حوزه علمیه بناب - توكل در معاش
امروز 4 اسفند ماه ، 1396
 


جستجو



پیوندها




 
توكل در معاش




تبيين توكل در امور معیشتی


توكل داشتن در معاش را چگونه مي توان تبيين كرد؟

من براي طلبه ها مثال مي زنم و مي گويم: فرض كنيد كسي كارمند دولت است و هر روز 8 ساعت براي دولت كار مي كند. اين كارمند ديگر فكر اين را نمي كند كه اگر من فردا بي پول شدم، چه خواهم كرد؟ اگر وفات كردم و يا از كار افتاده شدم خانواده ام را چه كسي سرپرستي خواهد كرد؟ اصلاً غصه اينها را نمي خورد؛ چون مي داند تا اين دولت دولت است و تا زماني كه پرچم اين دولت ـــ چه اسلامي و چه حتي استبدادي و الحادي ـــ  در حال اهتزاز است، حقوق ماهيانه و حقوق ايام از كارافتادگي و بازنشستگي اش خواهد رسيد؛ حتي مي داند بعد از وفاتش خانواده اش بي سرپرست و بي حامي نخواهند ماند، لذا با خيال آسوده كار مي كند. دولت مي گويد: هر ماه مبلغ كمي از حقوقت را به تو نمي دهيم، در عوض تو و خانواده ات را در برابر حوادث ناگوار بيمه مي كنيم. او هم با جان و دل به اين مطلب راضي است؛ چون اگر كه پولي از دست مي دهد، امّا اين پول، كم است آن قدر هم ارزشمند نيست، اما در مقابل حوادث بيمه شدن ارزش زيادي دارد. خوب اين خدمات يك دولت است به كارمندش، حال بياييد در بحث خودمان كه ما چقدر بايد به خدا اتكال داشته باشيم، خدايي كه خالق من است، من نبودم، اما به من هستي داد، هستي هم هديه ي خداست. خدا هر نعمت و امكاناتي داده است، همه و همه هديه ي بلاعوض است. خوب اينجا انسان حداقل بايد به خدا ــ نعوذ بالله ــ به مقدار اتكال آن كارمند به دولت، توكل داشته باشد! به آن پروردگار قادر منان رحمان حكيم، كه به تمامي مشكلات ما هم علم دارد و هم قدرت حل آنها را دارد، به كسي كه تمامي كارهايش روي حساب است، مقدِر تمام تقديرات است واقعاً چقدر بايد توكل داشت؟

لهذا بايد از طلبه يك سوال ساده كرد كه آيا تو سرباز امام زمان عليه السلام هستي يا نيستي؟

اگر سرباز آقا نيستي، پاشو برو، اينجا چه كار مي كني؟ چرا عمامه گذاشته اي؟ عمامه را عبا را بده و برو، اصلاً عمامه نگذاشته اي، چرا اسم طلبگي را يدك مي كشي؟ از حوزه برو! اما اگر خودت را سرباز امام زمان (عجل الله تعالى فرجه الشريف) مي داني، آيا دلسوزي امام زمان از دلسوزي دولت كم است؟! لطفش كم است؟! يا در پيشگاه خدا آبرويش كم است؟! اگر طلبه، طلبه باشد، نبايد خود را با خيالات واهي سردرگم كند؛ و يا به خود بگويد: اي واي فردا چه خواهد شد؟ به جاي اين خيالات بايد در فكر وظيفه اش باشد، آن رسالتي كه به عهده دارد آن را خوب انجام دهد.

بنده در طول عمرم كه براساس شمسي 63 سال و بر اساس قمري قريب به 66 سال سن دارم1 اگر بگويم از مصاديق اين آيه « وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ » بوده ام، اغراق گويي نكرده ام. با اينكه خودم به قاصر بودن بلكه به مقصر بودنم اعتراف دارم؛ بيني و بين الله بنده اي مقصر و نسبتاً كفور هستم، با اين حال در طول اين مدت من حيث لا يحتسب روزي ام تأمين شده است، اما همواره به وظيفه ام و به كار خودم مشغول بوده ام، حالا حسن نيت دارم يا ندارم از اين موضوع قطعاً نگران هستم. يك طلبه هم بايد چنين باشد ، چه در ايام تحصيل و چه در ايام تدريس و تبليغ ؛ در همه حال بايد به وظيفه اش عمل كند.

آيا قرض كردن مثلاً براي مقطعي خاص خلاف توكل حساب مي شود؟

نه خير. آن گونه كه از سيره امامان معصوم عليهم السلام و از سيره حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام نقل شده، ايشان براي تأمين معاش قرض مي كردند، اما توأم با حفظ كرامت و مناعت و عزت نفس. پس نه تنها اشكال ندارد، بلكه گاهي هم امر راجح و خوبي است و رسم عقلا هم بر اين بوده و هست.



1. استاد متولد سال 1318 شمسي است ، از آن جايي كه مصاحبه در سال 1381 انجام شده است ، لذا عمر ايشان در آن تاريخ 63 سال بوده است.









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 20 اسفند ماه ، 1388 (1575 مشاهده)

[ بازگشت ]