حوزه علمیه بناب - تحجر، بلاي اصلي حوزه‌هاي علميه
امروز 4 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
تحجر، بلاي اصلي حوزه‌هاي علميه




تحجر، بلاي اصلي حوزه‌هاي علميه


مطلب سوم تحجر: تحجر بلاي اصلي است. چرا مي‌گوييم بلاي اصلي؟ براي خاطر اين كه تحجر موجب مي‌شود كه تحول انجام نگيرد؛ تحول كه انجام نگرفت، پوسيدگي و مردگي پيش مي‌آيد. علتش اين اشت كه خيلي از بلا ها ممكن است به جان و جسم حوزه ها بخورد ؛ اما به نظر من اين از همه مهمتر است؛ براي خاطر اين كه نمي‌گذارد تحول لازم انجام بگيرد. تحول كه نشد، آن وقت سكون، سكوت، عدم تحرك و ركود پيش مي‌آيد، و پوسيدگي به سراغ حوزه‌ها خواهد آمد.

تحجر را با حفاظت بر اصول و ارزشها اشتباه نكنيد. اصول حوزوي بايد حفظ بشود؛ اين غير از تحجر است. معناي تحجر اين است كه ما نيازهاي ضروري و لازم را براي حركت علمي خودمان نديده بگيريم؛ اين، معناي تحجر است. اگر چيزي براي پيشرفت علمي شما لازم است، بايد آن را فراهم كنيد.

اگر راهي ميانبر، يا بي‌خطر، يا پربارتر است، بايد آن راه را شناسايي كنيد، بعد هم وسايل حركت از آن راه را فراهم كنيد. برو برگرد ندارد! اگر دو پا را در يك كفش كرديد و گفتيد نه آقا، من هميشه از اين طرف رفتم، حالا هم از اين طرف مي‌روم، طبيعي است كه خراب خواهد شد، ضربه مي‌خورد. تحجر در حوزه‌ها نبايد باشد نوانديشترين علماي حوزه‌ها، مفيدترين آنها براي طلاب بودند.

من فراموش نمي‌كنم، همين دو سه شخصيتي را كه اسم آوردم از حوزه‌ي علميه مشهد ـ كه بيشترين تأثير را در نشاط و رونق اين حوزه داشتند، همه‌ي آنها آدمهاي نوانديشي بودند. مرحوم حاج شيخ هاشم قزويني ، به نوانديشي و طراوت فكري معروف بود. مثالهاي زيادي هست كه همه‌ي فضلايي كه آن وقت، درس ايشان و خودش را ديدند، مرحوم حاج شيخ مجتبي قزويني، ملاي عميق عريق، در يك جهت فكري، آن وقتي كه احساس كرد حوزه‌ها و عالم اسلام، به اين مبارزه و به اين تحول نياز دارد، ايشان يك انتخاب بزرگي انجام داد. حالا مجال نيست ـ شايد مناسب هم نباشد ـ كه خيلي جزئيات اين قضيه را بگويم؛ كساني كه آن روز بودند، مي‌دانند. و مي‌شود شما هم بفهميد و بدانيد كه اين بزرگوار چه كرد.

از لحاظ مكتب فكري و فلسفي، ايشان مكتب ديگري بود، و امام بزرگوار ما مكتب ديگري بود. مرحوم آقاي حاج شيخ مجتبي قزويني، خيلي هم در آن ممشاي خودش متصلب بود. آن فكر و آن ممشا و روحيه، اصلاً اقتضا نمي‌كرد كه فردي مثل ايشان، به كسي مثل امام بزرگوار ما بگرود؛ اما زمان را شناخت! اين، آن نوانديشي است. اين، در هم ريختن چهارچوبهاي تحجر است. احترام كرد، قم رفت و با امام بيعت كرد ـ حالا تعبير بيعت كه مي‌كنم، نه اين كه بيعت اصطلاحي، يعني حقيقتاً بين خود و امام، قلباً پيوند ايجاد كرد ـ و ما كه آن وقت در اين صراط بوديم، اطراف اين بزرگوار جمع شديم و استقبال كرد و مركزيت ايجاد كرد. هميشه انسانهايي كه باز مي‌انديشند، يك قدم جلو مي‌گذارند.

در مكاتب اصولي زمان شكوفايي علم در حوزه‌ي علميه‌ي نجف، انسان نوانديشي مثل مرحوم آيت الله ناييني (رضوان الله تعالي عليه) اصول را يك قدم جلو برد؛ اين بزرگوار برگ جديدي در علم اصول ـ به خاطر نوانديشي و عدم جمود ـ باز كرد. اين، در همه‌ي مسايل لازم است. تحجر در روشها و در افكار، بلاي بزرگي است. اگر تحجر باشد، هيچ تحولي، هيچ حركتي، و هيچ جابه‌جايي انجام نخواهد گرفت.









نوشته شده در تاریخ: 8 ارديبهشت ماه ، 1389 (1811 مشاهده)

[ بازگشت ]