه اجرايي اسلام است صحبت مي‌کنيم و مي‌گوييم که عدل در زمان او فراگير خواهد شد و از طرف خود آنها هم همين معنا هست که: « يملأ الارض قسطا و عدلا بعد ما ملأت ظلما و جورا » [«زمين را از عدل و داد پر مي‌کند پس از آنکه از جور و ستم پر شده است » . بحارالانوار، ج52 ص225 رواية 87] ماکه راجع به آن مي‌گوييم و مي‌گوييم که انبيا موفق نشده اند اجرا کنند مقاصد خودشان را و خداوند درآخر زمان کسي را مي‌آورد که اجرا کند مسائل انبيا را، اين بيچاره ها براي خدمت به اجانب يا نفهميده تأويل مي‌کنند که فلان گفته است که حضرت مهدي تکميل مي‌کند شريعت را. اين بسيار ناگوار است براي ما. ما حضرت مهدي را يکي از افرادي مي‌دانيم که تابع اسلام است، تابع پيغمبر اسلام است لکن تابعي است که نور چشم پيغمبر اسلام است و اجرا مي‌کند اين مطالبي را که حضرت رسول اکرم (ص) فرموده است چرا بايد اينها در حجاز، در کويت، در بعضي جاهاي ديگر تأويل کنند حرفها را و بر ضد يک مملکت اسلامي ‌که کوشش دارد همه برادرها با هم مجتمع کند و کوشش دارد دست ابرقدرتها را از سر اين ممالک اسلامي کوتاه کند، آنها در خدمت ابرقدرتها دانسته يا ندانسته هستند و مي‌خواهند تفرقه بين مسلمين بيندازند. اينها نمي‌دانند که نبايد تفرقه بين مسلمين انداخت و برخلاف نصّ قرآن است؟ اينها مطلع نيستند يا اينکه در خدمت خداي نخواسته، ابرقدرتها هستند؟ ما مي‌خواهيم که همه ممالک اسلامي ‌اولاً در محيطي که خودشان هستند، به حسب حکم اسلام بين حکومت و بين مردم مخالف نباشد و همه با هم باشند و همه متحد بشوند تا اينکه آسيبي براي اينها واقع نشود. شما ديديد که ما وقتي که در ايران ملتمان اتحاد پيدا کرد، چه قدرت بزرگي را شکست داد. ما مي‌خواهيم که يک ميليارد جمعيت دنيا ـ اينطور ـ از مسلمين، اينطور با هم متحد بشوند. اگر متحد بشوند، نه قضيه قدس ديگر باقي مي‌ماند و نه قضيه افغانستان و نه قضاياي ديگر و اگر چنانچه وعاظ السلاطين بگذارند و اتحاد ما را به هم نزنند، ان شاءالله پيروز خواهيم شد و دول اسلامي و ممالک اسلامي پيروز خواهند شد. من از خداوند تبارک و تعالي عظمت اسلام و مسلمين و وحدت کلمه اسلام و مسلمين را خواهان هستم. (همان ص ۴۲۸) تاريخ 20/5/59




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی