حوزه علمیه بناب - توطئه‌هاي عليه اسلام و روحانيت
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
توطئه‌هاي عليه اسلام و روحانيت




صفحه: 1/4

توطئه‌هاي عليه اسلام و روحانيت


 اين همه تبليغاتي كه مي‌كنند اهل قلم ـ نمي‌دانم ـ اهل بيان تبليغاتي كه مي‌كنند كه ما از آن ديكتاتوري فارغ شديم، ديكتاتوري عمامه و كفش آمده است، اينها ضداسلام هستند، مي‌دانند كه آخوند ديكتاتور نيست. آخوند مي‌خواهد مردم آزاد باشند، آخوند مي‌خواهد استقلال باشد. آخوند با توطئه مخالف است نه با آزادي. اينها مي‌خواهند كه روحانيت را كنار بگذارند ـ مملكت را يك مملكت ـ آنهايي كه، آنهايي كه حسن‌نيت دارند، حسن نيت به اين معنا كه نيتشان اين است كه رژيم سابق نه و خارجي ها هم نه ، اما چه؟ اما اسلام هم نه ، اينها ، آنهايي كه به خيال خودشان حسن نيت دارند ، نه رژيم سابق را مي‌خواهند، با او دشمن هستند و نه اجانب را مي‌خواهند با آنها هم دشمن هستند و نه اسلام و آخوند را، اسلام و هرچه وابسته به اسلام است. (روحانيت و حوزه هاي علميه از ديدگاه امام خميني ص ۴۸۹ ) تاريخ 3/3/58

 *** 

در ممالك اسلامي، دو چيز را ديدند كه اين اگر باشد ممكن است كه سد راه آنها باشد، يكي اصل اسلام، اگر چنانچه اسلام به آنطوري كه هست و به آنطوري كه خداي تبارك وتعالي اسلام را تأسيس كرده، اگر به آنطور اسلام پياده بشود فاتحه مستعمرين خوانده مي‌شود، اين راجع به اسلام كه فكر كردند برايش، يكي هم روحانيت اسلام كه اگر اينها قوه داشته باشند و اينها آنطوري كه بايد، مقتدر باشند در اين بلاد، باز هم آنها نمي‌توانند آنطوري كه مي‌خواهند استفاده بكنند، اينها با تمام ملت سروكار دارند و در بين ملت اگر قدرت داشته باشد كسي، اينها هستند كه در همه ملت ممكن است قدرت داشته باشند، درصدد برآمدند كه اين دو تا سد را به هر جور هست بشكنند يعني كاري بكنند كه خود ملتهاي اينها، هر جمعيتي كه هستند، در هرجا كه هستند اين دو تا سد را با دست خود اينها به واسطه تبليغاتي كه اينها شروع كرده‌اند از زمانهاي قديم، با اين تبليغاتشان اين دو تا سد را كه احتمال قوي مي‌دادند كه اگر مواجه با خطر بشود استعمار و منافع استعماري، اين دو تا سد است كه خطر است؟ (اين را بشكنند)؟ ديگر باقي‌اش خطر به آنطور نيست. (همان ص۴۷۸) تاريخ 23/7/57

 ***

 اگر يك دانشگاه صحيح ما داشته باشيم يا يك جبهه روحاني به تمام معنا روحاني داشته باشيم، نخواهد اجازه داد به اجانب كه همه حيثيت يك مملكت را از بين ببرند، از اين جهت چون اين دو جبهه را آنها براي خودشان خطر مي‌دانستند، حمله‌شان به اين دو جبهه بود منتها فرم حمله‌شان فرق داشت. در زمان رضاخان كه من يادم است و اكثر شما يادتان نيست، در آن زمان با سرنيزه حمله مي‌كردند و لهذا حمله مي‌كردند مدارس را، افراد را مي‌گرفتند مي‌بردند، عمامه‌ها را برمي‌داشتند، لباسها را مي‌كندند، مدرسه‌ها را مي‌بستند، مساجد را تعطيل مي‌كردند، مجالس وعظ و روضه و اينها را بكلي از بين بردند، به خيال اينكه با اين فرم مي‌شود از بين برد. منتها در دانشگاه چون انعكاس خارجي‌اش را مي‌ترسيدند، به اين فرم وارد نمي‌شدند، به فرم ديگر وارد مي‌شدند كه نگذارند دانشجويان رشد كنند، بعد فهميدند كه اين طرز نتيجه ندارد، فشار هرچه زيادتر باشد، بدتر خواهدشد، براي اينها بدتر خواهد شد. در زمان محمدرضا حمله به روحانيت را تغيير دادند و شروع كردند به تلبيغات كردن كه مردم را از روحانيت جدا كنند چون اين دو قوه اسلام، قوه روحانيت و قوه دانشگاه مي‌توانست در مقابل اينها بايستد. آن ترتيبي كه با فشار بخواهند روحانيت را از بين ببرند، اين ترتيب نشد. تغيير دادند وضع را، شروع كردن تبليغات به ضد روحانيت را كه جدا كنند روحانيت را از دانشگاه و همه را از مردم. بين مردم، هم دانشگاهي و هم روحانيون را مي‌خواستند ـ در بين مردم ـ يك طوري قلمداد كنند كه اينها ديانت صحيح ندارند، اينها هم درباري و انگليسي و ـ نمي‌دانم ـ امريكايي و اينها هستند، نقشه اين بود كه ملت جدا بشود از اين دو قشري كه از آنها كار مي‌آمد. بين خود اين، اين دوتا هم جدايي انداختند، به طوري كه روحانيون بدبين بودند به دانشگاهيها، دانشگاهيها بدبين بودند به روحانيون و اين نقشه‌اي بود براي اينكه اين قشرهاي مؤثر را از هم جدا بكنند و همه را از ملت جدا بكنند تا نتوانند اينها كاري انجام بدهند و آنها بهره‌برداري خودشان را از اين كشور بكنند. (همان ص۴۹۱) تاريخ6/4/58

***

 اوايلي كه من همان سال اول، دومي كه من آمدم به قم، در قم وضع جوري بود كه يكي از روحانيون كه رئيس بود، در اينجا مورد طعن مردم بود، مي‌گفتند در منزلش روزنامه پيدا مي‌شود. روزنامه پيدا شدن در منزل يك روحاني را نقصش مي‌دانستند. فلان آخوند، سياسي است و طعن مي‌زدند آخوند سياسي است به اينكه فلان آخوند سياسي است جدامي‌كردند روحانيون را، محدودشان مي‌كردند به همان مسائل شخصي و از مسائل اجتماعي و مسائل سياسي جدا مي‌كردند و تبليغات همچو بود كه يك آخوندي اگر چنانچه مي‌خواست در اين امور دخالت كند مي‌ترسيد از مردم، مطعون مي‌شد، كنار گذاشته مي‌شد. اينطور درست كرده بودند اين هم يك باب واسعي بود براي جداكردن روحانيون از مسائل روز. يك باب واسع هم جداكردن روحانيون از دانشگاه بود كه اين هم نقشه بود، براي اينكه مِن باب اتفاق اينها به نظر نمي‌آيد باشد، همه اينها طرحهايي بود كه درست كرده بودند براي اينكه استفاده‌ها را ببرند و كسي حرف نزند. جدا كردن روحانيون از دانشگاه، پيش روحانيون اينطور منعكس مي‌كردند كه دانشگاهيها يك دسته فكلي نمي‌دانم كذا و كذا، پيش آنها هم مي‌گفتند آخوندها اصلاً درباري هستند. اين دو تا قشر را از هم جدا مي‌كردند، نه فقط جدا، دشمن اين به او بد مي‌گفت، اين به او بد مي‌گفت، درگيري تبليغاتي جدا مي‌كردند اين دو طايفه را از هم. طرحها بود براي اين جدايي در قبل از ماه رمضان كه وقت اجتماعات است و قبل از ماه محرم كه وقت اجتماعات است اينها يك طرحي درست مي‌كردند ـ ماها غافل و بيچاره ـ طرحي درست مي‌كردند كه تمام ماه مبارك مردم در منابر سر آن طرح با هم دعوا مي‌كردند. دانشگاهي به اينها حمله مي‌كرد، اينها به دانشگاهي، تمام ماه مبارك را به يك مسائلي كه ربطي نداشت به مسائل روز و زندگي سر اينها را گرم مي‌كردند و آن كنار مي‌نشستند و به ماها مي‌خنديدند. ما اينطور بي‌اطلاع از مسائل روز و بي‌اطلاع از نقشه‌هاي شوم آنها. (همان ص ۴۹۵) تاريخ 1/5/58




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی