حوزه علمیه بناب - معيار پذيرش
امروز 3 خرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
معيار پذيرش




معیار پذيرش و مسأله رضایت یا عدم رضایت والدین


درباره گزينش طلبه ، همه مدارس معيارهايي دارند ، طبعا در اين مدرسه نيز ملاك هايي براي پذيرش وجود دارد : صلاحيت ، استعداد و انگيزه سه معيار مهم گزينش طلبه‌ها است . اتمام سوم راهنمايي يا اخذ ديپلم معيارهاي مهمي نيستند، چه بسا كسي دبيرستان را به پايان رسانده ولي ما او را گزينش نكنيم  و گاهي كسي دوم دبیرستان را تمام كرده  و ما از او ثبت نام به عمل آوريم .

به صلاحيت اخلاقي  فرد نگاه مي كنيم ؛  آيا اين شخص صلاحيت دارد كه فردا به عنوان اسوه و الگو مطرح  شود ؟ هرچند تعدادي محدود او را به عنوان سرمشق خويش برگزينند!

 علاوه بر اين سه معيار، سلامت جسمي و روحي را هم مد نظر داريم و در اين باره حساسيت زيادي نشان مي دهيم .

 در مورد طلابي كه از شهر يا استان ديگري به حوزه جذب مي شوند، نوعا از راه هاي سنتي تحقيق انجام  مي دهيم . از طلبه هايي كه همشهري او هستند و با او آشنايي دارند وضع او را جويا مي‌شويم . قبل از آنكه از كانال هايي ديگر مثل دفتر امام جمعه ، بسيج و غيره اطلاع كسب كنيم , به دوستان او مراجعه مي كنيم . اخلاق ، خوش نامي و سابقه نيك او را از آنان مي پرسيم .

شرط رضايت والدين

اي يك مسئله فتوايي است و بايد از مراجع محترم سوال شود؛ اما آنطوريكه از نظرات تعدادي از بزرگان بدست آمده، در مسائلي كه به كمالات علمي و معنوي مربوط است ،اجازه پدر شرط نيست . به ويژه اينكه يك وظيفه مهم بعد از تحصيل علم و معنويت ، برعهده طلبه است و آن اين كه نه تنها مي‌خواهد خودش را به كمال برساند ؛ بلكه مي خواهد در جامعه هم به عنوان اسوه وسرمشق در آيد . جامعه به چنين  مهره هايي نياز دارد . حال اگر جواني مي خواهد طلبه بشود و والدينش به طلبه بودن او روي خوشي نشان نمي دهند ، به هر وسيله ممكن رضايت  آنها را جلب كند و اگر نتوانست ، چاره اي نيست از اين كه خلاف ميل آنان عمل نمايد . و در مواردي مي‌شود به آيه شريفه (وَإِن جَاهَدَاكَ عَلى أَن تُشْرِكَ بِي مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا وَصَاحِبْهُمَا فِي الدُّنْيَا مَعْرُوفًا – لقمان/۱۵) نيز استناد كرد.

 برخي از بزرگان عصر حاضر را مي شناسم كه والدينشان از طلبگي آنها  راضي  نبوده اند ،  اما پيشرفت عالي داشته اند . مرحوم آيت الله شيخ محمد تقي بروجردي مي گفت : « پدرم شديدا با طلبه بودنم مخالف بود ؛ ولي گويا در اواخر اظهار رضايت مي كرد . بعد از وفات ، او را در رؤيا ديده و حالش را پرسيدم ، با اين كه پدرم فرد متديني بود ، مي گفت : مرا به جهت اينكه از طلبه بودن تو راضي نبوده ام ، باز خواست مي كنند ! » .

پدريكي از مراجع بزرگ ـ كه مقلدين زيادي در داخل و خارج دارد ـ از طلبه بودن او راضي نبود؛ ولي با تلاش زياد درس هاي حوزوي را ادامه داد و الان منشا آثار و بركات است .

در اين مورد خاطره اي در ذهن دارم كه بد نيست آن را هم بگويم . شايد سال 1361 بود ؛ آن موقع جوانان كم كم به حوزه ها روي آورده  بودند . در مدرسه حضرت ولي عصر (عج) تبريز  بودم‌. برخي جوانان ازاروميه آمده بودند تا طلبه شوند ؛ از جمله ايشان جواني بودكه در عمليات بدر به فيض شهادت نايل آمد . انگيزه فوق العاده اي براي طلبگي در او  مي ديدم ، تنها يك مشكل داشت و آن اين كه پدرش راضي نبود . پدرش مي گفت : « اگر طلبه شوي ، نامت را از شناسنامه ام پاك خواهم كرد ! »  من از يك سو به پاكي و انگيزه عالي اين جوان نگاه كردم و دوست داشتم كه به جرگه  طلبگي در آيد و از سوي ديگر عدم رضايت و امتناع شديد پدر او مسئله ساز بود . آن زمان آيت الله ملكوتي ، نماينده حضرت امام (ره) در تبريز بود. از مدرسه به ايشان زنگ زدم ؛ جريان را به ايشان عرض كردم ، در جواب گفت : «  اسمش را بنويسيد ، عيبي ندارد ، بگذاريد طلبه بشود . اگر بنا بود رضايت پدرشرط باشد ، بايستي خيلي از علما ، طلبه نمي شدند ».









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 13 اسفند ماه ، 1388 (2179 مشاهده)

[ بازگشت ]