حوزه علمیه بناب - فعاليت هاي سياسي
امروز 31 ارديبهشت ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
فعاليت هاي سياسي




صفحه: 1/2

فعالیت های سیاسی


نقش و موضع گيري مدرسه در مسائل سياسي

مدرسه در اكثر تظاهرات و راهپيمايي ها نقش فعال و تاثيرگذاري داشت . نه تنها در راهپيمايي ها شركت مي كرد ؛ بلكه جهت هم مي داد . يادم هست كه سال 1356 مجاهدين (منافقين) خلق در بين مردم حضور داشته و پلاكارد هايي برداشته بودند . با اينكه روي آنها آياتي چون « فضل الله المجاهدين علي القاعدين اجراً عظيماً » نوشته بودند ؛ اما پيش دستي كرده و گفتيم كه اينها را بردارند .مي خواستيم فقط پرچم ها و پلاكاردهاي مردمي در بين راهپيمايان ديده شود و بقيه برداشته شود . البته آن زمان از آنان با قداست ياد مي كردند و ماهيت آنها هنوز معلوم نشده بود ، ولي ما نظر مشكوكي به آنها داشتيم .

در واقع گروهي كه در رأس آن يك عالم سرشناس نباشد ، يا يك عالم آگاه بر زمان مثل امام ـ قدس سره‌ ـ آن را تأييد نكرده باشد ؛ نمي توان به آنها مطمئن بود و بايد با نظر مشكوكي به آنها نگاه كرد . حتي احزاب اقليت و اكثريت در راهپيمايي پرچم و پلاكارد داشتند؛ ولي به آن ها هم گوش زد كرديم كه خودتان در راهپيمايي باشيد ، اما پرچمتان را بلند نكنيد .

يك روز خبر آوردند كه طرفدارات شاه تظاهرات به راه انداخته و در خيابان باغشمال تجمع كرده‌اند . ما هم بدون درنگ طلبه ها را بسيج كرديم . آن موقع تنها سلاحي كه داشتيم ،اسلحه سرد و چماق بود . حتي فرصت نشد كه كه چماق ها را بتراشيم و صافشان كنيم  ( از كلت يا تفنگ خبري نبود) آن موقع مدرسه در خيابان ششگلان بود ، دوان دوان به صورت پياده از آنجا تا باغشمال حركت كرديم . بازاريان و دانشجويان انقلابي نيز آمده بودند . آنها وقتي اوضاع را چنين ديدند پا به فرار گذاشتند . يكي از دوستان مرا ديد و تعجب كرد كه من هم با جمع طلبه ها آمده ام !!

در يكي از روز ها مطلع شديم كه كمونيست ها مي خواهند در دانشگاه تجمع نموده ، اغتشاش ايجاد كنند . باز طلبه ها را بسيج كرده و به طرف دانشگاه رفتيم . حتي برخي از طلبه ها عمامه شان را برداشته بودند تا بتوانند از مدرسه تا دانشگاه را بدوند و سريع تر به آن محل برسند. الحمد لله در آنجا نيز دانشجويان انقلابي و عده اي از مومنان بازاري و غير بازاري آمده بودند . در نتيجه اقدام كمونيست ها تحت الشعاع واقع شد و آنان نتوانستند كاري از پيش ببرند.

شركت در انتخابات

طلبه‌ها در اولين همه پرسي براي برقراري نظام جمهوري اسلامي نقش فعالي هم در تبليغات و هم در نظارت بر سر صندوق ها داشتند.

در انتخابات خبرگان قانون اساسي كه مي بايست اشخاصي براي تصويب قانون اساسي انتخاب مي شدند ، مدرسه حضوري جدي داشت .در آن انتخابات از تبريز دوازده نامزد وجود داشت ؛ شش نفر آنها افرادي مثبت و مومن و مذهبي بودند ، اما شش نفر ديگرـ از جمله مقدم مراغه‌اي ،دكتر خسروشاهي و عليزاده ـ مورد تاييد نبودند.

ما به همراهي شهيد مدني و شهيد قاضي ، طلبه ها را بسيج كرديم كه آن شش نامزد مورد تاييد را تبليغ كنند. از آن شش نامزد اسامي آنهايي كه در ذهنم مانده عبارتند از: آيت الله آقاي مكارم ، آيت الله آقاي سبحاني ، حجت الاسلام آقاي سيد ابوالفضل خسروشاهي ، آقاي اشراقي و ظاهراً آقاي عرفاني كه از علماي رشت بود.

مدرسه براي تبليغ اين شش نفر، به عنوان ستاد مركزي تبليغات درآمده بود. البته ستاد هاي ديگر نيز وجود داشتند ، اما بزرگ ترين ستاد در مدرسه مستقر بود. جوانان به مدرسه مي‌آمدند و عكس و پوستر نامزد‌ها را براي تبليغ مي بردند. بالاخره پنج تن از نامزد‌هاي مورد نظر ما پيروز شدند.

خود طلبه ها در تبليغات شركت داشتند و گاه عمامه شان را برداشته و شب ها عكس و پوستر مي چسباندند؛ چون طرفداران نامزدهاي مقابل عكس نماينده هاي مورد تاييد حزب جمهوري اسلامي را پاره مي كردند، در نتيجه طلبه ها هم به جهت اينكه عكس ها پاره نشود، با هزار زحمت به جا هايي عكس مي زدند كه دست افراد به آنجا نرسد.

اما در نخستين انتخابات رياست جمهوري ، نه يا ده نامزد رياست جمهوري وجود داشت كه در ميانشان بني صدر خيلي مطرح و زمينه براي پيروزي او مساعد بود . حزب جمهوري اسلامي هم كه بني صدر را تاييد نمي كرد ، سعي داشت شخصي را معرفي كند كه بتواند با بني صدر مقابله كند ، لذا آقاي جلال الدين فارسي را به عنوان نامزد مورد تاييد خود معرفي كرد؛ اما چندي نگذشت در تاييد صلاحيت او براي منصب رياست جمهوري مشكلي به‌وجود آمد و ما هنوز نمي دانستيم كه به جاي او چه كسي را مطرح كنيم ، تا اينكه آيت الله طاهري خرم آبادي از طرف جامعه مدرسين حوزه علميه قم به تبريز آمد و جلسه اي در منزل آيت الله مدني با حضور ايشان تشكيل شد. در آن جلسه حاج شيخ عبد الحميد و ظاهراً حاج شيخ جواد هم حضور داشتند. شهيد مدني از جانب بني صدر خيلي نگران بود و مي گفت : بني صدر در برخي از بند هاي قانون اساسي و از جمله در بحث ولايت فقيه ، چون و چرا مي كند  [ خدا كند كه پيروز نشود ] . به هر حال در آن جلسه تصميم بر آن شد كه آقاي حسن حبيبي ، به جاي جلال الدين فارسي براي رياست جمهوري معرفي شود.

با اينكه مي دانستيم اگر جلال الدين فارسي كنار گذاشته شود ، بني صدر يكه تاز ميدان خواهد شد ، اما چون آقاي حبيبي از سوي مقامات بالا تاييد شده بود ما نيز او را مطرح كرديم . آقاي حبيبي در نظر مردم مقبوليت نداشت و اسم و سوابقش براي مردم معلوم نبود . اما بني صدر در تلويزيون مصاحبه مي كرد و  قهراً براي مردم شناخته شده بود.

با اين حال تبليغات آقاي حبيبي را شروع كرديم . طلبه ها واقعاً سنگ تمام گذاشتند؛ چون آقاي حبيبي تازه مطرح شده بود و احتمال پيروزيش خيلي كم بود . مردم از مساجد و ساير ستاد‌هاي فرعي به مدرسه مي آمدند و پوستر هاي آقاي حبيبي را براي تبليغات مي بردند. اما بني صدر با اكثريت آرا به رياست جمهوري رسيد. ما در ظاهر شكست خورديم ، اما بعد ها معلوم شد كه شكست از آن چه كسي بوده است . اگر انسان به وظيفه خود عمل كند، نه تنها در آخرت سرافكنده نخواهد شد ، در دنيا هم سرافراز خواهد بود . با اينكه آن زمان در اقليت بوديم ، اما هرگز تحت الشعاع واقع نشديم و بني صدر را تاييد نكرديم . حالا از جمله مفاخر حزب الله اين است كه آن زمان به آقاي حبيبي راي دادند.




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی