حوزه علمیه بناب - شیخ محمدعلی اراكي
امروز 23 مرداد ماه ، 1397
 

زنان دانشمند

جستجو

مردان دانشمند
جستجو



پیوندها




 
شیخ محمدعلی اراكي




صفحه: 1/3


                                                                               آيت الله العظمي میرزا محمدعلی اراكی


  تولد                                                                                                                                                                                       

 او در 24 جمادى الثانى 1312 ق . در اراك ديده به جهان گشود. پدرش ، حجه الاسلام حاج احمد آقا، مشهور به ميرزا آقا فراهانى از علماى مشهور آن سامان بود. مادرش نيز از نوادگان امامزاده سيد حسن واقف (در روستاى افوشته شهرستان نطنز) است . ( پيام انقلاب ، ش 125، ص 19)

 تحصيل

 وى پس از يادگيرى خواندن و نوشتن ، در نوجوانى وارد حوزه علميه اراك شد و در درس استاد سيدجعفر شيثى حضور يافت و مقدمات علوم اسلامى را از او فرا گرفت . دروس سطح حوزه را نزد آيه الله العظمى سيدمحمد تقى خوانسارى به خوبى پشت سر گذراند. آيه الله اراكى همزمان با تحصيل دوره سطح ، در درس شرح منظومه آيه الله شيخ محمد باقر اراكى معروف به سلطان آبادى شركت كرد و از دانش آن حكيم فرزانه خوشه ها چيد. (مجله حضور، شماره 5 و 6، تابستان 1371، ص 37 و 38 ـ روزنامه كيهان هوايى ، شماره 835، 14/4/1368 ـ الاجازه الكبيره ، سيدشهاب الدين نجفى مرعشى ، ص 149) ايشان سالها در درس آيه الله العظمى آقا نورالدين اراكى و آيه الله العظمى شيخ عبدالكريم حائرى يزدى شركت كرد و از دانش و تقواى آن دو مرجع بزرگ تقليد شيعيان ، بهره ها برد. آيه الله حائرى علاقه زيادى به او داشت . نبوغ فكرى آيه الله اراكى مورد توجه استاد قرار گرفت . آيه الله اراكى به سفارش استاد معمم شد. با يكى از بستگان ازدواج نمود. ( مجله حوزه ، شماره 9، ص 150، روزنامه رسالت ، شماره 2577، 10/9/1376)

 آشنائي با امام

آيه الله اراكى پس از سالها تحصيل در حوزه علميه اراك ، به دنبال هجرت آيه الله العظمى حائرى يزدى به قم ، وارد حوزه علميه قم شد و در درس ايشان شركت كرد. (روزنامه رسالت ، شماره 2577، 10/9/1376) آيه الله اراكى در اين سالها با امام خمينى آشنا شد. وى علاقه خاصى به امام خمينى داشت و هماره از فعاليتهاى سياسى ايشان عليه رژيم پهلوى پشتيبانى مى نمود. به دنبال اعلاميه كوبنده امام خمينى در سال 1341، عليه لايحه كاپيتولاسيون و قوانين غير اسلامى مصوب مجلس شوراى ملى ، آيه الله اراكى نيز به پشتيبانى ايشان اعلاميه اى صادر كردند و خواستار لغو مصوبات مخالف اسلام شدند. پس از دستگيرى و تبعيد امام خمينى ، در سال 1342، آيه الله اراكى هماره از ايشان حمايت مى كرد. عكاسى هما، عكسى از امام در خيابان ارم زده بود. حضرت آقا (آيت الله اراكى ) كه از فيضيه بر مى گشتند، وقتى نگاهشان به آن عكس افتاده بود، فرموده بودند: قسم مى خورم كه صاحب اين عكس اگر در كربلا مى بود، در ركاب امام حسين عليه السلام به شهادت مى‌رسيد. وقتى به منزل مى آمدند و ما اطلاعيه ها را بر ايشان مى خوانديم ، بسيار گريه مى كردند و اشك شوق و نشاط از شنيدن اين اطلاعيه ها، مى ريختند... آيه الله اراكى در پى دستگيرى و تبعيد امام به نجف ، همان سال به عراق و نجف رفت و در مدت اقامت تماما ميهمان حضرت امام بود اين در حالى بود كه آقا از سوى رژيم تحت فشار قرار گرفته بود و از سوى ديگر جواب ميهمانى افراد ديگر را رد كرده بود ايشان با افتخار ميهمانى امام را پذيرفت و بدون ترس و اضطراب چند روزى را در آنجا اقامت كرد. اولين ملاقات امام با ايشان در كربلا بود، در ابتدا كه وارد حرم حضرت ابوالفضل عليه السلام شد حضرت امام در حال خروج از حرم بود حدود پانزده سال بود كه همديگر را نديده بودند. آن دو يكديگر را در آغوش گرفتند و آقاى اراكى شروع به گريه كرد و سپس اين جمله را فرمود: با آل على هر كه در افتاد ورافتاد. بعد دوباره شروع به گريه كرد.. حجت الاسلام شهاب الدين اشراقى ، داماد امام مى گويد: امام به من گفتند: بغض گلويم را گرفته بود و نتوانستم پيش آقاى اراكى بايستم . آيه الله اراكى درباره آشنايى خود با امام خمينى مى فرمايد:« حضرت آقاى خمينى يك مدتى را در اراك بوده اند و در حوزه آنجا تحصيل مى كردند و حتى منبر مى رفته اند، من در آن مدت با ايشان آشنايى نداشتم ، اما آن وقتى كه در قم بوديم خوب آشنا شديم و يكى از هم صحبتهاى بنده بودند. گاهى اتفاق مى افتاد از منزل تا ميدان كهنه قم نزديك شاهزاده حمزه اين راه را به همراه هم طى مى كرديم و ضمن صحبتها و مباحثه ها بر مى گشتيم و اين مساءله بسيار اتفاق افتاد، با هم خيلى ماءنوس بوديم . آن اوايل كه وارد قم شدم ايشان به من اظهار كرد شما يك درس تفسير صافى براى من بگوييد تفسير صافى با اصول و فقه و اصطلاحات آن مناسبتى ندارد و لذا چون من با آن اصطلاحات ماءنوس نبودم چند شب تدريس كردم اما ديگر نرفتم ، ايشان هم اصرارى نكردند... ايشان مرد بسيار جليلى است و شناختم او را به جلالت ; بسيار مرد پاكى است ، پاك ، پاكى نفس دارد، پاكى ذاتى و درونى دارد و اين بر همه خلق معلوم شده است . ما در مدت پنجاه سال كه با اين شخص بزرگ آشنايى پيدا كرده ايم ، خبر تقوا و ديانت و سخاوت و شجاعت و شهامت و بزرگى نفس و بزرگى قلب و كثرت ديانت و جديت در علوم نقلى و عقلى و مقامات عالى و ... در او نيافتيم . اين مرد قد مردانگى علم كرد و در مقابل كفر ايستادگى كرد و دست غيبى هم با او همراهى كرد، به طورى كه محير العقول بود و هيچ خانه اى و هيچ زاويه اى از زواياى اين مملكت باقى نماند مگر كه گفته شد. مرگ بر شاه او جان در كف دست گذاشته است و در مقابل تبليغ قرآن و دين حنيف اسلام جانبازى مى كند. جان در كف گذاشته و حاضر براى شهادت شده است . خداوند يك قوه غريبى در اين مرد خلق فرموده كه به هيچ احدى نداده . همچنين جراءتى ، چنين شجاعتى و ديدى به او داده است كه به احدى نداده ، او مانند جدش على بن ابى طالب است . يك چنين كسى كمياب است . كم نظير است و نظير ندارد.» (مجله پيام انقلاب ، شماره 125)




صفحه بعدی (2/3) صفحه بعدی