حوزه علمیه بناب - ارتباط با طلاب
امروز 29 مرداد ماه ، 1397
 


جستجو



پیوندها




 
ارتباط با طلاب




ارتباط با طلاب


در محضر پروردگارـ عظم شأنه ـ بدون هر گونه اغراق عرض مي كنم : ما در مدرسه به طلبه ها شخصيت مي دهيم و خودمان را براي استفاده از نظرات آنان آماده مي كنيم .

ارتباط اول : در طول سال حداقل بارها با طلبه‌ها ( مستقيم يا غير مستقيم) به شور مي نشينيم و به  پيشنهاد‌ها و انتقاد هاي آنها توجه مي‌كنيم و گاهي توضيحي نسبت به برنامه هايي كه شايد براي طلبه ها مبهم جلوه كند، ارائه مي‌دهيم .

ارتباط دوم  از طريق سر زدن به حجره ها است . با اينكه حجره ها هم در فاصله ي بيشتري از هم قرار دارند ، به هر حجره چند دفعه شخصا سر زده ام .  ابتدا در مي زنم ، حتي گاهي مي بينم چراغ حجره روشن است ، اما چون جواب «  بله  » نمي شنوم ، يا مي بينم يكي از افراد حجره خوابيده ، برمي گردم و اگر جوابي آمد ، به حجره رفته و حالشان را مي پرسم . به پاكيزگي و نظافت حجره‌ها و اين ها مشغول مطالعه هستند يا نه ؟ توجه مي‌كنم.

ارتباط سوم : صندوقي به عنوان «  صندوق پيشنهادات  » در مدرسه تعبيه شده كه كليد آن فقط  در اختيار خودم است . به طلبه ها گفته ام : اگر حرفي داشتيد بنويسيد ، با امضاء يا بدون امضاء . طلبه‌ها مسائل مختلفي در نامه‌هاي خود به من مي نويسند كه همه را مي خوانم و آن ها را پيش خود نگه مي‌دارم و اگر مطلبي در نامه باشد كه نويسندهٔ آن راضي نيست ديگري از آن مطلب باخبر شود ، آن نامه را از بين مي برم .

ارتباط چهارم : طلبه ها را براساس شهرها به گروه هاي ده نفري تقسيم كرده ام و براي هر گروه يك مسئول در نظر گرفته ام ، در طول سال با مسئولين گروه ها جلسه دارم . از آن ها نظرخواهي مي كنم ؛ مسئولين گروه ها نظرات طلبه ها را به بنده منتقل مي كنند . بنابراين حرفشان را مي‌شنوم و اگر نكته مثبتي بود ، تا حد امكان ترتيب اثر مي دهم ، در غير اين‌صورت با توضيح موضوع ، قانعشان مي كنم .

علاوه بر اين ها يك ارتباط پنجمي هم با طلبه ها دارم و آن اين است كه از قيافه برخي مي فهمم كه گويا اين شخص در دل حرفي دارد و ناراحتيي در او هست . گاهي تنها او را و گاهي هم به صورت دو يا سه نفري به دفتر فرامي خوانم و مي نشينيم با هم درد دل مي كنيم .

ارتباط ششم : واحدهاي مختلفي مثل واحد تبليغات ، تداركات و ... در مدرسه فعال هستند كه با مسئولين آنها نيزدر ارتباط هستم.

به هر حال از راههاي مختلف با تمامي طلاب مرتبط هستم . اين طور نيست كه من فقط با پنج نفر مرتبط باشم ، يا با پنجاه نفر . بلكه با همه در ارتباطم . طوري كه اسم همه را مي دانم ؛ بعد از يكي دو ماه اسامي طلبه هاي سال اول را ياد مي گيرم و به حافظه‌ام مي‌سپارم . مدتي پيش آقاي رباني ـ مسئول سابق مركز جهاني علوم اسلامي ـ به بناب آمده بود ، ديد كه وقتي من با طلبه ها كار دارم آن ها را با اسمشان صدا مي زنم ، تعجب كرد و گفت : اسم همه را مي داني ؟ ! با اين كه حافظه ام قوي نيست ، اما در اثر ارتباط مستمر اسم طلبه ها در خاطرم مي ماند .

ارتباط هفتم : در مسافرت ها نوعا خودم را از طلبه ها جدا نمي كنم . اگر آنها با قطار  بروند ، من هم در كنارشان با قطار مي روم . اگر با اتوبوس مسافرت مي كنند ، من هم در كنارشان هستم ( گرچه اخيرا استطاعت بدني ام كم شده و گاهي با وسيله ديگري مي روم ) راه را بين چند اتوبوسي كه طلبه ها در آن هستند، تقسيم مي كنم . از اول تا آخر سفر در يك اتو بوس نمي مانم . در يك اتوبوس هم فقط در يك صندلي خاصي نمي نشينم ؛ گاهي در جلو ، گا هي در وسط و گاهي در آخر آن . اگر با قطار به مسافرت برويم ، به كوپه ها سر مي زنم .

چندي پيش با بيش از پانصد نفر به قم مي رفتيم . خواهران در واگن جداگانه اي بودند و من با آنها به صورت غير مستقيم در ارتباط  بودم ، اما با برادران كه چند واگن بودند ، در هر كوپه ده يا پنج دقيقه مي ماندم . با يك لطيفه ، يا نصيحت و پند و يا با احوال پرسي به آنان سر مي زدم .

با اين همه مي بينم برخي به ندرت عقده اي از مدرسه در دل دارد . با اينكه مي بيند مسئول مدرسه با كمال صداقت و صميميت با همه طلاب حتي سال اولي ها نشست و برخاست مي كند ، از سرمايه عمرش مايه مي‌گذارد ، امكانات مختلف را به كار مي گيرد ، با اين همه يك عده در دلشان گلايه اي دارند ! اين باعث دل سردي است . اين طبيعي است كه اگر كسي درس نخواند ، يا احيانا انضباط كمي داشته باشد ، بي مهري خواهد ديد .

حال نه تبعيضي در ميان است ونه ظلم و حيف و ميلي ؛ حال چرا عده اي در دل عقده اي دارند‌! البته اكثريت قريب به اتفاق طلبه ها ،اين گونه نيستند و من هم از اين روند شاكر هستم و پشت سر خيلي از آنها مي‌توانم نماز بخوانم . آنان با ما صادق هستند و با اين شهريه كم ـ كه از شهريه ساير مدارس كمتر است ـ اظهار ناخرسندي نمي كنند . ما هم  هر چه در توان داريم، در طبق اخلاص مي گذاريم و اخيرا با امكاناتي كه آقاي حاج شيخ مصطفي ، به فضل پروردگار و عنايات  حضرت صاحب الامر ارواحنا فداه ايجاد كرده ، بسياري از مشكلات قبلي حل شده است . واقعا كار بزرگي است ( مدرسه علميه جديد بناب) هم حوزه است و هم فضاي سبز و دل گشايي دارد كه امكانات آن بالاتر از حد متوسط است.









© کپی رایت توسط حوزه علمیه بناب کلیه حقوق مادی و معنوی مربوط و متعلق به این سایت است.)
برداشت مقالات فقط با اجازه کتبی و ذکر منبع امکان پذیر است.

نوشته شده در تاریخ: 13 اسفند ماه ، 1388 (1947 مشاهده)

[ بازگشت ]