حوزه علمیه بناب - مدرسه محله ششگلان تبريز
امروز 4 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
مدرسه محله ششگلان تبريز




صفحه: 1/2

مدرسه محله ششگلان تبریز


در مدرسه محله شتربان حدود دوسال يا دوسال و نيم بوديم، تعداد طلاب هم حدود پنجاه نفر بود. البته چون مدرسه كوچك بود ، يك باب خانه را كه در همسايگى بود ، خريديم و با برداشتن ديوارآن به مدرسه محلق كرديم، امّا بعد از دوسال يا دو سال و نيم ، به خيابان ششگلان منتقل شديم. در آنجا دو باب خانه خريديم كه حدود هيجده يا نوزده اتاق داشتند. البته بعضي از اتاق‏ها نمناك بودند و در زير زمين قرار داشتند. مرحوم شهيد قويدل خيلى روح تربيت كننده‏اى داشت، شش نفر با او مى‏ماندند. شهيد حسين دانشيان هم به همراه سه چهار نفر ديگر با آقاى خيريان مى‏ماندند، آقاى عبداللَّه زاده هم با چند نفر ديگر در يك اتاق و...

در آن زمان آقاى خيريان در مدرسه ششگلان بودند، نزديكي هاي پيروزى انقلاب بود كه به قم رفتند. شبى كه مى‏خواستند به قم بروند، براى من شب غم انگيزى و سختى بود؛ چون او پشتوانه خوبى براى ما بود و در سطح خود از لحاظ اخلاص، متانت و ادب، ولايت و اعتقاد از افراد كم نظيرى بوده و هست. با رفتن او از نظر عاطفى ، ضربه سنگينى به من وارد شد.

البته آن بزرگوارـ كه از فضلاي حوزه علميه قم مي باشد ـ در سنگر تدريس و تربيت طلاب ، مسئوليت هاي بسيار ارزشمندي را بر عهده گرفته است. جداً وجود ايشان مبارك بوده و از مصاديق حديث شريف « كونوا دعاة الناس بغير السنتكم » مي باشد.

  مدرسه ششگلان تبریز   

برنامه‌هاي جديد مدرسه ششگلان

خيلى از برنامه‏ها از مدرسه شتربان شروع شده بود، مثلاً دعاى كميل را از اولين هفته اجرا كرديم. در ماه مبارك رمضان برنامه‏اى براى شب‏هاى قدر داشتيم، برنامه مناجات و جلسات دعاى ابوحمزه ثمالى از سال دوم نيز هر شب برگزار مى‏شد.

از جمله برنامه‏هاى جديد در مدرسه ششگلان ، فعال كردن آشپزخانه بود. تا آن زمان در همه مدارس طلبه‏ها خودشان ناهار و شام تهيّه مى‏كردند و از آشپزخانه خبرى نبود. ابتدا بنا شد در ماه مبارك رمضان ، آشپزخانه را داير كنيم و در آن ماه اين برنامه را اجرا كرديم. امّا حدود سال 57 يا 58 ، تصميم گرفتيم براى تمام روزهاى سال ، غذاى گرم و پخته داشته باشيم. اين برنامه ابتدا به نظرمان يك امر غير ممكنى جلوه مى‏نمود؛ امّا بالاخره انجام شد و خداوند متعال هم عنايت فرمود و ادامه يافت.

از برنامه‏هاي ديگر جايزه سفر به مشهد مقدس بود. احتمالاً اين برنامه را از سال 56 شروع كرديم. وعده داديم هر كس در امتحانات نمره خوبى بياورد، او را به مشهد خواهيم برد. الحمدللَّه برخى نمره‏هاى خوبى كسب كردند و ما يك مينى بوس كرايه كرديم و رهسپار مشهد شديم. سفر خاطره‏انگيز و خوبى بود. براى اولين بار تعدادى طلبه ، با فضاي سرشار از معنويت و صفا در آن زمانه غربت و ظلمت و فساد ، عازم سفرى زيارتى شديم. برخي از طلابى كه در آن سفر پرخاطره حضور داشتند، عبارت بودند از: شهيد قويدل، شهيد يونس عاقل‏نهند، شهيد سيد محمد اجاقى، شهيد رحيقى، مرحوم محمد المصطفى توتونكار و مرحوم حاج عبدالحسين فرهودى.

خاطرات فراوانى از  آن سفر معنوى دارم، از جمله اينكه وقتى در قم با طلبه‏ها براى زيارت آيت اللَّه العظمى مرعشى‏ (ره) رفتيم (البته خيلى خائفانه؛ چون روزهايى بود كه دستگاه طاغوتى به اين ملاقات‏هاي گروهي حساسيّت شديدى نشان مى‏داد)، معظم له فرمود : فلانى، اين طلبه‏ها، يك ناهار مهمان من باشند.

لهذا پانصد تومان دادند. فرداى آن روز، طلبه‏ها را به يك غذا خورى در خيابان چهار مردان برديم و يك ناهار مفصل براي آنها تهيه كرديم. 

 




صفحه بعدی (2/2) صفحه بعدی