حوزه علمیه بناب - حوزه و نهضت
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
حوزه و نهضت




صفحه: 1/2

حوزه و نهضت


 اين انقلاب، متأثر از روحانيت است. اگر روحانيون و علما نبودند، اگر تبليغها و اين حزب بي‌سازماندهي نبود ـ اگر تعبير حزب، براي روحانيت درست باشد ـ اگر اين مجموعه‌ي عظيمي كه در سرتاسر كشور، با هم مرتبطند و با زبان يكديگر آشنايند و جهت‌گيريهاي مشترك دارند و از منبع واحد الهام مي‌گيرند و با انگيزه و هدف واحد كار مي‌كنند، نبود؛ نه مبارزه شروع مي‌شد، نه اوج مي‌گرفت و نه در نهايت، به پيروزي مي‌رسيد. (حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱ ، ص۴۹ ) 

***

هيچ مبارزه‌يي، جز مبارزه‌يي كه پيشاهنگ آن، روحانيت باشد، نمي‌توانست اين پيروزي را به دست بياورد؛ به خاطر اين كه در مملكت ما و همين طور در همه‌ي رژيمهايي كه شبيه رژيم شاه هستند، مبارزه‌ي چريكي معنا ندارد و به جايي نمي‌رسد. مبارزه‌ي بخشي از مردم، فقط ممكن است دستگاه را متوحش بكند، حواسش را پرت كند، اعصابش را خرد نمايد و به منافعش ضربه بزند؛ اما آن را نمي‌تواند براندازد؛ چون براندازي را يك حركت عمومي و عظيم مردمي مي‌تواند انجام دهد، و حركت عظيم مردمي در جامعه‌ي ما، اين گونه بود كه جز با رهبري روحاني، امكان‌پذير نبود. ( همان ص  ۵۰)

***

اگر بخواهيم به تاريخ برگرديم، همه جا پاي بينش ديني و سررشته‌داران امور ديني مردم را مي‌بينم. قيام ميرزاي شيرازي، مسأله‌ي مشروطيت، قيام مدرّس، قيام ميرزا كوچك خان و مسايل گوناگون ديگر، چه قبل از دوران پهلوي، چه در دوران پهلوي ... همه جا، پاي انگيزه‌ي دين و به طور مشخصتر، پاي علماي اسلامي در ميان و مشهود است. اما آن مبارزه‌يي كه به صورت كامل، از طرف روحانيون طراحي بشود؛ از طرف روحانيون، مردم به آن مبارزه دعوت بشوند؛ از طرف روحانيون، سازماندهي بشوند؛ از طرف روحانيون، ايدئولوژي آن مبارزه،همه جا منتشر بشود؛ از طرف روحانيون، فشارهاي سنگيني كه بر مبارزه و مبارزه‌گران وارد مي‌آيد، تحمل بشود؛ و بالاخره تا آخرين قدمها، به وسيله‌ي روحانيون، از آن دفاع گردد و براي آن، سرباز تربيت و جذب بشود ـ مبارزه با اين ابعاد و دايره‌ي وسيع و با اين همه كار و تلاش ـ ... تا قبل از سال 1341 نبود. ( همان ص ۵۱ )

***

تاريخ اين مبارزه، تاريخ عجيبي است. آن كساني كه از اولين سالها، اين مبارزه را از بن‌دندان باور كردند و پاي اين نهال نشستند مي‌دانند كه چه موجها و چه ضربتها و چه سيليها و چه رنجها و چه نگرانيهايي، وجود داشته است. ( همان ص  ۵۲) 

***

پانزده‌ي خرداد كه گذشت، يك مرحله از مبارزه سپري شد، اما مرحله‌ي سخت‌تر مبارزه شروع گرديد : آن مرحله‌يي كه خيليها راحت خط را گم مي‌كردند و از مبارزه منصرف مي‌شدند ... مردمي وجود داشتند كه براي تحمل بار سنگين يك انقلاب، محتاج آن بودند كه زنگار انديشه‌هاي تحميل‌شده‌ي تحريضي غلط ، از ذهنهاي آنان پاك بشود. مردمي وجود داشتند كه ساليان دراز ـ شايد در طول قرنها ـ به آنها تلقين شده بود كه با قدرتها نبايد جنگيد و نمي‌شود جنگيد. مردمي بودند كه فكر نمي‌كردند غير از نماز و نماز مستحبي و انفاق مال جزيي به فقرا، عبادتي وجود داشته باشد كه لازم باشد انسان برايش سرمايه‌گذاري كند. مردمي بودند كه جهاد و امر به معروف و نهي از منكر را قبول نداشتند. نسل اين روزگار ما، بايد اين مطلب را بداند كه در اين مملكت، روزگاري بر اين مردم گذشت كه امر به معروف و نهي از منكر، جزو امور به حساب نمي‌آمد. قبول نداشتند كه بايد نهي از منكر بشود و در مقابل فساد و ظلم و طغيان، مقاومت كرد! ( همان )

***

لازم بود كه اين مردم، با اين تفكري كه دارند، آن‌چنان ساخته بشوند كه بتوانند بار سنگين يك انقلاب همه جانبه‌ي اجتماعي را بردوش بكشند. اين كار را روحانيون شروع كردند. ( همان ص  ۵۳) 

***

ما اگر بخواهيم تحليلي از وضع علما و روحانيون ... در انقلاب به دست بياوريم، محتاج يك مطالعه‌ي دراز مدت هستيم. همه مي‌دانند و همه مي‌گوييم كه علما، در مبارزه و در پيروزي انقلاب، نقش اول را داشتند و اين درست است؛ اما همين حرف درست ... خيلي از مسايل مختلف در آن هست....

از سال 42 به اين طرف ، تا قبل از سال مثلاً 56، نقش علما چه قدر بود؟ از سال 56 به بعد، چه قدر بود؟ ... كدام قشر از روحانيون، بيشتر مؤثر بودند؟ ... طلبه‌هاي حوزه ... مدرّسان حوزه ـ تا قبل از آن چيزی که در عرف ما، به آن علما گفته می­شود ـ قشر علماي حوزه، يعني مراجع و ملْاهاي بزرگ و معروف و استخواندار، قشر علماي شهري، مثل پيشنمازان و معروفان و محترمان مراكز استانها و شهرها و نيز قشر منبريها ـ آن هم علي‌اختلاف مراتبش ـ آن قشري كه در سال 42، با مبارزه شروع كرد و با كتك‌ خوريها ختم نكرد و ادامه داد، كداميك از اين قشرها بود؟( همان )




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی