حوزه علمیه بناب - حوزه و انقلاب
امروز 27 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
حوزه و انقلاب




صفحه: 1/5

حوزه و انقلاب


نقش روحانيت / حوزه و دستاورد هاي انقلاب / حق انقلاب بر حوزه / قدر نعمت / مسئوليت حوزه


   نقش روحانيت   

                                                                                                                               

نقش روحانيون در اين انقلاب، چيز غيرقابل انكاري است. هيچ كس هم تاكنون، اين نقش را انكار نكرده است. البته، براي انكار كردن، دير نشده است! دستهاي تحريف ، در جابه‌جاي تاريخ ما ، از اول تا حالا، دخالت و اعمال نظر و اعمال نفوذ کرده اند. در این قضیه هم هیچ بعيد نيست كه روزي، يك عده آدمهايي پيدا بشوند، بنويسند و بگويند كه جامعه‌ي علمي اسلامي و روحانيت اسلام ، در اين انقلاب نقش و تأثيري نداشته‌اند. (حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱ ، ص ۶۳ )

*** 

امروز كه هنوز مردم ما، حديث العهد به انقلاب هستند و قضاياي انقلاب، در ذهنشان بوده و هست، مي‌دانند كه علماي اعلام، تأثير درجه‌ي يك را در پيدايش و گسترش و عمق و بالاخره پيروزي اين انقلاب داشتنتد. اگر آنها نبودند، اين انقلاب قطعاً به پيروزي نمي‌رسيد. (همان ص  ۶۴ )  

 

حوزه و دستاورد هاي انقلاب

روحانيت از اول انقلاب، در حفظ دستاوردهاي آن، عنصر بسيار مؤثري بود. اين كارخانه‌ها و اين پادگانها و اين مراكز و اين جبهه‌ها را، زبانهاي گرم روحانيون نگه داشت؛ آنهايي كه علاقه داشتند و زبان گرم را با سخني كه از دل گرم برخاسته بود، مي‌گفتند. (همان ص  ۶۵ )

 

***

   زحمات شما آقايان محترم و علما و فضلا و طلّاب و گويندگان در طول  اين ده سال، با زحمات هيچ قشري قابل مقايسه نيست. در اين مدت، تلاشها و صدق و صفا و حضور شما در صحنه‌هاي گوناگون ، دلهاي مشتاق را به تپش درآورد و آنها را آماده‌ي فداكاري كرد. چه قدر دشمنان اسلام در جاهاي مختلف، قصد خرابكاري داشتند، ولي حضور يك روحاني، مانع از خرابكاري آنها شد. (همان ص  ۶۶ )

وقتي جمهوري اسلامي تشكيل شد، اگر روحانيون نبودند، چنانچه مي‌خواستند بنايي بر اساس دين درست كنند، نمي‌شد. ما كساني را ديديم كه متدين هم بودند و خواستند از كتاب و سنت استنباط كنند، ولي به كفر افتادند و به وادي ضلالت رفتند؛ چون وارد نبودند و نمي‌دانستند كه چه بايد بفهمند. (همان ص  ۶۷ )  

حق انقلاب بر حوزه

يك روز بود كه براي معممان، آوردن اسم مسايل سياسي، مخطور و ممنوع و عيب بود. ورود در ميدان سياست هم، همين طور بود زمينه‌سازي براي آشنايي با مسايل سياسي ـ مثل ارتباط با راديو و تلويزيون و روزنامه‌ها و امثال اينها، همين طور بود. يك نفر روحاني، به نام آيت الله حاج شيخ هاشم قزويني (رحمةالله عليه) در مشهد بود كه ملاي محترم و معتبري بود. ايشان، مجله می خواند. وقتی مجله می خرید، در جیبش می گذاشت ، از حرم كه به مدرسه‌ي نواب مي‌آمد يا به منزل مي‌رفت، از زير عبا ديده مي‌شد. ايشان، در بين روحانيون مشهد ـ آنهایی که می دانستند ـ  انگشت نما بود كه آقا شيخ هاشم، مجله مي‌خواند! اين، فرهنگ خيلي عجيبي است. ببينيد يك قشر و يك جامعه، چه قدر از حوادث دنيا بركنار مي‌ماند.

... انقلاب، روحانيون را به ميدان زندگي و آشنايي آورد. چه طور ممكن است شما مدافع قلعه‌يي باشيد ـ اسمتان اين است كه مدافع و پاسبان اين قلعه‌ايد ـ اما به اتاقي رفته باشيد و در را هم روي خودتان بسته باشيد و ندانيد كه پشت ديوار قلعه و پاي خندقها و در يك كيلومتري آن ـ تا چه رسد در پنج فرسخي آن ـ چه مي‌گذرد! مگر مي‌شود شما مدافع اين قلعه باشيد؟ وضع ما اين طوري بود ...

امروز نسبت به گذشته، از اين جهت خيلي خوب شده است. اين، تأثير انقلاب بوده است. يك تأثير انقلاب اين بود كه ما را وارد مسايل سياسي و مسايل زندگي كرد، بينشهاي ما را باز كرد و روحانيت را به صورت مجموعه، وارد صحنه‌هاي گوناگون زندگي نمود. (همان۶۸)

  




صفحه بعدی (2/5) صفحه بعدی