حوزه علمیه بناب - زمان شناسي
امروز 7 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
زمان شناسي




صفحه: 1/4

زمان شناسي


                  مزايا و آفات دوري از بدايع زمان / درك لحظه ها / آثار حضور زمان / برخورد فعال با زمان


 

مزايا و آفات دوري از بدايع زمان

 

آن روزي كه استعمار، وارد اين مملكت شد؛ آن روزي كه شمشير، جاي خودش را به تفنگ ... داد، آن روزي كه روشهاي پيچيده‌ي توطئه‌گرايانه‌ي سياسي، جاي روشهاي ساده‌ي قديم را گرفت؛ آن روزي كه روحانيت ما، بيش از هميشه، احتياج بيشتري به هوشمندي، دشمن شناسي، حاضر يراق بودن، كمربسته بودن، زمان را شناختن، نياز زمان را دانستن و سينه را سپر كردن داشت؛ متأسفانه در مقطعي اززمان، عقب ماند....

وقتي كه ميرزاي شيرازي ، آن فتوا را داد، استعمار حساب كار خودش را كرد. روي حوزه‌هاي علميه كار كردند، تا هرچه بتوانند، حوزه‌هاي علميه را از جريانات سياسي و جاري دنيا ، بركنار بدارند.(حوزه و روحانيت در آئينه رهنمود هاي مقام معظم رهبري ، ج ۱، ص ۱۱۷)

 

***

امام ما، همان كسي كه امروز، انگيزه‌ي انقلابي و روح انقلابي در دنيا ، با نام او هيجان پيدا مي‌كند ... يك مدرّس سطح عالي حوزه‌ي قم بود. البته در دل پاك و روشن او، همه چيز و همه‌ي حقايق جاري آن روز، از لحاظ سياسي روشن و آشكار بود؛ اما منتظر لحظه بود. فرق او و بعضيهاي ديگر اين بود كه وقتي لحظه‌ي مناسب را ديد، خودش را هدف كرد. (همان ص  ۱۱۸ )

 

***

قطعاً انظار فقهي امام (ره)، از روز اولي كه وارد ايران شدند، تا روزي كه وفات كردند، تفاوت زيادي پيدا كرده است. شما فتاواي ايشان را در مسأله‌ي غنا، مسأله‌ي مربوط به معادن و امثال آن، ملاحظه كنيد. ما در قضيه‌ي معادن ـ وقتي كه در مجلس مطرح بود ـ به امام (ره) مراجعه كرديم. ايشان بر اساس همان ظواهر فقهي حرفي زدند ؛ ولي نظر ايشان در اواخر، به كلي چيز ديگري شده بود، يعني فوراً مباني را با حقايق موجود انطباق دادند و بازشناسي كردند. در عين حال، ايشان تا آخر عمر، يكي از متعبّدترين فقها بودند.

جمود به ظواهر، مبناي فقهي ماست. ما به ظواهر كار داريم. در فقه، به قياس و استحسان و تصورات اعتباري خودمان، اعتنا نمي‌كنيم؛ به لسان حديث نگاه مي‌كنيم. معيار و رابطه‌ي آن هم ، از طريق ظواهر است؛ ترجيح ظهور. ايشان كاملاً به اين معنا پايبند بودند، يعني هيچ جا نبود كه ايشان از اين معنا سر باز بزنند. (همان ص ۱۱۸ )

 

درك لحظه ها

 

در آن وقتهايي كه من در مشهد، در همين حوزه و همين مدرسه و همين مدرس، مشغول بودم و براي بعضي از طلاب درس مي‌گفتم؛ بعد از جلساتي كه هميشه با طلاب جوان داشتم، سفارشم اين بود كه ببينند نياز لحظه چيست. هنر، اين است. در عالم اسلام، هزاران نفر بودند كه حسين بن علي (ع)، پدر حسين بن علي (ع) و مادر حسين بن علي (س) و خاندان آنها را دوست داشتند و حاضر بودند كه در ركاب امام حسين و در كنار آن حضرت، كار و تلاش كنند. همچنين يزيد و يزيديان و همه‌ي كساني را كه در ماجراي كربلا شركت داشتند، دشمن مي‌داشتند؛ اما آنها حبيب بن مظاهر نشدند، زهير نشدند، آن غلام تازه مسلمان نشدند، و در ميان بني‌هاشم ، علي اكبر و ابوالفضل نشدند. چرا؟ به خاطر اين كه در لحظه‌ي نياز، حضور پيدا نكردند. آن وقتي كه دين به من احتياج دارد، اگر من نياز آن وقت را نشناسم و به آن نياز پاسخ ندهم، چه فايده كه خودم را آماده و مستعد كمك براي دين بدانم؟ وقتي بيمار به اين داروي فوري و فوتي احتياج دارد، شما آن وقتي مي‌توانيد افتخار كنيد كه به كمك اين بيمار شتافته‌ايد، كه در آن لحظه، اين دارو را بدهيد؛ والّا آن لحظه كه گذشت، شما صد برابر آن دارو را هم كه بدهيد، چه فايده‌يي دارد؟ (همان ص ۱۲۰)

***

نياز لحظه را برآورده كردن، كار كمي نيست. اوّلاً، درك و استعداد و تيزبيني مي‌خواهد. ثانياً، شجاعت و شهامت مي‌خواهد. كه وقتي ديگران كاري را نمي‌كنند، او انجام دهد. (همان ص  ۱۲۱ )

  




صفحه بعدی (2/4) صفحه بعدی