حوزه علمیه بناب - فلسفه اعطای شهريه
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
فلسفه اعطای شهريه




فلسفه اعطاي شهريه


فلسفه اعطاي شهريه چيست؟

شهريه به عنوان رفع ضرورت و نياز طلبه داده مي شود. تا طلبه اي كه شب و روزش را در اختيار تحصيل علوم ديني قرار داده و مي خواهد به آيه « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَه  » 1جامه عمل بپوشاند، با اين شهريه بتواند تا حدودي معاشش را تأمين كند و با خيالي آسوده به امورات علمي و اخلاقي اش بپردازد و به اصطلاح يك بهانه توكل داشته باشد. اما اگر طلبه اي از حمايت هاي خانواده يا ارث پدري و غيره تأمين مي شود ، نبايد شهريه بگيرد و شهريه را مثل حقوق بداند. نبايد طلبه خود را مثل يك كارگر مزد بگير و يا يك كارمند دولت كه ماهيانه حقوقي دريافت مي كند، قلمداد كند. اين تفكر و اين نوع برخورد با شهريه قطعاً خطاست. نه طلبه ، كارمند است و نه شهريه، حقوق او. طلبه دنبال وظيفه اش است، همان وظيفه اي كه در ارائه رسالت خطير انبياء عليهم السلام است. تعليم و تعلم و هدايت مردم تنها وظيفه طلبه است. حال اگر طلبه نياز دارد، مي تواند براي رفع نياز از شهريه استفاده نمايد. طلبه اي كه نياز ندارد معلوم نيست شهريه گرفتنش به چه خاطر است . بنده فقيه نيستم و نظر فقهي نمي دهم، اما در اين مورد نظر نوع بزرگان چنين است.

در ايام طلبگي ام گاهي اتفاق مي افتاد كه براي امرار معاش تا 10 يا 20 روز پول داشتم ، گاهي پولي از تبريز مي رسيد ، چون خودم براي چند روز تأمين بودم يك ريال آن را هم برنمي داشتم . مي رفتم فيضيه چند نفر كه به نظرم مي رسيد به اين پول نياز دارند يواشكي به آنها مي دادم. هيچ يك از آن ها هم مرا نمي شناختند ولي من احساس مي كردم كه آن ها به اين پول سزاوارترند. البته معنايش اين نيست كه من نبايد براي خريدن مسكن اندوخته و پس اندازي داشته باشم ، در مقام بحث از كميت تأمين بودن نيستم و كلي مي گويم.

تأمين بودن هم مراتبي دارد؟

كسي ممكن است لباس و مسكن و ضروريات زندگي را دارد يا شايد مسكن ندارد اما كرايه آن را بدست مي آورد و زندگي اش مي چرخد. اوليات را دارد اين براي يك طلبه بس است. اما گاهي مي گويد من خودرو و ماشين ندارم و ماشين براي من ضروري است. جايي كه اكثر طلبه ها 20 تومان براي كرايه منزل پيدا نمي كنند، آن وقت من با شهريه در فكر خريدن خودرو باشم، اين خلاف است. البته اگر كسي از راه ديگري غير از شهريه اين كارها را انجام دهد، حرف ديگري است؛ چرا كه موضوع سخن در مورد شهريه است و شهريه در مورد ضروريات است.



1. توبه / 122 : « وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِيَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِيَتَفَقَّهُوا فِي الدِّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ » .









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 20 اسفند ماه ، 1388 (2193 مشاهده)

[ بازگشت ]