حوزه علمیه بناب - تاريخ حوزه هاي شيعه
امروز 6 خرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
تاريخ حوزه هاي شيعه




صفحه: 1/2

تاريخ حوزه هاي شيعه


 جهاد علمي /پيشگامان مقاومت /ذخيره تاريخي روحانيت /دوره انقطاع


 جهاد علمي

البته در گذشته، حوزه‌هاي علميه‌ي ما، خيلي تلاش و زحمت متحمل شدند. ما در تاريخ فقاهت خودمان، بخصوص در همه‌ي رشته‌هاي علوم اسلاي و مخصوصاً رشته‌ي فقاهت، علمايي كه داشتيم و آثار علميه‌يي كه از خودشان باقي گذاشتند، نشان‌دهنده‌ي يك تلاش علمي فوق العاده و بالايي است. مجتهدان و فقهاي مشهور و مؤلفان اين كتب بزرگ و معروفي كه در فقه براي ما باقي مانده ـ مثل شيخ انصاري ، يا محقق قمي و... ـ تحقيقاً جزو بزرگترين مغزهاي زمان خودشان بوده‌اند. اگر مغزهاي آنها، در هر يك از رشته‌هاي علمي به كار مي‌افتاد، شايد نبوغهاي بي‌نظيري را در دنياي دانشهاي طبيعي و مادّي بروز مي‌داد. وقتي كه اينها، در فقه و مبادي و مقدمات فقه هم وارد شدند، حقا قوّت فكر و جودت ذهن و استعداد بالايي از خودشان نشان دادند. (حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱ ، ص۳ ) (تاريخ ۶۳-۹-۲۰)

***

بيش از هزار سال است كه جامعه‌ي علمي شيعه و روحانيت شيعه، به طور رسمي در دنياي اسلام مشغول كار است. يعني از دوران آغاز فقاهت تا امروزـ حدود يازده قرن ـ علما و فقهاي ما و شاگردان آنها و مبلّغان دين ـ در مراتب و درجات مختلف ـ تلاش و كار كردند و زحمت كشيدند و محصول زحمت آنها، هزاران هزاران جلد كتاب و مطلب و فقه و تفسير و حديث و معارف و فلسفه است، كه در اختيار ما مي‌باشد. نتيجه‌ي مهمتر كار آنها، ميليونها مسلمان معتقد به اهل بيت و مكتب آنهاست، كه در طول اين سنين متماديه بوده‌اند و زندگي و كار و تلاش كرده‌اند و عبادت خدا نموده‌اند و رفته‌اند. امروز، ما قطعه‌ي ديگري از همين نوار تاريخي هستيم. ( همان ص۴ ) تاريخ  ۷۱-۷-۱۵

***

 روحانيت شيعه، هزار سال است كه به صورت يك صنف و يك قشر، باقي است. از اين هزار سال، حدود چهارصد سالش، دوران عدم تقيه است. ... اما ششصد سال از اين هزار سال، دوراني است كه روحانيت، در تقيه و در خفا و در فرار و در حبس، زندگي كرده است. ... همين علامه‌ي حلي ، يا محقق، يا شيخ طوسي با آن علوّ مقام ـ كه از نظر علمي، نظيرش در همه‌ي علماي شيعه از اول تا امروز، واقعاً نيامده ـ مشاهده مي‌كنيد كه اينها، در نهايت شدت زندگي كردند.خانه‌ي شيخ طوسي و كتابخانه‌ي او را در بغداد آتش زدند. مردي را كه سالهاي متمادي، در بغداد مسند تدريس داشت، آواره كردند. او به نجف پناه آورد و سالها در نجف زندگي كرد كه نجف حوزه شد؛ و الّا حوزه‌ي شيعه، اول در بغداد بود. ... آن دوران، دوران اختناق و شدت بوده است. در آن دروان، اينها توانستند خودشان را حفظ كنند. ( همان ص۴ ) تاريخ۷۰-۸-۲۰

  پيشگامان مقاومت

 در ايران خود ما هم، نهضت مشروطيت و پيش از آن، نهضت تنباكو و مبارزه‌ي با استعمار دولتهاي خارجي، و نيز بيدار كردن مردم و مقابله‌ي با استبداد رضاخاني و ادامه‌ي اين مبارزه، تا پيدايش نهضت مقدس عظيم اسلامي، به پيشقراولي و پيشاهنگي علما بود؛ والّا پيش نمي‌رفت. اين، يك سابقه و يك تاريخ است كه كسي هم نمي‌تواند آن را انكار كند. ( همان ص ۵) تاريخ ۶۹-۱۲-۲۲ 

***

در كشور و تاريخ ما، هر نهضت و حركت و تحول و نقطه‌ي عطف تاريخي‌يي كه روحانيت در آن حضور داشت، به همان اندازه كه حركت ادامه داشته، به پيروزي قطعي نايل شده است. و هر جايي كه روحانيت نبوده است و پيشروي مناديان دين و معلمان قرآن، براي مردم حاصل نشده و نتوانستند ايمان اين قشر را به آن كار جلب كنند، آن كار ناكام مانده است.

بنابراين، در حدوث يك حركت، اگر روحانيون بودند، آن حركت پيشرفت كرد و به جايي رسيد. اگر در بقاي آن حركت، روحانيون ماندند، به همان اندازه كه ماندند، به جايي رسيد. وقتي كه روحانيت، از آن حركت جدا شد، آن حركت هم مثل چراغي كه خاموش بشود، به تدريج خاموش شد. اين، تجربه‌ي ماست. شما ملاحظه كنيد، چه دردوران مشروطيت، چه در قضاياي قبل از مشروطيت ـ مثل مسأله‌ي تنباكو و امثال آن ـ و چه در قضاياي بعدي، همين طور بوده است. ( همان ص۶ ) تاريخ ۶۶-۹-۱۱

***

روحانيت ما، در گذشته هم از اين كارها خيلي كرده و در جنگهاي گوناگون، حضور داشته است. در همين جنگهاي عراق (سال 1۹۲0 ميلادي) علماي بزرگ ما، پيشتاز جهاد بودند. اول، مرحوم آميرزا محمّد تقي شيرازي ـ ميرزاي دوم ـ بعد هم مرحوم شريعت اصفهاني (رضوان الله عليهما) فرمانده و رهبر ميدان جنگ بودند.

من خودم دو نفر عالم را ديدم كه در آن جبهه رفته و لباس رزم پوشيده بودند و جنگيده بودند؛ يكي مرحوم آيةالله كاشاني بود،... ديگري هم يكي از علماي مشهد بود. ( همان ص۷ ) تاريخ۶۶-۹-۱

 




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی