حوزه علمیه بناب - عمامه گذاري
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
عمامه گذاري




صفحه: 1/3

عمامه گذاري


عمامه گذاشتن براي طلبه و مبلغ دين اسلام ، به جهت وجوه گوناگوني ضرورت دارد :

1. پيامبر اكرم (ص) و ائمه معصومين (ع) به اين لباس ملبس بوده اند . كساني كه رسالت عملي شان تبليغ دين بوده ، در اين لباس بوده اند . علامه عسكري در جريان غدير نقل مي كند : هنگامي كه رسول‌خدا (ص) حضرت اميرالمومنين (ع) را در روز غدير به منصب امارت مؤمنان برگزيد و به طور رسمي حضرتش را از طرف خداوند به عنوان وصي خود معرفي نمود ، عمامه‌اي مشكي را كه نه پيچ داشت ، بر سر مبارك حضرت نهاد . ظاهرا پيامبر عمامهٔ خودش را بر سرحضرت علي (ع) گذاشته بود . اين مطلب ، رمزي در مورد عمامه است. پس بنابراين طلاب ـ كه به عنوان ادامه دهندگان راه انبيا و ائمه (ع) هستند ـ بسي مناسب است به لباس پيشوايان معصومشان ملبس  شوند .

2ـ آن گونه كه تاريخ نشان مي دهد ، از زمان غيبت امام عصر(ع) تاكنون احياي شريعت و تجديد ارزش ها و فرهنگ اصيل قرآن و عترت ، به وسيلهٔ قلم و بيان عالمان ديني و از آن بالاتر با نفس مبارك ايشان بوده است . ترويج قرآن ،   احاديث معصومين ، فقه اصيل ، كلام ،  عرفان ، فلسفه و اخلاق نوعا به دست روحانيت معزز و معظم ترويج يافته است .  سنگر نشينان اين سنگر محكم و ديده بانان دژهاي اسلامي ، عمامه به سرها بوده اند.

3ـ هر قشر و صنفي براي خودش لباس ويژه اي دارد : نيروهاي نظامي و انتظامي در سراسر دنيا ، قضات و اساتيد دانشگاه ها ( كه غالبا اين دو صنف اخير در ديگر ممالك لباس ويژه اي دارند ) ورزشكاران ، رهبران مذهبي و… همه  لباس هاي آرم داري بر تن دارند . حال كه  مسئله تبليغ يكي از مهمترين  مسائل و شغل انبياي الهي است ، بايد دست‌اندركاران آن براي خود ، لباس خاصي داشته باشند . اگر بنا  بر اين است كه مبلغين دين اسلام لباس خاصي انتخاب كنند،آيا لباس اساتيد دانشگاه يا پاپ ها و اسقف ها در خور آنان است ؟ يا مثلا فرم و لباس نيروهاي انتظامي و … ؟ و يا لباس كساني كه مقدس ترين و بهترين مخلوقات هستند  كه همان لباس انبيا است .

4ـ با قطع نظر از ويژگي هاي قبلي ، لباس روحاني لباسي متين و با وقار است كه كمال ادب ظاهري انسان به وسيلهٔ آن حفظ مي شود .

5ـ طلبه‌اي كه با نيتي مقدس اين لباس را مي‌پوشد ، يك روحيهٔ معنوي در او به وجود مي آيد و اين مطلب را به او تلقين مي كند كه : «  من طلبه هستم ، من در جاي امام صادق (ع) نشسته ام ، من سرباز آقا امام زمان (عج) هستم ». اما وقتي خداي ناكرده اين لباس را در مي آورد ، يا هنوز به آن ملبس نشده‌است ، اين روحيه كمتر در او وجود دارد . اين لباس نه تنها معنويت‌آور است؛ بلكه باعث مي شود برخي از لغزش هاي اجتماعي و خلاف عرف ها از طلبه سر نزند . البته اين حرف بدان معنا نيست كه هر كس عمامه اي داشته باشد ، معصوم گونه خواهد بود ! ما هيچ وقت مدعي نيستيم كه عمامه عصمت مي آورد . بالاتر از عمامه ، امام زاده بودن هم عصمت نمي آورد ، چه رسد به عمامه ! مگر جعفر كذاب از فرزندان ائمه (ع) نبودند؟ . چقدر « انه ليس من اهلك » و « انه عمل غير صالح » در طول تاريخ وجود داشته است ؟ اگر با سوءاستفاده پنج نفر عمامه به سر ، ما هم با اين استدلال كه مردم به روحانيت بد بين شده اند عمامه را زمين بگذاريم ، آن وقت مردم بايد نعوذ بالله به امامان هم بد بين بشوند ؛ چون برخي از فرزندان ، آنان از مقام پدرشان سوء استفاده كردند! به هر حال مراد ما اين است كه عمامه ، از جمله عوامل اصلاح و از اهرم هاي تهذيب است .

6. علاوه بر اين ها در روايت شريفه به عمامه « تِيجَانُ الْمَلَائِكَه 1 » اطلاق شده است . به كلاه لبه‌دار ، كلاه پهلوي يا به كلاه هاي ديگر ،« تيجان الملائكه » گفته نشده است .

7. در نماز امر شده كه با « عمامه » نماز بخوانيد و تحت‌الحنك آن را باز كرده و از زير چانه عبورش دهيد . همهٔ اينها اهميت عمامه را مي رساند . پس بهتر است و تا حدي ضرورت دارد كه طلبه معمم شود ؛ خصوصا كه مردم وقتي اين لباس را مي بينند ، به ياد امامان معصوم (ع) و به ياد امام‌زمان (عج) مي افتند . من نشنيده ام كسي امام زمان (ع) را ببيند و او را بشناسد ؛ در حالي كه حضرت را در لباس كت وشلوار ديده باشد يا با پالتوي عادي ببيند . آنان كه شرف ديدن آقا را داشته اند ؛ مي گويند : آقا را ديديم كه لباس عجمي بر تن و عمامه اي سبز يا سفيد و يا مشكي بر سر داشت. وقتي هم امام زمان (ع) ظهور مي كند ، قطعا با كت وشلوار نخواهد آمد ؛ نه پدران بزرگوارش اين طور بودند و نه خودش اين گونه است .

به نظر من لباس ، نصف شخصيت يك طلبه است . خداوند توفيق دهد كه به لوازم اين لباس پايبند باشيم ؛ چرا كه در التزام به شي ، بايد لوازم آن را نيز مراعات كرد . حال طلبه اي مي گويد : من از عمامه گذاشتن خجالت مي كشم و نمي توانم ملبس بشوم ! اين طلبه بايد به اين مطلب بينديشد : اگر كسي نتواند عمامه اي پنج يا  شش متري را در سرش نگه دارد و در فرودگاه يا در ايستگاه قطار ، يا در فلان خيابان تهران ، تبريز ، شيراز و ….  نمي تواند با اين لباس ظاهر شود ، فردا اگر اين فرد از ريش و محاسن خويش خجالت بكشد ، آن را خواهد تراشيد ؟! معلوم است اگر از نماز هم خجالت بكشد ، ديگر نماز هم نخواهد خواند  و يا مخفيانه خواهد خواند؟! كسي كه اين قدر ظرفيت و شخصيت ندارد كه عمامه را در سر نگه دارد ، فردا چگونه مي تواند به خودش بگويد : من عالم مبارزم ! از كجا مي تواند بگويد : من تابع حسينم ، تابع قرآنم ؟ قرآني كه فرياد مي زند : « يُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ لا يَخافُونَ لَوْمَه لائِمٍ 2 »، «آنان كه در راه خدا جهاد مي كنند و از ملامت و سرزنش ملامت گر هراسي ندارند ».

1. الكافي ج : 6 ، ص : 461 : « عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ : عَمَّمَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلِيّاً ع بِيَدِهِ فَسَدَلَهَا مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ قَصَّرَهَا مِنْ خَلْفِهِ قَدْرَ أَرْبَعِ أَصَابِعَ ثُمَّ قَالَ أَدْبِرْ فَأَدْبَرَ ثُمَّ قَالَ أَقْبِلْ فَأَقْبَلَ ثُمَّ قَالَ هَكَذَا تِيجَانُ الْمَلَائِكَةِ » .

2. مائده / 15




صفحه بعدی (2/3) صفحه بعدی