حوزه علمیه بناب - كار براي امرار معاش
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
كار براي امرار معاش




كار براي امرار معاش


نظر حضرت عالي در مورد كار كردن طلبه ها براي امرار معاش چيست ؟  

چه عيبي دارد ، طلبه اي كه مي خواهد پاره وقت درس بخواند ،‌ هم كار كند و هم درس بخواند ، هم معاشش را تامين  مي كند و هم از راه علم آموزي در راه تامين معاد باشد . ولي بايد دانست همان طوري كه حكما گفته اند ويژگي علم اين است كه اگر طالب علم تمام همت خود را صرف آن نكند ، ذره اي از آن نصيبش نخواهد شد . به ويژه در اين زمان كه شبهه افكني دشمنان در جامعه به مراتب بيش از گذشته هاست . اين همه تقاضا از يك سو و كمبود علماي اسلام شناس از سوي ديگر حاكي از وظيفه ي سنگين طلبه ها ست . با اين وضع مشكل است كسي پاره وقت درس بخواند و بتواند نياز علمي و معنوي جامعه را بر طرف كند .

 چه زماني را براي پرداختن به شغل دوم براي يك طلبه پيشنهاد مي كنيد؟

ظاهراً مورد سؤال جايي است كه طلبه مي خواهد بعد از مدتي تحصيل در يك جايي مشغول به خدمت شود؛ مسئول جايي بوده باشد، يا براي قضاوت برود و امثال اينها. توصيه اكيد بنده اين است كه با توجه به تجربه هايي كه بدست آورده ام مادامي كه طلبه از لحاظ علمي و نفساني به حد مطلوبي نرسيده، به شغل دوم نپردازد. يعني از نظر صفات دروني ، مسائل نفساني و آداب اگر واقعاً خودساخته نيست ، وارد صحنه هاي اجرايي نشود.

در اين ميان دو ضرورت براي رفتن طلبه به طرف شغل دوم ديده مي شود؛  يكي ضرورتي است كه از ناحيه جامعه و مكتب متوجه طلبه است، ديگري ضرورتي است كه شايد خود طلبه براي امرار معاش و گذران زندگي نياز به چنين كاري دارد. در هر دو مورد طلبه بايد چند مطلب را در نظر بگيرد:

بداند با پرداختن به شغل دوم ايمانش كم رنگ نخواهد شد، مثلاً اگر رشوه چند ميليوني هم به او پيشنهاد كردند ، او ايمانش را نخواهد فروخت و فريب اينها را نخواهد خورد.

ديگر اينكه اخلاقش از اخلاق حجره اي كه با تواضع و معنويت خاصي همراه بود، به اخلاق جبارمنشي تبديل نخواهد شد. ممكن است حالا كه رفته به شغل دوم با چند كلمه مثل حاج آقا، جناب آقاي قاضي، جناب نماينده محترم، امام جمعه محترم و امثال اينها فريب بخورد و خيال كند براي خودش كسي شده است. اگر قرار است با رفتن به اين طرف، خودش را گم كند، همان بهتر كه نرود. عيبي ندارد آن سنگر خالي بماند، ولي نرود؛ چون با اين انگيزه مي رود كه خدمتي كرده باشد، حال كه ايمانش از بين خواهد رفت، چه كسي گفته كه براي خدمت به ديگران از ايمانت بگذر! نه عقل و نه خدا چنين اجازه اي به انسان نمي دهند.

اگر حكومت به روحاني نياز دارد، به روحاني خود ساخته نياز دارد. حكومت مي خواهد براي اهداف والاي انساني از روحانيت بهره ببرد، جايي كه طلبه انسانيت خود را از دست خواهد داد پس حكومت هم به مقصودش نخواهد رسيد.

البته هر پست و مقام نسبت به خود، يك خودسازي علمي و عملي ويژه اي مي طلبد. خودسازيي كه در يك رئيس جمهور لازم است به مراتب بيشتر از خودسازي يك مسئول عقيدتي سياسي است . خود رئيس جمهور بايد از مقامش بزرگتر باشد تا بتواند از عهده آن كار برآيد. اما در حد نسبي براي تمامي شغلها حتي آخوند روستا بودن هم درجه حداقلي و نسبي اين موارد ضروري است.

در مورد ضرورت دوم يعني ضرورتي كه خود طلبه براي امرار معاش نياز به چنين امري پيدا مي كند توضيح چند نكته ضروري است: اولاً اگر طلبه واقعاً به خداوند متعال توكل كند، خداوند اموراتش را كفايت خواهد نمود و اين يك واقعيت است، شعار نيست. حالا كسي مي بيند در آن حد از توكل نيست و اگر روزگارش بدين منوال بگذرد پيامدهاي سويي در انتظار اوست مثلاً اختلافات شديد خانوادگي پيدا خواهد كرد. در اين صورت چه مانعي دارد براي اينكه جلوي اين پيامدها را بگيرد، برود و در جايي مشغول شود. ثانياً اين هم معلوم شود كه اين كار طلبه تجارت با علم نيست، بلكه خدمت كردن است و طبيعي است اگر كسي جايي خدمت مي كند، حقوق هم خواهد گرفت. مثلاً اگر در دانشگاه تدريس مي كند، حق التدريس دريافت خواهد كرد. يا به قضاوت مي رود اين هم خوب است . بنده تا دو سال پيش طلاب را از رفتن به قضاوت منع مي كردم اما مدتي است كه متوجه ضرورت مسأله شده ام و عزيزان را تشويق مي كنم و فارغ التحصيلاني را كه در حد مطلوبي از خودسازي ، امانت ، ديانت و ورع قرار دارند توصيه مي كنم . با اين حال خيلي تأكيد و گوشزد مي كنم كه اگر در آن حد از خوسازي نيستند، به آن سو نروند و بدانند كه اگر كسي صلاحيت لازم را در اين باب ندارد و با اين حال به طرف آن مي رود ،  نه تنها خود بلكه ديگران را نيز به مهلكه ها خواهد انداخت .









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 20 اسفند ماه ، 1388 (2407 مشاهده)

[ بازگشت ]