حوزه علمیه بناب - سه نکته مهم
امروز 5 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
سه نکته مهم




سه نکته مهم


 سه مساله براى بنده تعجب آور است و چه بسا از رموز بوده و نتوانسته‏ام آن را حل كنم :

اولى ادامه توفيق است. در طول اين ۲۷ سال، با اين همه مشكلات و موانع و عوامل باز دارنده كه قبل از انقلاب از سوى اوقاف و ساواك متوجه ما بود و بعد از انقلاب، كم لطفى‏ها و بى مهرى‏هايى كه از طرف برخى از خودى‏ها بر ما روا ‏شد؛ با توفيقات فراواني رو‌به‌رو بوديم. توفيق قبل از زمان طاغوت به بعد از زمان طاغوت وصل شد و توفيق زمان حضور و حيات امام امت ، به زمان فقدان ايشان متصل گرديد؛ زمان جبهه به زمان صلح پيوند يافت و... و در تمام اين مدت، در يك خط مستقيم، توانستيم، حركت كنيم و اين براى من جاى تعجب است. البته مي‌ترسم بيان اينها غرورآميز بوده باشد، اما تعبير من اين است كه حوزهٔ ما، حوزه سيّار بوده است؛ گاهى در تبريز، گاهى در تهران و گاهى در بناب.

مساله دوم، بودجه حوزه است. البته وقتى در تبريز بوديم عده‏اى مقررى داشتند و كمك شايانى به حوزه مى‏كردند. در محله شتربان، بيست نفر را به سختى تأمين مى‏كرديم تا اينكه در مدرسه ولى عصر (عج) تبريز، طلاب به 250 تن رسيد. علاوه بر آن، خدا عنايت كرد تا چند خودرو براى مدرسه تهيه كرديم : اتوبوس، مينى بوس، پيكان و نيسان. همه اينها با عنايت‏هاى الهى و كمك‏هاى خالصانه عده‏اى از مؤمنان به دست آمده بود. در تهران هم با اينكه براى پرداخت شهريه كمبود داشتيم ، ولى طلبه‏ها هم تقاضايى نداشتند و با آبرو كارمان ادامه يافت. از وقتى هم كه به بناب آمده‏ايم، بودجه زيادى مصرف مى‏شود. امروز بيش از 600 طلبه در اين حوزه، درس مي‌خوانند. روزگارى ۵ ـ ۶ طلبه متاهل يافت نمى‏شد. وقتى آقاى خيريان مى‏خواست ازدواج  كند همه تعجب مى‏كردند و مى‏گفتند: طلبه و ازدواج؟! الان 80 نفر متأهل داريم. اگر چه اينها كمبود دارند، امّا به هر حال در سايه امام زمان هستند. هر سال به قم و مشهد مشرف مى‏شويم. در مدرسه هم در طول سال، ناهار و شام داده مى‏شود، اين همه اساتيد و كاركنان و... همه در سايه عنايات حضرت است.

تامين بودجه اينجا نيز از الطاف الهى است؛ دولتى هم نيست، بلكه كمك‏هاى خود جوش مردمى است. گرچه گاهي از لحاظ مالي با مشكل مواجه مي شويم، ولي  به نظر مي رسد صاحب طلبه ها عنايتي خاص دارد ، حال كه اين صاحب كريم با دوستان مَجازي خود چنين مي كند ، ببينيد كساني كه واقعاَ خالص و اهل حقيقت باشند، چگونه مشمول عنايات ايشان قرار مي گيرند!

سومى هم شايد براى اهل فنّ بيشتر مايه تعجب باشد كه چطور مى‏شود، شخصى در 37 سالگى روحيه و نشاط خاصي براى خدمت به طلاب داشته باشد و همان روحيه را 30 سال در خود حفظ كند؟! حتى نشاط و روحيه‏اش بهتر از قبل باشد و در صدد باشد كه كيفيت و كميّت كار را افزايش دهد و به در جا زدن راضى نباشد. دائم بگويد كه اخلاق طلبه‏ها، از اين هم بهتر باشد؛ مناعت، عزت، كيفيت درس‏ها و... بايد از اين هم بهتر باشد.

اساس مديريت در اينجا بر مبناى مهر و وفا است. بايد بين طلبه‏ها صفا و وفا حاكم باشد. مسئول مدرسه، نوعى برخورد كند كه طلبه‏ها به او اعتماد داشته باشند. الحمدللَّه هم تا به حال اين طور بوده است. اگر اخلاص هم در كنار اين باشد، بسيار كارساز و اثرگذارخواهد بود. اينها اساس پيروزى و موفقيت است نه نظام‌هاى مديريتى كذايى.

 









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 13 اسفند ماه ، 1388 (1776 مشاهده)

[ بازگشت ]